Jump to ratings and reviews
Rate this book

میس جینی و زنان دیگر

Rate this book
این مجموعه شامل هشت داستان است که شخصیت محوری همه‌ی آن‌ها زنان‌اند. ویلیام فاکنر این زنان را با نگاهی به کاراکترهای تاثیرگذار زندگی‌اش خلق کرده است. از هشت زن این کتاب شش نفر به قول فاکنر زنانی از دست رفته‌اند؛ آدم‌هایی شجاع و باشرف که می‌کوشند هر طور هست روی پای خود بایستند و حقشان را بگیرند.

پدرم گفت: «مگه لباس زنانه چیه دختر؟ اصلا مهم نیس. بیا دختر. بلندشو سرباز.»
اما دروسلیا تسلیم شده بود. درست مثل وقتی که گذاشت لباس زنانه تنش کنند دیگر چنان بی‌تفاوت شد که حتی اجازه داد شلاقش بزنند. انگار با لباس زنانه می‌توانست فرار کند و نجنگد.

262 pages, Paperback

Published January 1, 2019

Loading...
Loading...

About the author

William Faulkner

1,574 books11.5k followers
William Cuthbert Faulkner was an American writer. He is best known for his novels and short stories set in the fictional Yoknapatawpha County, Mississippi, a stand-in for Lafayette County where he spent most of his life. A Nobel laureate, Faulkner is one of the most celebrated writers of American literature and often is considered the greatest writer of Southern literature.
Faulkner was born in New Albany, Mississippi, and raised in Oxford, Mississippi. During World War I, he joined the Royal Canadian Air Force, but did not serve in combat. Returning to Oxford, he attended the University of Mississippi for three semesters before dropping out. He moved to New Orleans, where he wrote his first novel Soldiers' Pay (1925). He went back to Oxford and wrote Sartoris (1927), his first work set in the fictional Yoknapatawpha County. In 1929, he published The Sound and the Fury. The following year, he wrote As I Lay Dying. Later that decade, he wrote Light in August, Absalom, Absalom! and The Wild Palms. He also worked as a screenwriter, contributing to Howard Hawks's To Have and Have Not and The Big Sleep, adapted from Raymond Chandler's novel. The former film, adapted from Ernest Hemingway's novel, is the only film with contributions by two Nobel laureates.
Faulkner's reputation grew following publication of Malcolm Cowley's The Portable Faulkner, and he was awarded the 1949 Nobel Prize in Literature for "his powerful and unique contribution to the modern American novel." He is the only Mississippi-born Nobel laureate. Two of his works, A Fable (1954) and The Reivers (1962), won the Pulitzer Prize for Fiction. Faulkner died from a heart attack on July 6, 1962, following a fall from his horse the month before. Ralph Ellison called him "the greatest artist the South has produced".

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (25%)
4 stars
4 (50%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
2 (25%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Roozbeh Gezerseh.
22 reviews5 followers
July 25, 2024
دو کلام درباره‌ی دو داستان از این مجموعه:
یکی آن خورشید دم غروب که درباره‌ی کامپسون‌هاست، قبل از خشم و هیاهو، وقتی کونتین و کدی و جیسن یازده و هفت و پنج ساله بودن: بی‌خبر و بی‌خیال از رنج آینده، از سر و صدای کرکننده‌ی بنجی، از سرنوشت کونتین، از فرار کدی و از تلخیِ ابدی جیسن... خود داستان چندان تلخ نبود، اما گذشته‌ای که اون آینده‌ش باشه عجب دل‌تنگ‌کننده می‌تونه باشه. و یکی هم داستان ملکه‌ای که بود، داستان سارتوریس‌ها بعد از همه‌ی اون کرّ و فرّ شون، وقتی که دیگه نه از سرهنگ جان سارتوریس در این دنیا خبری هست، نه از پسرش بایارد، نه از نوه‌اش جان و نه حتا از نتیجه‌هاش بایارد و جان. همه‌گی مرده‌ن و تنها سارتوریس‌های باقی مونده خواهر سرهنگ، ویرجینیا (جِینی) نود ساله‌ و نبیره‌ی ده ساله‌ش بن‌بوئه. یکی داستان آرامش قبل از توفان و یکی آرامش بعد از توفان، اگه اصلن قبل و بعد از توفان بشه از چیزی به اسم آرامش حرف زد.

داستان سپتامبر بی‌باران هم به‌یادماندنی بود و جذابیتش از همون عنوانش شروع می‌شه:

در آن غروب سپتامبر خونین در پی شصت و دو روز نباریدن باران، داستان، شایعه و یا هرچیز دیگری که بود، مثل آتشی که به جان علف خشک بیفتد، همه جا پیچیده بود. ماجرای مینی کوپر و یک سیاه‌پوست بر سر زبان‌ها بود: به‌اش حمله کرده؟ اهانت کرده یا نه؟ فقط ترسانده بودش؟ هیچ‌کدام‌شان درست نمی‌دانستند چه اتفاقی افتاده. آن عصر شنبه جمع شده بودند توی دکان سلمانی که پنکه سقفی‌اش بی‌ آن‌که جایی را خنک کند می‌چرخید و هوا را با بوی مانده‌ی ادوکلن و روغنِ سر و بوی بدن و دهان مشتری‌ها جا‌به‌جا می‌کرد. (از داستان سپتامبر بی‌باران – ص 98)
Profile Image for Kaveh Rezaie.
281 reviews32 followers
December 17, 2023
داستان‌های:
۱- درگیری در سرای سارتوریس
۲- مادربزرگم میلارد
۳- سپتامبر بی‌باران
۴- آن خورشید دم غروب
۵- ملکه‌ای بود
۶- میس زیلفیا گانت
۷- سنجاق سینه
۸- برف
۹- کتابدار جفرسونی

وجه مشترک این داستان‌ها محوریت داشتن یک زن در آن‌هاست. هر داستان مقدمه درجه یکی دارد توسط جناب اخوت فاکنرشناس.

داستان‌های ۳ و ۴ از مشهورترین‌های فاکنر هستند و همراه داستان ۵ در کتاب «این یازده تا» آمده‌اند.

داستان‌های ۱ و ۲ و ۵ در خانواده "سارتوریس" می‌گذرند. ۱ و ۲ در بحبوحه جنگ‌های انفصال در امریکا، و داستان ۵، سال‌ها پس از آن است. همه مردان این خانواده درگذشته‌اند و فقط خواهر ژنرال سارتوریس در نود سالگی زنده است.

داستان‌های ۴ و ۸ و ۹ مربوط به خانواده "کامپسون" هاست. همان خاندانی که کتاب «خشم و هیاهو» درباره آن‌هاست. در داستان ۴، "کونتین" و "کدی" و "جیسن" ، نه هفت و پنج ساله هستند.

داستان «برف» را جناب "اخوت" به زیبایی ردش را گرفته و با توجه به ضمیمه‌ای که فاکنر در سال ۱۹۴۵ برای کتاب «خشم و هیاهو» نوشته است و در واقع فصل پنجم کتاب است، به خاندان "کامپسون" مربوط دانسته‌اند. زن این داستان همان "کدی" است. "کدی" شخصیت محبوب فاکنر بود که او را واقعی‌ترین شخصیت «خشم و هیاهو» می‌دانست.

داستان «کتابدار جفرسونی» را جناب اخوت با ظرافت تمام از همان ضمیمه فاکنر بر «خشم و هیاهو» برگزیده‌اند و در واقع قرینه‌ای است بر داستان «برف» و شخصیت "کدی".
Profile Image for Saeedeh.
4 reviews1 follower
February 10, 2025
در حالی که جذابه یکمی بخاطر پرش زمانی بین داستان‌ها ممکنه گیج کننده بشه.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews