طبقهی منفی دو داستان زنی است که در مهمترین وجوه زندگی خود دچار مشکل شده است، در رابطهای که قرار بود منجر به ازدواج شود، در محیط خانه و رابطهاش با مادر و پدربزرگش و همینطور شغلی که اگرچه در ابتدا ساده به نظر میرسد اما در ادامه ماهیتی مرموز به خود میگیرد. طبقهی منفی دو روایتی است متنوع از زندگی جاری که در آن اتفاقات روزمره گاهی مسیر زندگی آدمها را عوض میکند.
جالب و عجیب بود طنز تلخی هم داشت تا جایی که تونسته بود خوب توضیح داده بود که تو محیط کار و تو محیط زندگی اکثرا از هم آتو دارن و منتظرن تا گزارشش رو به اونی که باید بدن تا پیشرفت کنن یعنی پیشرفتشون رو مدیون تخصصشون نیستن مدیون زیرآب زدن و لو دادن سابقه و نقطه ضعف های بقیه ان. و این رفتار ها ممکنه ریشه تو برخورد خانواده و سرکوفت زدن ها داشته باشه که برای رهایی از هر تحقیری دست به هرکاری بزنی.
دو روز پیش خواندم در یک جایزه ادبی به نام هفت اقلیم تقدیر شده . از نشر ثالث خردیمش و یک کتاب دیگر هم از آقای زمانی که آن هم تقدیر شده بود. هر دو بسیار ضعیف، بیتکنیک و تکراری بودند. این کمی طنز داشت و باز اندکی قابل تحملتر بود.
تلاشی که نویسنده برای خلق فضایی نمادین داشته تا حدودی موفق بوده، اما ساختار چندان انسجام ندارد و مابهازاء برخی از نمادسازیها پیدا نمیشود. اغراق در تنش رابطهی راوی و پدربزرگ بیشتر از آنکه وجه طنز داستان را پررنگ کند به باورناپذیری منجر میشود و در عین اینکه بخش زیادی از کتاب به شرح این ماجراها اختصاص پیدا کرده کمک چندانی هم به پیشبرد طرح داستان نمیکند.