Jump to ratings and reviews
Rate this book

In Praise of Doubt: How to Have Convictions Without Becoming a Fanatic

Rate this book
“A book of great practical wisdom by authors who have profound insight into the intellectual dynamics governing contemporary life.”
—Dallas Willard, author of Knowing Christ Today   In In Praise of Doubt, two world-renowned social scientists, Peter L. Berger ( The Homeless Mind, Questions of Faith ) and Anton C. Zijderveld ( The Abstract Society, On Clichés ), map out how we can survive the political, moral, and religious challenges raised by the extreme poles of relativism and fundamentalism. A book that asks and answers Big Questions, In Praise of Doubt offers invaluable guidance on how to have convictions without becoming a fanatic.

192 pages, Hardcover

First published January 1, 2009

122 people are currently reading
1364 people want to read

About the author

Peter L. Berger

191 books230 followers
Peter L. Berger was an internationally renowned sociologist, and the founder of Boston University's Institute on Culture, Religion, and World Affairs. He was born in Vienna and came to the U.S. in his late teens. He had a master's degree and a doctorate from the New School for Social Research in New York. After two years in the United States Army, he taught at the University of Georgia and the University of North Carolina before going to the Hartford Seminary Foundation as an Assistant Professor in Social Ethics.

In 1992, Peter Berger was awarded the Manes Sperber Prize, presented by the Austrian government for significant contributions to culture. He was the author of many books, among them The Social Construction of Reality, The Homeless Mind, and Questions of Faith.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
141 (21%)
4 stars
258 (40%)
3 stars
192 (29%)
2 stars
43 (6%)
1 star
11 (1%)
Displaying 1 - 30 of 123 reviews
Profile Image for Maziyar Yf.
816 reviews632 followers
November 15, 2021
پانزدهمین کتاب از مجموعه تجربه هنر و زندگی از نشر گمان به ستایش تردید پرداخته ، کتاب اعتقاد بدون تعصب با نام اصلی در ستایش تردید با نگاهی فلسفی موضوع اصلی و بسیار مهم مقابله شک و تردید با ایمان و یقین را بررسی کرده است .
نویسندگان کتاب پیتر برگر و آنتون زایدرولد با نگارش این کتاب گامی بلند و مهم در راستای شناسایی و مبارزه با تعصب برداشته اند ، کتاب آنان برای گروه خاصی از مردمان یا نژاد و مذهب به خصوصی نیست ، به همین گونه آنان کتاب را فقط محدود به مذهب نکرده و در کنار مذهب به تعصب در سیاست و عواقب فاجعه بار آن هم پرداخته اند .
یکی از جالبترین و البته مهمترین بخشهای کتاب نظریه زوال سکولاریزاسیون در کشورهای مختلف و امید داشتن به دین و مذهب و یا معنویت برای معنا و هدف بخشیدن به زندگی میلیاردها نفری ایست که در چرخه زندگی صنعتی گرفتار مانده اند . در حقیقت از نگاه نویسندگان مدرنیته باعث زوال دین و یا
گسترش سکولاریزاسیون نشده ، اما مفهومی آفریده که بسیار حیاتی ایست : تکثر
آنچه که تکثر را در کنار تنوع ساخته ، تعامل است ، و در چنین جامعه ای متشکل از تنوع و تعامل ، صلح و آرامش و زیستن در کنار همدیگر هدفی آسان و سهل تر بوده و اینجاست که در جامعه متکثر حرف گروه های مختلف بدون تعصب و خشک اندیشی شنیده شده و به بخشهای دیگر جامعه هم اجازه صحبت کردن داده می شود .
نویسندگان کتاب برای پرداخت بهتر و کاملتر به مفاهیم فلسفی و جامعه شناسی از نظرات فلاسفه ای مانند سارتر ، دکارت ، کیرکگور و کارل مارکس هم استفاده کرده اند که این امر مفاهیم کتاب را پرمایه و غنی ساخته . زبان نگارش کتاب ساده وآسان بوده اما مفاهیم کتاب به خصوص در فصلهای آخر سنگین می شود .
در پایان باید گفت که کتاب اعتقاد بدون تعصب با وجود حجم کم آن ، محتوی بسیار عمیق و کاربردی دارد و در دنیای سرشار از آگاهی و دانش به خواننده دید کامل تری می دهد . تاکید نویسندگان کتاب بر دوری از تعصب و انتخاب موضعی میان نسبی گرایی و بنیاد گرایی بوده است .
Profile Image for Parastoo.
97 reviews468 followers
January 12, 2018
موضوع کتاب را دوست دارم چون از طرف دو دسته آدم متعصب در زندگی‌ام تحت فشار بوده‌ام:متعصبان مذهبی و چپ‌های متعصب. در نوجوانی سعی کرده بودم تا می‌توانم از این دو فاصله بگیرم و بنابراین بسیاری از اصول را پس می‌زدم. یواش یواش یاد گرفتم راه خودم را بروم و به اصول جهانشمول معتقد باشم. این کتاب هم سعی می‌کند عواقب افراط در تعصب ورزیدن و افراط در نداشتن هرگونه اصول را جلوی چشم‌مان بگذارد و نشان دهد که میانه‌روی در این موضوع چه فوایدی خواهد داشت. منتها رفت و برگشت‌های زیاد متن حواس آدم را پرت می‌کند. کاش تدوین مناسب‌تری داشت و مثال‌های روزمرهٔ بیشتری. در هر حال خواندنش برای من خوب بود.
Profile Image for Mohammad Hrabal.
449 reviews300 followers
May 9, 2025
ابتدا کتاب را خواندم و بعد به سخنرانی مصطفی ملکیان که به بررسی و تلخیص کتاب پرداخته بود گوش دادم. هر دو عالی بودند. عنوان اصلی کتاب "در ستایش تردید" هست که مترجم محترم آن را به "اعتقاد بدون تعصب" تغییر داده‌اند.
*********************************************************************
بسیاری از دولت‌ها در جهان معاصر تلاش کرده‌اند آزادی دینی را محدود کنند (اغلب تحت لوای محافظت از شهروندان دربرابر مبلغان دینی): بیشتر کشورهای اسلامی و همچنین اسرائیل، روسیه، هند و چین. برخی از این تدابیر نسبتاً مؤثر بوده‌اند. اما تا زمانی‌که یک نظام کاملاً توتالیتر سرکار نباشد، نیروهای تکثرزا راهشان را باز می‌کنند: از طریق کانال‌های گسترده ارتباطی که با فناوری مدرن باز شده‌اند، از طریق سفرهای خارجی شهروندان دولت‌های محدود کننده و سفرهای بازدیدکنندگان خارجی به این کشورها و اغلب از طریق مبلغان مذهبی که نظارت دولتی را دور می‌زنند. بسیار مشکل بتوان غول تکثرزا را به بطری بازگرداند. صفحات ۳۸-۳۹ کتاب
نظام‌های دینی و سیاسی در تقویت حالت‌های دفاعی شناختی برای هواداران خود تبحر خاصی دارند. راهبرد دفاعی مشترک در این حوزه، دسته‌بندی حاملان اطلاعات ناسازگار به قشرهایی است که آنها را و هر چیزی را که ممکن است بگویند، کاملاً بی‌اعتبار می‌کند: آنها یا گناه کارند یا کافر، آنها متعلق به نژادی پست‌تر هستند، آنها به‌ خاطر طبقه یا جنسیتشان گرفتار نوعی آگاهی غلط هستند یا آنها اصلا قادر به طی یک فرایند تشرف خاص نشده‌اند، که منجر به یک دیدگاه صحیح و جامع از امور می‌شود. صفحات ۵۱-۵۲ کتاب
دولت خودکامه مخالفان سیاسی را برنمی‌تابد، اما مردم را کم و بیش تا زمانی‌ که با رژیم همراه باشند، به حال خودشان رها می‌کند. در مقابل، دولت توتالیتر در پی نظارت بر همه‌ی ابعاد زندگی اجتماعی است. صرف پرهیز از مخالفت سیاسی کافی نیست، بلکه باید با شور و حرارت در هر فعالیتی که رژیم برپا می‌کند، شرکت کرد. صفحه‌ی ۹۸ کتاب
رژیم‌های توتالیتر تلاش می‌کنند در برابر ارتباطات تکثرساز و نسبی ساز جهان خارج دیوار بکشند، اما نیروهای قدرتمند اقتصاد مدرن جهانی چنان خودشان را به این دیوار می‌کوبند که دیر یا زود، شکاف‌هایی در دیوار ایجاد می‌شود و امکان ورود انبوه ارتباطات مخرب به درون جامعه فراهم می‌شود. این مشکلات به این معنا نیست که توتالیتاریسم در شرایط مدرن غیرممکن است. توتالیتاریسم ممکن است-اما فقط با هزینه‌ای گزاف برای جامعه، زیرا جامعه باید خودش را از جهان خارج نه‌ تنها به‌ لحاظ فرهنگی بلکه ازنظر اقتصادی هم کنار بکشد و این مصائب فراوانی به‌ همراه خواهد داشت. صفحات ۱۰۰-۱۰۱ کتاب
۱۴۰۴/۰۲/۱۹
Profile Image for HAMiD.
519 reviews
March 8, 2019
وقاحت، گستاخی و دروغ گویی از مشخصه های بنیادینِ گردانندگانِ جامعه ای ست که بنیادِ فکر و منشِ خود را بر خود برتر بینی و نجاتِ جهان بنا بر آموزه های جعلی بنا کرده اند. از دلِ این جامعه رخدادهایی پیش خواهد آمد که با هیچ الگویی نمی شود آنها را بررسی کرد و فاجعه بار اینکه هیچ تلاشی نمی شود برای پیشگیری و در گامِ بعدی جلوگیری از این رخدادها که در پایان منجر به فروپاشی ی فکری و زیستِ خردمندانه می شود. جامعه ی سرگرم به تعصب! جامعه ی بی تفاوتِ نسبی گرا، جامعه ی بنیادگرای دور از خرد، جامعه ی ستیزه جو
چرا اینگونه ست؟ به گمانم این کتاب تا اندازه ای (هرچند کوتاه اما بسیار عمیق و خردمندانه) به بیان این پرسش ها و پاسخ گویی به اونها می پردازه. و چه کارآمد هست این کتاب چون به گونه ای مساله ی هر یک از آدم هایی که در یک سرزمینِ بی هویتِ پُر از انگاره های جعلی زیست می کنند (یعنی زیست می کنیم) رو بیان می کنه و حتا به گمانم راهکارهایی هم پیش پای ما می گذاره. به ویژه برای جامعه ای که تعصبِ کور و ایدئولوژی ی زنگار گرفته ش رو نه تنها قصد نداره کنار بگذاره که خیلی باشکوه و ساده انگارانه تقدیسش می کنه و بنابراین ره به باطل می بره هر روز بیشتر از روزِ پیش! این جامعه باید هزینه های گزافی رو بپردازه و حق نداره و نمی تونه از سنگینی وظیفه اش فرار کنه. فرو ریختن آوار قطعی ست بر این بنیادِ سست
جامعه ای که رو به انحطاط داره طبعن آینده اش تاریک خواهد بود، این جامعه اراده ای برای دفاع از خودش نداره(چقدر ملموس و عینی ست این روزها جدن این موضوع) و در برابر خطرهای بسیار واقعی که موجودیت اش رو تهدید می کنه هم هیچ درکِ درستی نخواهد داشت. جامعه بدونِ ارزش های مشترک یا به عبارتی وجدانِ جمعی دوام نخواهد آورد و در نبود این ارزش ها فرو خواهد پاشید؛ چرا که گزینه های رفتاری افراد کاملن خودسرانه ست و اخلاق به سلایق شخصی تقلیل پیدا می کنه و دیگر جنبه ی عمومی نخواهد داشت. (با برداشت از متن کتاب). پس با نگاهی سطحی هم می شود خودفریبی و اخلاق گریزی و نداشتن و نخواستنِ دسترسی به هیچ چشمه ی خردورزی رو در زندگی شخصی همگان دید. حاصل اینکه فرد فرد جامعه به بازی دو سر باختی تن می ده که تنها و تنها برای رسیدن به سودِ شخصی ست که نتیجه ی ارجمندش نابودی دسته جمعی در جهانِ رو به جلو خواهد بود
پذیرفته ام که در چنین جامعه و در چنین شرایطی احمقانه ترین کار، گفتگو کردن درباره آینده ی روشن و امیدوار بودنه! اگر بتوانیم با آگاهی و آزادمنشی و از راه درست به ناامیدی ی قطعی و منطقی برسیم بدون تردید دست به تغییر خواهیم زد اما تغییری بنیادین و آگاهانه که شرایطِ فکری و زیستی ما رو در راهِ روشنی هدایت می کنه؛ زهی تصور باطل زهی خیال محال اما! از این کتاب به گفتگوهای گسترده و کارآمدی هم می شود رسید و بنابراین خواندش با توجه به کوتاه بودن ولی نه ساده انگار بودن بسیار کارا ست. با نادیده گرفتن کلی گویی و ایرادهایش(که به گمانم در شرایطِ کنونی ما آن قدری مهم نیستند) کتابِ شایسته ای ست
17/12/1397
Profile Image for antimemoir.
54 reviews35 followers
July 11, 2021
زبانت را هم مسواک می‌زنی؟


«اعتقاد بدون تعصب» نوشته پیتر برگر را خواندم. کتابی‌ست در ستایش #تردید. از دنیای مدرنی می‌گوید که هر روز بیش از روز پیش تکثر می‌زاید و از انسان نگون‌بختی که تا آمد از چنگ نهادهای مطلق‌گرای مستبد آزاد شود، اسیر رنج انتخاب شد و در دامن نسبی‌گرایی و بنیادگرایی (که دوروی یک سکه‌اند) افتاد. آنچه باعث می‌شود نسبی‌گرایی و بنیادگرایی را دو روی یک سکه بدانیم، از کارافتادگی و بی‌ارزشی نقش «تردید» به عنوان ابزاری راهبردی برای برون‌رفت از چالش‌های فردی و اجتماعی‌ست. از یک طرف بنیادگرایی که دشمن هرگونه آزادی‌ست با توسل به قطعیت‌ها راه بر تردید می‌بندد و از طرف دیگر نسبی‌گرایی با یقین در اینکه ابدا هیچ یقینی در کار نیست (هیچ حقیقتی در کار نیست و تنها با روایت‌های سوبژکتیو روبه‌روییم)، کارکردِ تردیدِ واقعی را ضایع و مبتذل می‌کند. کتاب به تفصیل آفت‌های هر دو مکتب فکری را شرح می‌دهد و در نهای�� راه رهایی از تعصبات فکری را جایی در میان این دو سر طیف می‌بیند. جایی که ما در ساحت فردی و اجتماعی، در برخورد با چالش‌های اخلاقی و سیاسی، با تکیه بر اصولی همچون کرامت انسانی از سازوکار تردید منطقی برای اعتبارسنجی قضاوت‌هایمان استفاده می‌کنیم.

(از اینجا به بعد نظرات خودم است و نه کتاب!)
در مقام تئوری، پیام کتاب ساده و دلنشین است: هوشیارانه تردید کنید تا رستگار شوید! در مقام عمل اما، به ریش مرلین قسم، چه بسیار دیده‌ام خشک‌اندیشان و متعصبانی (مذهبی و سکولار، راستی و چپی) که خود را همواره فردی منعطف و مردد پنداشته‌اند. کاش لااقل اینان به همان اندازه که در سنجش خود به خود آسان می‌گیرند، در قضاوت دیگری هم تسامح داشتند.

خب، چطور می‌شود که این‌طور می‌شود؟ ما آدم‌ها تمایلی ذاتی داریم به آنکه با گذشت زمان پاسخ‌های خود را به هر آنچه زندگی برایمان به ارمغان می‌آورد بهینه کنیم. هر کدام از ما راهکارهای مختصر خودمان برای تکه‌تکه‌کردن رویدادهای روزمره، منطبق‌ساختن‌شان با تجربیات گذشته و حل سریع و بی‌سروصدای چالش‌هایشان را داریم. راهکارهایی که ما را کودن و ماهیچه‌های توجه ما را دچار آتروفی می‌کند. البته که عادت‌ها ابزاری مفید هستند که هر بار با موقعیتی جدید روبرو می‌شویم، ما را از نیاز به یک عملیات ذهنی پیچیده خلاص می‌کنند. در عین حال، همین عادت‌ها ما را از نیاز به بیدار ماندن (و به عبارتی آزادی) در دنیا هم راحت می‌کنند: از این که حضور داشته باشیم، احساس کنیم، فکر کنیم و آن‌گاه به صورت آگاهانه عمل کنیم. برای یادآوری اینکه چکونه عادات ذهنی، شما را کاملا کور می‌کند، کافی‌ست سفری به کشوری ناآشنا داشته باشید. به‌ناگاه بیدار می‌شوید! و الگوریتم‌های ذهنی زندگی روزمره‌تان از نو شروع به نوشته‌شدن می‌کنند. ما تقریباً به سان رباتی با هوش مصنوعی با هر تجربه روبرو می‌شویم. مغز ما به طور مداوم داده‌های حال را به تجربیات گذشته ترجمه می‌کند و از شرایط مشابه گذشته استفاده می‌کند تا بهترین حدس خود را در رابطه با آینده بزند. در چنین شرایطی، دستیابی به تردید هوشیارانه نیازمند تمرینی مدام و هرروزه است.

چه بسیار بارها که خود من در به‌کارگیریِ عادات به‌جای کام‌جویی گزیده شده‌ام. برای مثال، من بی‌شمار دندان عصب‌کشی‌شده و پرکرده دارم و همیشه از بختِ دندانیِ بدم به هفت آسمان شکایت برده‌ام. طی سالیان، خمیردندان‌های فراوان نزد خدایگانِ دهان و دندان بردم و از آنکه هیچ‌یک مورد قبول واقع نگردید سخت پریشان‌حال و درمانده بودم. یک بار کیانا مرا در حال مسواک زدن مشاهده می‌کرد؛ در انتها پرسید: «پس چرا زبانت را مسواک نزدی؟» هفت آسمان روی سرم هوار شد! چطور آنقدر کودن بودم که بعد از بیست و اندی سال زندگیِ به زعم خودم کنجکاوانه حتی یک بار هم به این فکر نکرده بودم که زبان هم جزئی از دهان است و متعاقبا محل تجمع باکتری؟ چطور به این فکر نکرده بودم که برای مراقبت از دندان‌هایم نه فقط دندان‌ها که زبانم را هم باید بشویم؟ جواب ساده بود: تردید نکردن به عاداتِ کوچک ولی هرروزه.
تردید، تمرین می‌خواهد دوستان من؛ تمرین‌های کوچک ولی هرروزه.

https://telegram.me/AntiMemoir/17
Profile Image for Mahla.
80 reviews48 followers
September 13, 2019
کتاب رو دوست داشتم.
از اون کتاب‌ها بود که خط به خطش توی ناخودآگاه آدم ذخیره میشه و هربار که می‌خواد کسی رو قضاوت کنه یا روی فکر و اعتقادش مُهر باطل و مضحکه بزنه به‌خاطرش میاد.
برای پی بردن به این مهم که "هیچ ذهنیت و باوری قطعی و خدشه ناپذیر نیست" کتاب خوبی بود.
برای فهمیدن اینکه در جهان پهناور ما درک و دانش انسان اونقدر کم و ناچیزه که نمیتونه نظر یا تصوری که شخصا از جهان هستی داره رو مطلق و خلل ناپذیر بدونه.
دنیای امروز ما به‌شدت به‌فهم این کتاب احتیاج داره تا ریشه تمام سوءتفاهمات رو بسوزونه.
Profile Image for Alireza Naderi.
37 reviews18 followers
May 26, 2016
برای همه ما که در جامعه ای ایدئولوژی زده زندگی میکنیم از نان شب واجبتر است.
Profile Image for Hasti.
18 reviews2 followers
February 22, 2021
این کتاب یکی از اون‌کتابایی بود که هرچی بیشتر میخوندم ،بیشتر میفهمیدم چقدر داره بهمون ظلم میشه
وقتی تصمیم گیری درمورد اخلاقیات انقدر سخته.چطور میشه که عده ای درمورد همه چیز ما تصمیم‌میگرین؟!!
جا داره بگم کتاب نسبتا سختی بود و خوندنش برای من زمانبر بود
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews254 followers
December 19, 2016
كتاب بحث مهمي را پيش برده و دو فصل آخر خوبه، و حتي مصداقهايي را مطرح ميكند و ميكوشد مابين دوقطب تعصب ورزيدن و تساهل تام ورزيدن راهي بيابد، و مصداقها چنان ملموس است كه به وضعيت فعلي ما هم نزديك است
Profile Image for Haleh.
74 reviews34 followers
July 9, 2019
خوندنش به شدت توصیه میشه.
خوندن این کتاب باعث میشه دید خیلی بازتری به خیلی از افکار درونی و اتفاقات بیرونی‌مون داشته باشیم.
یه کتاب فلسفی در مورد حق انتخابها، باورها، تعصب‌ها، تردیدها، تغییرها، سازگاری و ناسازگاری ها ، حد و حدود انعطاف پذیری و .... و...‌
کتاب عنوان فلسفی بودن را یدک میشه ولی اونقدر سخت نیست برای یک کتابخوان عادی مثل من هم قابل فهم و تأمل هست.

نقل از کتاب:

- افراد متعصب بیش از کسانی که روزانه با چالش‌های نسبیت سر و کله می‌زنند، آرامش دارند و کمتر از آنها عذاب می‌کشند. اما این آرامش، هزینه‌ای دارد...

- می‌اندیشم، پس هستم.
Profile Image for Nima.
74 reviews62 followers
October 9, 2020
دیگران نقدهای خیلی خوبی برای این کتاب نوشتن که منم از نوشتن زیاد معاف میکنه.

اما میتونم بگم این کتاب از این به بعد جزو لیست کتابایی هست که به دوستانم معرفی میکنم چرا که خوندنش تاثیرات خوب و ضروری‌ای داره.

چیزی که درباره‌ی این کتاب و کلا کتاب‌های این چنینی از نشر گمان دوست دارم اینه که مناسب برای جوان‌تر هاست که شاید خیلی آشنایی با مفاهیم فلسفی و جامعه شناختی و اسم های پیچیده ندارند و کتاب برای من مثل استاد با حوصله‌ای بود که همه چیز رو خیلی شفاف و با حوصله توضیح می‌داد که خودش کمک می‌کنه از این به بعد کتاب‌های عمیق‌تری رو توی این زمینه بخونم.
Profile Image for Zahra Naderi.
340 reviews56 followers
September 29, 2019
روشنفکران معتقد بودند که مدرنیته به زوال دین و مذهب می‌انجامد. اما پیش‌بینی‌هایشان درست از آب درنیامد. پس اگر مدرنیته لزوماً منجر به سکولاریسم نمی‌شود، در حوزه‌ی اعتقادات و ارزش‌ها مدرنیته به چیزی می‌انجامد؟ پاسخ به این سوال از نظر نویسنده روشن است: به تکثر.

منظور از تکثر این است که گروه‌های مختلف با عقاید متفاوت و گاه متضاد در کنار هم با صلح و صفا، زندگی و تعامل می‌کنند.
در جامعه‌ی مدرن دیگر مراکز دینی اصلی، قدرت گذشته‌ی خود را ندارند و تکثر گزینه‌های روی میز را افزایش داده‌است. این موضوع تردیدها را نسبت به عقایدی که بدیهی به نظر می‌رسند، افزایش می‌دهد. مراجع دینی برای این‌که بتوانند معتقدین به خود را افزایش داده یا حفظ کنند، مجبور شده‌اند از بعضی اصول‌شان کوتاه بیایند یا آن‌ها را تعدیل کنند.

با افزایش گزینه‌ها برای اعتقاد، رنج انتخاب و فکر روی دوش انسان دوران مدرن سنگینی می‌کند. برای اداره‌ی درست یک جامعه‌ی مدنی به نهادها نیاز است. نهادها اصولی که فرد باید به آن معقتد باشد و بدون فکر عمل کند را تعیین می‌کنند. گاهی این نهاد قانون است. برای مثال به‌طور تقریباً ناخودآگاه پشت چراغ قرمز توقف می‌کنیم.

موضوع مهمی که باید به آن پرداخته شود، این است که در این شرایط (تکثر) جامعه چگونه باید اداره‌شود.
۱. نسبی‌گرایی
با این استدلال که هر ایدئولوژی‌ای حقیقت واحد را از زاویه‌ی دید خودش بیان می‌کند، فرض کنیم که تمام عقاید و مکاتبی که وجود دارند درست هستند و عقاید تمام آن‌ها محترم است. این موضوع بسیار چالش‌برانگیز است، چون ممکن است فردی به آدم‌خواری معتقد باشد و چندان قابل احترامی به نظر نمی‌رسد!
موضوع دیگر این است که سیاست نسبی‌گرایی جامعه را فاقد وحدت و منفعل می‌کند. این جامعه آینده‌ی چندان روشنی ندارد: این جامعه فاقد اراده‌ی دفاع از خودش است، حتی در برابر خطرهای بسیار واقعی که موجودیت آن را تهدید می‌کنند.
نکته‌ی دیگری هم که وجود دارد این است که وقتی نسبی‌گرایی، صحت هر عقیده‌ای را مورد تردید قرار می‌دهد، این تردید دامان خودش را هم می‌گیرد.

۲. بنیادگرایی
بنیادگرایی با هرگونه تردید مبارزه می‌کند. در سطح وسیع به ایجاد یک حکومت توتالیتر می‌انجامد که در آن از مسامحه خبری نیست و ممکن است به یک پایان خونین ختم شود.

« اگر خطر نسبی‌گرایی برای هر جامعه‌ی با ثبات، تردید بیش از حد باشد، خطر بنیادگرایی کمبود تردید است. قطعیت و تزلزل افراطی هردو خطرناکند. »

در نهایت کتاب یک سیاست میانه‌رو را پیشنهاد می‌دهد که نظام لیبرال را تجلی آن می‌داند. این موضوع در دنیای امروز چندان صحیح به نظر نمی‌رسد. چالش اول این است که درنهایت جامعه باید تحت چه ایدئولوژی‌ای اداره شود؟ کتاب اشاره‌ی کوچکی به این موضوع می‌کند، اما از روی آن می‌پرد.
و چالش دوم این است که این موضوع آزادیِ عملی سایر عقاید را که لیبرالیسم به آن شهره‌است را عملاً نادیده می‌گیرد و عقاید را به اعمال فردی محدود می‌کند.

به طور کلی کتاب موضوعات فلسفی را از منظر جامعه‌شناسی بررسی کرده‌است، و همین در پاره‌ای موضوعات اشکال ایجادکرده‌است. با این حال کتاب در عین جذابیت می‌تواند خواننده را با زاویه‌ی نگاه جدیدی آشنا کند.
ادبیات نویسنده گاهی با طنز همراه است اما زبان کتاب خیلی عامیانه نیست و بنابراین کتابی نیست که در ابتدای راه مطالعات فلسفی خواندنش توصیه شود.

« قسم به تن مسیح، از شما استدعا می‌کنم فکرکنید که شاید اشتباه کرده‌باشید! »
Profile Image for Moshtagh hosein.
469 reviews34 followers
May 1, 2024
سنگین ترین کتاب از مجموعه هنر زندگی که خواندنش دقیقا دو سال طول کشید و اگر در کتاب مولف مثال نمی‌زد بواقع من هیچ نمی‌فهمیدم ازش
اما جمع بندی کتاب در فصل آخر و مخصوصا هجده صفحه پایانی بسیار کار گشاست و هدف کتاب رو بخوبی بیان میکند.
Profile Image for Fatemeh.
380 reviews66 followers
November 8, 2021
کتاب نسبتا کوتاه و روانی بود و تا حد ممکن مسائل رو توضیح داده، در باره نسبی‌سازی و نسبی‌گرایی و بنیادگرایی و سیاست میانه‌رو می‌گه و مفید بود به نظرم.
Profile Image for Mohammad Mahdi Fallah.
119 reviews26 followers
December 7, 2016
کتاب به یکی از مهم ترین مسائلی می پردازد که چندی است لاقل ذهن من رو به خودش مشغول کرده؛ یعنی اینکه در ضمن علم به نسبی بودن فرهنگ های مختلف و مشروع شدن آن با روبرویی با مسائل مهاجرین و ...، چگونه می توان برای صیانت از هویت (که شاید مهم ترین مسأله جوامع امروز است) از پایگاهی مطلق سخن به میان آورد.
راه حل کتاب اخلاق است؛ راه حلی که مطلقا نمی توانم با آن همدل باشم. فارغ از اینکه اساساً تا چه میزان می توان دستاویز اخلاق شد، فرآیند استدلالی کتاب هم به نظر نامعتبر می رسد: در کتاب به صراحت از حداقلی اخلاقی به عنوان ذاتی بشری سخن به میان آورده می شود که به نظر ناموجه و غیرمعتبر است و بر همین سیاق است که در نهایت لیبرال دموکراسی به عنوان الگویی برای سیاست‌میانه‌روی معرفی شده و از آن دفاع می شود.
این سبک از ساده‌سازی مسأله رو شاید بشه به ژانری که کتاب در آن نوشته شده (یعنی مجموعه کتاب های تجربه و هنر زندگی که قصد نزدیک کردن فلسفه به زندگی هرروزه را دارد) تفسیر کرد و در نهایت با تسامح از کنار آن گذشت؛ ولی تعابیری در کتاب هست که با سبک نوشتاری برگر اساساً غیرهم‌خوان می‌نمود: عبارت های کتاب درباب مارکس و اصحاب «هرمنوتیک سوءظن» بیشتر شبیه گزیده‌نویسی ژورنالیستی است که از هیچ عمقی برخوردار نیست.
در عین حال نمیشه از نکات مفید ساده سازی مسأله هم غافل شد؛ در حالی که اساساً به نظر می‌رسه مشکل انسان های مقاوم دربرابر تأمل، صرفاً ثقیل بود متن ها نیست.
Profile Image for Mahsa Shahshahani.
104 reviews26 followers
November 1, 2021
اگر معلم تعلیمات اجتماعی بودم حتما بچه‌ها رو تشویق میکردم این کتابو بخونن و به دوراهی‌های اخلاقیش فک کنن و درموردشون متن بنویسن. به نظرم خیلی نیازمند این فکر کردن‌ها هستیم.

من صوتیش رو گوش دادم ولی جزء معدود کتاب‌هاییه که بعد از گوش دادن به صوتیش با خودم قرار گذاشتم که برم کاغذیش رو بخرم. الکترونیکی نه ها! دقیقا کاغذی. احساس میکنم که باید دائم بهش مراجعه کنم.
Profile Image for محمد شکری.
171 reviews179 followers
July 2, 2020
سکولاریزاسیون ذاتی مدرنیته نیست
کتاب با این عقیده رایج قرن نوزدهمی (از فلاسفه‌ای مانند نیچه و مارکس تا جامعه‌شناسانی مانند دورکیم و وبر) آغاز می‌شود که همگی سکولاریزاسیون را همچون آینده محتوم و واقعیتی علمی و به نوعی ذاتی مدرنیته می‌دانستند. سپس، نگاه خواننده را به واقعیتی کاملاً خلاف آن برمی‌گرداند: جهان امروز نه مرگ خدا، بلکه برعکس، زایش خدایان متعدد و انفجار نحله‌های دینی داخل و خارج ادیان مستقر را شاهد است
این واقعیت نشان می‌دهد سکولاریزاسیون ذاتی مدرنیته نیست. پس چه چیز خروجی محتوم مدرنیته است؟ پاسخ برگر و زایدرولد تکثرزایی[۱] است. مدرنیته، با توسعه فرهنگ شهری، با بسط آموزش مدرن و با برساختن رسانه‌های مدرن و بخصوص انفجار اطلاعات و اینترنت، دیوارهای بین جماعت‌ها و گروه‌ها را خواه ناخواه از بین برد و این خود به روند تکثرزایی انجامید. تکثرزایی، که نویسندگان معتقدند باید آن را به دقت از تکثرگرایی[۲] جدا کرد (چرا که دومی نه یک توصیف اجتماعی بلکه نوعی نظریه فلسفی است)، مسیری مستقیم نیست و راهی پر پیچ و خم را طی می‌کند که بارها از دوراهی‌های مختلف می‌گذرد. به این معنا، نتیجه آن، هم می‌تواند پاک‌سازی نهادهای مستقر دینی (سکولاریزاسیون در معنای خاص‌تر) باشد و هم برآمدن و تزاید ادیان جدید و صلح میان ادیان و عقاید متنوع به همراه تعامل اجتماعی میان آن‌ها
1- pluralization
2- pluralism

‌تردید معقول؛ جایی در میان نسبی‌گرایی و بنیادگرایی
بخش‌های نخستین کتاب، با معرفی مفاهیم متعدد و بسیار جذاب در حوزه جامعه‌شناسی شناخت و شناخت‌شناسی اجتماعی، سه‌گانه ارسطویی بسیار مهمی را تحت عنوان بنیادگرایی (افراط)، نسبی‌گرایی (تفریط) و تردید معقول (حد وسط) طرح می‌کند
کتاب، مفاهیم متعددی را برای توضیح جایگاه مطلوب «تردید» در وضعیت مدرن پیش می‌کشد. مفهوم «آلایش شناختی» یکی از همین مفاهیم است که وضعیتی برآمده از تکثرگرایی را به تصویر می‌کشد که افراد در آن می‌پذیرند که دیگری هم حرفی برای زدن دارد. آلایش شناختی در مقابل مفهومی قرار می‌گیرد که در جوامع سنتی «التقاط» نامیده می‌شود. شاید بتوان گفت مهم‌ترین تفاوت بین این دو مفهوم ناشی از به‌رسمیت‌شناختن حق انتخاب یا توسعه حوزه انتخاب‌های فردی است. در تمام جوامع سنتی و مدرن دو حوزز اجتماعی وجود دارد که در یکی به فرد حق انتخاب داده می‌شود (آنچه آرنولد گلن آن را «پیش‌نما» می‌خواند) و در دیگری حق انتخاب از فرد سلب می‌شود («پس‌نما»). حیات اجتماعی هر جامعه‌ای در گرو وجود هر دو حوزه است.
جوامع مدرن با توسعه حوزه پیش‌نما (روند «نهادزدایی») انسان مدرن را مجبور به آزادی می‌کنند. (مفهومی که سارتر درباره نوع انسان به کار برد اما برگر و زادرولد آن را به ویژه درباره انسان مدرن صادق می‌دانند.) این روند نهادزدایی اگرچه آزادی انسان را در حوزه‌های بسیاری باز می‌کند اما او را مضطرب و ناپایدار هم می‌کند. این اضطراب می‌تواند نتیجه نهادزدایی را کاملا تغییر دهد: نه لزوما حذف تمام نهادهای دینی که تا دیروز تنها مراجعی بودند که حوزه‌های پیش‌نما را به پس‌نما تبدیل می‌کردند (روند «نهادینه‌سازی»)، بلکه برآمدن ده‌ها و صدها آیین دینی و غیردینی جدید که می‌کوشد این اضطراب ناشی از انتخاب‌های بی‌حد و حصر را برای افراد مدیریت کند
این وضعیت نامتعین از نظر نویسندگان کتاب اگرچه می‌تواند به سطحی شدن ایمان بینجامد (مانند تنوع انتخاب‌های خریداران یک سوپرمارکت) اما گاه می‌تواند به تعمیق ریشه‌ای رویکردهای دینی هم منجر شود: جهش ایمانی کیرکگور دقیقا در همین وضعیت، یعنی آگاهی از امکان‌های انتخاب، رخ می‌دهد

نسبیت و جزمیت اعتقاد اخلاقی
کتاب به درستی اشاره می‌کند که تحمل تکثر اخلاقی معمولا سخت‌تر از تکثر دینی است. برای فهم این تمایز باید این نکته را در نظر بگیرید که نویسندگان کتاب تمایز و عینیت امر اخلاقی را که معمولا فلاسفه اخلاق پیش می‌کشند پذیرفته‌اند. به این ترتیب منظور آنها از تکثر دینی، تکثر در حوزه اعتقادات نظری است. از سوی دیگر ولی تکثر اخلاقی را به تنوع رویکردها در امور عملی ربط می‌دهند، خواه دین افراد در آن مورد چیزی گفته باشد خواه خیر. از باب مثال، اعتقاداتی مانند تثلیث، عصمت یا مفهوم خدا در دسته اول جای می‌گیرند اما سقط جنین یا ازدواج همجنس گرایان در دسته دوم
برگر و زایدرولد مفهوم «جهان مسلم» آلفرد شولتز را پیش می‌کشند که نوعی چارچوب توأمان توصیفی و تجویزی است که تابوهای فرد را می‌سازد: آنچه وقتی درباره آن از ما سوال می‌کنند با قطعیت می‌گوییم «البته!» کتاب مثال جالبی دارد. اگر از مرد غربی بپرسید که آیا این همسر شما تنها همسر شماست او با تعجب و حتی خشم جواب خواهد داد «البته!» ولی این قطعیت را لزوما وقتی چنین سوالی در برخی فرهنگ‌های عرب طرح شود دریافت نخواهید کرد. حال اگر از مردی در فرهنگ دوم بپرسید آیا همسرش یک زن است با همان تعجب و خشم پاسخ خواهد داد که «البته!» ولی این قطعیت را لزوما در برخی جماعات یا خرده‌فرهنگ‌های غربی نخواهید دید
اثر نسبی‌ساز مدرنیته این جهان‌های مسلم را ویران می‌کند. در دفاع از این جهان افراد و مهم‌تر از آن، گروه‌ها، حالاتی پیدا می‌کنند که روان‌شناسان به آن حالت‌های دفاعی شناختی می‌گویند. یکی از این حالت‌های دفاعی عبارت است از اجتناب از حاملان این ناسازگاری‌های شناختی – خواه افراد خواه رسانه‌ها. نهادهای دینی در این حالت‌های دفاعی و ایمن‌سازی برای مواجهه بسیار متبحرند. آنها مخالفان خود را یکسره بی‌اعتبار می‌کنند: آنها کافر یا گناهکار هستند و به این ترتیب همچون بیماری ناقل بیماری هم هستند و این یعنی سخنان آنها هم مانند خودشان آلوده و بی‌اعتبار است. این البته فقط کار ادیان نیست. مارکسیسم، پست‌مدرنیسم، روانکاوی و حتی علم مدرن هم منتقدین خود را بی‌اعتبار می‌کنند و خود را تنها منبع تولید «نخبگان شناختی» معرفی می‌کنند – قشری متمایز از «عوام» که معیار سره از ناسره هستند
تفریط بنیادگرایی نقطه مقابل افراط نسبی‌گرایی است. گزارش تاریخی بنیادگرایی و روند جزمیت در نسل‌های اول و دوم خرده‌فرهنگ‌ها یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب است. کتاب دو مفهوم «بازپس‌گیری» و «خرده‌بنیادگرایی» را مطرح می‌کند که اولی در پی گسترش عقاید جزمی در کل جامعه و حتی جهان است و دیگری در پی هرچه بسته‌تر کرده فضای محدود گروه خود. برای فهم بهتر این دو نگاه (از نظر من) می‌توان نام آنها را بنیادگرایی برون‌گرا و درون‌گرا گذاشت که نسخه اولی در اسلام داعشی و نسخه دومی در یهودیت صهیونیستی خود را نشان می‌دهد
از نظر نویسندگان تردید موضعی بین بنیادگرایی و نسبی‌گرایی است و شرایطی برای عدم آمیزش آن با این دو سر افراطی وجود دارد: تمایز میان عناصر ذاتی و فرعی‌تر؛ به رسمیت شناختن بافت تاریخی سنت؛ تعریف دیگری به نحوی که گرچه در خرده‌فرهنگ ما نیست اما دشمن ما هم نیست؛ پذیرش حق انتخاب برای آن دیگری هم به عنوان واقعیت و هم هنجار اخلاقی؛ و حفظ و توسعه نهادهای جامعه مدنی که امکان گفت‌وگو و حل مشکلات را داشته باشد.

لیبرال‌دموکراسی برمی‌خیزد
آخرین شرط امکان تردید که ذکر آن رفت، دو موضع پارادوکسیکال و ایدئولوژیک نویسندگان را پیش می‌کشد. موضع پارادوکسیکال از نظر خود نویسندگان دور نیست و خود به آن اذعان دارند: برای حفظ امکان تردید نمی‌توان در خودِ تردید تردید کرد. موضع دوم که ادامه موضع اول است اما رویکرد ایدئولوژیک نویسندگان را هم برملا می‌کند: حفظ بسترهای حامیِ امکان تردید یعنی همان حفظ ساختارهای سیاسی جامعه‌ای که امکان این تردیدها را به ما می‌دهد. از نظر برگر و زایدرولد «لیبرال دموکراسی» بهترین این ساختارهاست. از نظر آنها، لیبرال دموکراسی یکی از معدود «پیشرفت»‌های تاریخی و ثابت انسان است. حتما به خوبی می‌دانید که اعتقاد به «پیشرفت» مستلزم اعتقاد به مبدأ واحد و ثابت است
اما در جامعه مدرنی که تکثرزایی هرگونه اجماع بر سر مبدئیت فرمان الهی، قانون طبیعی، کارکرد جامعه‌شناختی و کارکرد زیستی را از کار انداخته‌است چگونه می‌توان از مبدأ واحد و ثابت برای دفاع از قطعیت تردید و مرزهای آن سخن گفت؟
پاسخ کتاب در طرح معنای فلسفی-اجتماعی «وجدان»، نه به‌مثابه دستورالعمل (این کار را بکن یا نکن)، بلکه به‌مثابه نگرشی است که با چگونه دیدن یا چیزی را دیدن (این را ببین یا اینگونه ببین) ساخته می‌شود. عینیت این وجدان از نظر برگر و زایدرولد عینیتی اجتماعی (به‌معنای دورکیمی کلمه) است: واقعیت، به عنوان هر آنچه دربرابر خواست تو مقاومت می‌کند. این وجدان، چیزی جدای از جامعه‌پذیری در روند تعامل و رابطه متقابل نیست:‌ کنش متقابل به درونی‌سازی نقش دیگران مهم و دیگری تعمیم یافته (جامعه) می‌انجامد که خود مبدأ همدلی هم هست: همدلی با درونی کردن جایگاه دیگری ممکن و یا با طفره رفتن از آن ممنتع می‌شود
پذیرفتن این حد از عینیت اخلاقی یعنی پذیرفتن چیزی به‌نام سرشت ثابت و مشترک بشری که شنیدن آن از زبان جامعه‌شناسانی و اسحاب علوم سیاسی بسیار مبارک و مغتنم است! هرچند که معنا و بنیان‌های این عینیت اخلاقی به هیچ وجه در این کتاب صورتبندی نشده و مانند مانیفستی در انتهای کتاب رها شده‌است

کتاب از یک سطح بالاتر
در مجموع، این کتاب تلاشی است برای طرح ادعای عینیت اخلاقی در عین ستایش تردید به عنوان یک وضعیت مدرن بشری (دقیقا یعنی همان داشتن اعتقاد اخلاقی بدون تعصب شناختی). نوسان این کتاب بین سطوح توصیفی و هنجاری آن را بیش از جامعه‌شناسی به فلسفه نزدیک کرده‌است. تلاش نویسندگان این است که نشان دهند تردید می‌تواند نه تنها به عنوان وضعیت موجود، بلکه مطلوب هم پذیرفته و در عین حال از حدود افراطی و تفریطی مرزبندی شود. می‌توان از نگاه کلی به خوش‌بینی آنها به تکثرزایی و از نگاه جزیی به داوری‌های مدرن آنها (اروپامحوری مشهود، پذیرش بی‌حرف و حدیث لیبرال‌دموکراسی به عنوان یک ایده حکمرانی و نگاه شرق‌شناسانه به ادیان شرقی به ویژه اسلام) نقد وارد کرد، اما کلیت کتاب و به ویژه مفاهیم کاربردی و راهگشای فصول اول بسیار جذاب و خواندنی بود
من به اجبار فایل صوتی کتاب را گوش دادم (آن هم دو بار و بار دوم با یادداشت‌برداری‌های بسیار سخت!) اما چندان فایل صوتی آن را توصیه نمی‌کنم. از آن کتاب‌هایی است که حتما باید گاه به گاه مکث کرده و آن را هضم و بازاندیشی کنید
Profile Image for Behzad.
652 reviews121 followers
November 18, 2022
به نام خدای رنگین کمان
بطور کلی خیلی بیشتر از اون چیزی که برای من مسئله س روی دین تمرکز کرده بود و تمام بحثهاش رو در رابطه با مذهب و تفکر دینی جلو میبرد.
اما غیر از این کتاب خوبیه که ضعفهای تفکر دُگم و از طرف دیگه نسبی گرایی افراطی رو به ما نشون میده.
بحثهای جالبش برای من تفاوت بین بنیادگرایی و سنت گرایی بود (بنیادگرایی پس از مرگ سنت و برای حفظ زورکی اون بوجود میاد و خواه ناخواه زور و اجبار و خشونت رو با خودش داره) و بحث شکنجه و رد کردنش (کرامت انسانی، و ابزاریت انسانی) و اینکه اصولاً انسان با چه مکانیسمهایی شکنجه رو برای خودش توجیه میکنه و انجام میده.

به روزگار اکنون ما میخوره این کتاب.
بخونیدش
Profile Image for Mohy_p.
274 reviews120 followers
October 28, 2019
اینجوری که معلومه مجموعه تجربه و زندگی رو با یکی از سخت خوان تریناش شروع کردم
حتما باید دوباره بخونمش
Profile Image for Farnaz.
15 reviews8 followers
October 24, 2018
تو این مدت که درگیر یه سری کار خیلی مهم و وقت گیر بودم حسابی شرمنده این کتاب شدم ولی طولانی شدنش بهم کمک کرد تا چند بار کتاب رو مرور کنم و برای کتابی که انقدر اسم و اطلاعات زیاد داره خیلی مفیده.
چیزی که این کتاب سعی داره بهمون بگه اینه که مدرنیته باعث نمیشه یک تفکر و یا اعتقاد مذهبی خاص غالب بشه بلکه جامعه مدرن جامعه ای هست که همه انواع مختلف مذهب و فرهنگ رو نه تنها قبول میکنه بلکه ازش استقبالم میکنه. البته اوایل این طرز فکر خیلی بدیهی به نظر میاد اما حود کتاب توضیح میده که همچین چیزی تا چه حد پیچیده به نظر میاد. مخصوصا در مورد مسائل فرهنگی که پذیرفتن عقاید خیلی متفاوت خیلی سختتر از قبول کردن مذهب متفاوته.
در ادامه کتاب نسبی گرایی و بنیاد گرایی رو توضیح میده و سعی میکنه نشون بده نسبی گرایی هم به نوبه خودش میتونه مشکل آفرین بشه. اما نتیجه نهایی که کتاب پیشنهاد میده میانه روی هستش که باز هم خیلی بدیهی به نظر میاد اما انقدر دید کتاب متفاوته که نمیشه با میانه روی هایی که تو ذهنمونه مقایسه کرد.
تقریبا کتاب فکر همه سوالاتی که تو ذهن خواننده پیش میاد رو کرده مثل سوالاتی که در مورد اخلاق تو ذهنمون بوجود میاد و اینکه تا چه حد میشه در مورد مسائل اخلاقی تردید داشت و نسبی گرایی رو به کار برد. اعتقاد بدون تعصب برخلاف کتابهای همدسته خودش نثر ساده تری داره اما نه خیلی ساده ولی مثالهایی که میزنه به فهم مطالب خیلی کمک میکنن.
اولین تجربه من از کتابهای تجربه و هنر زندگی نشر گمان به اندازه ای لذت بخش بود که تصمیم گرفتم بقیه کتابهای این سری رو هم مطالعه کنم.
Profile Image for Moh. Nasiri.
334 reviews108 followers
September 21, 2019
مقایسه دیدگاه های مطلق گرایی، نسبی‌گرایی ، بنیادگرایی یا تردیدگرایی
خلاصه کتاب را در پادکست اپیتومی گوش دادم
در این پادکست جمع بندی و مقایسه خوبی از چهار دیدگاه بالا انجام داده است و نتیجه گیری نموده است که به نوعی ابزاری برای تفکر و استدلال شفاف با تقلیل خطاهای شناختی می باشد
در واکنش به قطعیات نسبی‌گرایی و بنیادگرایی، تردیدگراها به وجود اومدن. در واقع تردیدگرایی در برابر نسبی‌گرایی و بنیادگرایی به هدف اصلی این کتاب یعنی اعتقاد بدون تعصب نزدیک‌تره. کسی که دچار تردیده موضع لاادری داره و این موضع با الحاد متفاوته، در الحاد ما با قطعیتی مواجهیم که دین باید حذف بشه ولی در تردید، فرد لاادری شاید دوست داشته باشه مثل مومن به چیزهایی اعتقاد داشته باشه، اما معرفتش که از طریق تحقیق و تجربه به دست آورده جلوش رو میگیره. تردید در ذات خودش یه واکنشه برای خودداری از تایید. تردید منفیه چون همیشه با نگاهی انتقادی به نظریه‌ها و اندیشه‌های موجود نگاه می‌کنه. برای همین پیشنهاد میشه به جای تردید از حیرت که مثبته استفاده کنیم که برعکس تردید که واکنشیه یه عمل کنشی محسوب میشه، مثل بچه‌ای که با حیرت محض دنیای اطرافش رو کشف می‌کنه، اما حیرت برای فرد بزرگسال قابل انجام نیست چون در محاصره بت‌هایی قرار گرفتن که از هر طرف جهان رو براش تنگ کردن و اول باید در واکنش به این بت‌ها تردید کرد وگرنه شناخت ممکن نمی‌شه.
اما تردید هم راهِ عملیِ مناسبی در اختیار ما نمی‌ذاره، تردید نامحدود یا تردیدی که هر قطعیتی رو انکار میکنه، تبدیل به نوعی ذهن‌گرایی بی‌حاصل میشه که در اون فرد تا بی‌نهایت درباره گزینه‌های مختلف فکر می‌کنه و اونارو بررسی می‌کنه و به هیچ نتیجه‌ای نمیرسه و در نهایت به بی‌عملی ختم میشه. این نوع تردید در نهایت منجر به بدبینی و نسبی‌گرایی کور و قطع امید و یأس میشه. پس ما باید دنبال حد وسطی باشیم، حد وسطی که نه نسبی‌گرایانه باشه، نه بنیادگرایانه و نه تردیدگرایانه افراطی. این حد وسط باید پیش‌شرط‌هایی داشته باشه تا ما بتونیم اونو از نسبی‌گرایی، مطلق‌گرایی و تردیدگرایی تشخیص بدیم.
هفت پیش شرط را در لینک زیر بخوانید
در مجموع ما چهار معیار برای اخلاقی بودن یا نبودن تصمیماتمون داریم و می‌تونیم با استفاده از اونا اخلاقیات رو در جامعه نهادینه کنیم
معیار اول فرمان الهی یا دستورات دینی
معیار دوم قانون طبیعی
معیار سوم کارکرد جامعه‌شناختی
معیار چهارم کارکرد زیستی
-----
لینک متن کامل پادکست
https://epitomebooks.ir/%d9%85%d8%aa%...
Profile Image for Hamide meraj.
208 reviews149 followers
March 2, 2018
وقتی انسان ها به مرور زمان با یکدیگر گفتگو کنند کم کم بر تفکر یکدیگر اثر میگذارند، با وقوع این الایش مردم احساس میکنند که مشکل و مشکل تر می توانند اعتقادات و ارزش های دیگران را منحرف، نامعقول و شیطانی بنامند، کم کم این فکر ریشه می دواند که شاید این افراد حرفی برای گفتن دارند. با این تفکر تلقی قبلی از واقعیت که بدیهی تصور می شد رنگ می بازد.
گفتیم که نسبی گرایی به لحاظ شناختی معیوب است. به لحاظ سیاسی نیز خطرناک است. در این حالت اخلاق به سلایق شخصی تقلیل خواهد یافت و دیگر مشمول بحث و گفتگویی عمومی نخواهدبود. تو معتقدی که برده داری اشکالی ندارد اما من چنین نظری ندارم نمی خواهم درباره تو قضاوتی بکنم تلاش هم نمیکنم نظرم را به تو تحمیل کنم. ا��ن موضع نه فقط به لحاظ فکری غیر منسجم است، بلکه حاوی این نظر است که زندگی در حوزه عمومی الزاما ارتباطی با اخلاق ندارد.
بنیاد گرایان باید از نظارتی کامل یا نسبتا کامل بر همه ارتباطی برخوردار می بودند که ممکن بود جهان بینی انها را نابود کند.به بیان دیگر نیروهای نسبی ساز مدرنیته باید از جامعه دور باشند.یعنی ایجاد و حفظ یک دولت توتالیتر این پدیده سیاسی بسیار رادیکال تر از خودکامگی محض است. دولت خودکامه مخالفان را برنمیتابد اما تا زمانی که با رژیم همراه باشد به حال خود رها میکند. اما دولت توتالیتر در پی نظارت بر همه ی ابعاد زندگی فرد است.

رابطه بسیار تنگاتنگی بین دموکراسی و محافظت از اخلاقیات اولیه در جامعه وجود دارد. قدرت فسار اور است برای همین است که حرامزادگان اغلب
ریاست حکومت ها را بر عهده دارند. دموکراسی این روند را تغییر نمیدهد اما این اطمینان را ایجاد میکند که میتوان حرامزادگان را گاه و بیگاه سرنگون کرد و برای کارهایی که انها هنگام حضور در راس قدرت قادرند انجام دهند محدودیت ایجاد کرد.

کتاب توصیه می شود.
Profile Image for Shima.
75 reviews76 followers
January 10, 2017
شايد اين سوال خيلى از ما باشه كه چطور می تونیم مسائل اخلاقی مثل سقط جنین، مجازات اعدام یا حقوق اقلیت ها رو مدیریت کنیم وقتی که گروه های مختلف جامعه دربارهٔ اونها نظرها و مواضعی کاملا متضاد دارند و هر کدوم بر مواضع خودشون پافشاری می کنند؟ اين كتاب كه به فارسى با نام "اعتقاد بدون تعصب" توسط نشر گمان چاپ شده، برای هر کسی که به موضوع تردید و مسائل سیاسی، فرهنگی و دینی ناشی از اون می اندیشه کتابی مفید و خوندنی ه.
Profile Image for ERFAN (آیدین سمفونی مردگان).
12 reviews9 followers
August 8, 2025
دوست دارم برای ریویوی مربوط به این کتاب به نوشتن تکه‌ای از متنش بسنده کنم و فقط اینم اضافه کنم که در روزگار الان و انبوه دیدگاه‌ها و مکتب‌ها و عقاید بین افراد، خوندن این کتاب خیلی میتونه الزامی باشه :)
«یک روال عادی در گفتمان دموکراتیک این است که باید از همه عقاید محافظت کرد، جز مواقعی که این عقاید حقوق دیگران را نقض یا از این روند نقض حقوق حمایت می‌کنند. اما تردید امری آسیب‌پذیر و پرمخاطره است که از آن نیز باید در برابر حملات کسانی که تحت عنوان فلان یا بهمان قطعیت ادعایی، آنرا سرکوب می‌کنند، محافظت کرد. ما معتقدیم که نظام لیبرال دموکراسی با قانون اساسی و نظام حقوقی آن که از آزادی مخالفان محافظت می‌کند، بهترین نظامی است که در آن تردید می‌تواند محافظت و حتی شکوفا شود.
البته دفاع از تردید، هدف همه نیست. مومنان حقیقی (از هر دین و مکتب و ملیتی) ممکن است درصدد حمله به تردید و تردیدکنندگان برآیند و تلاش کنند صحنه سیاسی را تسخیر و استبداد بی‌امان ایدئولوژی ادعایی‌شان را تثبیت کنند.ایدئولوگ‌های استبدادگرایی مثل فاشیسم، کمونیسم و اسلام طالبانی آزادی‌های مدنی مثل آزادی بیان و حقوق قانونی اولیه، مثل حق محاکمه عادلانه توسط قضات مستقل را انکار می‌کنند. این تضمین‌ها انکار می‌شوند زیرا ایدئولوگ‌ها می‌دانند که اگر دولت دموکراتیک و قانونی سر کار بیاید، روش‌های محافظت از تردید را نهادینه خواهد کرد و تردید چیزی است که مومنان حقیقی از آن بیش از هر چیز می‌ترسند»
به امید فردایی درخشان ✨
Profile Image for Zahra Heidari.
31 reviews5 followers
August 27, 2025
خوندن این کتاب رو به هر کس که فکر می کنه حقیقت مطلق تو دستای خودش هست،
به مذهبی هایی که بقیه رو کافر از راه راست خارج شده می بینن،
به آدم های به ظاهر روشنفکری که به هر کس با عقاید خودشون در تضاد باشه برچسب متحجر و قدیمی بودن می زنن
و به هر ادمی که ذره ای تردید در مورد عقاید و باور ها و چهارچوب فکری خودش نداره و در قطعیت متعصبانه زندگی می کنه
توصیه می کنم.

خوندنش برای من مفید بود.
با مفاهیم نسبی گرایی، بنیاد گرایی، مطلق گرایی و یک سری ایدئولوژی های سیاسی آشنا شدم.
مشتاق شدم وقت بیشتری برای اینجور مباحث بذارم.

۳ شهریور ۱۴۰۴
Profile Image for Nafise Beheshti.
126 reviews6 followers
May 3, 2023
انقدر برام کتاب سنگینی بود که اگه یه روز نمی‌خوندم کل مطالبی که خونده بودم یادم می‌رفت. در نتیجه ۵ بار از اول خوندم تا یه ذره بفهمم.
الانم اونقدری نفهمیدم که بخوام بگم چی فهمیدم 🤣 ولی خب همونی که فهمیدم و نمی‌تونم بگم رو یاد گرفتم توی رفتارم تا حدی اجراش کنم.
Profile Image for Mohammad Moradi.
41 reviews7 followers
November 18, 2023
یکی از اون دسته کتابایی که بنظرم لازمه دوباره و چندباره بخونمش و هی به خودم یادآوری کنم که ارزشش رو داره.
کتاب با بررسی مدرنیته و تاثیراتی که روی اجتماع گذاشته شروع میکنه و سه بحث کلی توی این زمینه رو جلو روی خواننده باز میزاره:۱-تکثرگرایی ۲- گسترش انتخاب ۳-نسبی گرایی
نویسنده های کتاب مورد سوم رو بعنوان مهم ترین موضوع مدرنیته به بحث میزارن و در ادامه کتاب سراغش میرن و با بررسی اون به بنیادگرایی.
یکی از مباحث خیلی خوبی که توی کتاب دوست داشتم و میپسندم بحث زیبای تردید بود. جایی که کتاب به خوبی از بودن تردید تو زندگی آدما میگه و توضیح میده که چرا باید تردید داشت و چقدر تردید میتونه برای افکار عمومی مهم باشه.
کتاب ترجمه خیلی خوبی داره و به غیر از خود کتاب پادکست epitome books اقای اشوری و گفتگوی اینترنتی حسن محدثی و محمود مقدسی تو آپارات.
Profile Image for Farimah Jalalpour.
45 reviews9 followers
July 2, 2023
کتابیست که باید مجددا به آن رجوع کنم.
2 reviews
May 11, 2018
اینکه نسبی گرایی رو نمیتوانیم به معنای تعصب نداشتن تلقی کنیم از نظر من مهمترین نکته ای بود که کتاب به اون اشاره داشت چرا که به نظرم جامعه ما داره به تدریج به سمت اعتقادات خیلی متعصب نسبی گرایی حرکت میکنه و احتمالا همونطور که نسلهای گذشته گرفتار تعصب بودن و نسلهای فعلی گرفتار تعصب هستند، نسل آینده هم گرفتار تعصب خواهد بود اما تعصب در اعتقادات نسبی گرایانه. توصیف کتاب از «مؤمنان حقیقی» یا همون افراد متعصب نسبت به یک تفکر خاص خوب بود و همچنین دو گروه از افراد که در معرض دچار شدن به آفت تعصب هستند یعنی «بنیادگراها» و «نسبی گراها» رو به خوبی توصیف میکنه. اما جایی که تلاش داشت یک حد وسط بین این دو سر متعصب طیف تعریف بکنه به نظرم کمی سطحی شد. به عنوان مثال معیار اخلاق رو «کرامت انسان» در طول تاریخ گذاشتن یعنی چی؟ آیا همچین معیاری ما رو از گرفتار شدن به تعصب نجات میده؟ یا مؤمن حقیقی بودن به تجربه های تاریخی از نظر نویسنده ایراد نداره؟ البته نمیخام این معیار رو رد یا تأیید کنم اما به نظرم این بخش از کتاب نسبت به سایر بخشها سطحی تر بود.
بهرحال کتاب به خوبی تأثیر مدرنیته رو بر روی ایجاد تکثر تبیین میکنه و بعد در مورد دو نوع واکنش به این تکثرزایی صحبت میکنه. یک واکنش به تکثرزایی عصر مدرن «نسبی گرایی» و واکنش دیگه به این اتفاق «بنیادگرایی» هست که هر دوی این تفکرها به نوعی متعصبانه و دارای ته مایه های قاطعیت هستند. تمایز بنیادگرایی با سنتگرایی رو به خوبی بیان کرده:
«سنتگرایی یعنی اینکه سنت، اصلی بدیهی فرض میشود حال آنکه بنیادگرایی زمانی ایجاد میشود که این اصل بدیهی کاملا به چالش کشیده شده و یا حتی در معرض نابود شدن است. سنتگرا خیالش از بابت جهان بینی اش راحت است و با کسانی که هیچ اشتراکی در این جهانبینی ندارند تسامح کامل دارد. آنها از نظر او فقط ولنگارهای بیچاره ای هستند که واقعیت را انکار میکنند. اما از نظر بنیادگرایان، این دیگران، تهدیدی جدی هستند علیه واقعیتی که به سختی به دست آمده است؛ پس آنها را باید به آیین خود درآورد یا منزوی کرد یا در نهایت اخراج و یا حتی نابود کرد.»
نتیجه نسبی گرایی در سطح اجتماع را نیهلیسم و انحطاط درونی جامعه بیان میکنه و نتیجه بنیادگرایی رو شکلگیری رژیمهای تمامیت خواه. تردید رو به عنوان راه میانه در این بین مطرح میکنه و به تشریح منظورش از تردید میپردازه. در مرحله بعد پیشفرضهای لازم برای ایجاد زمینه تردید مداوم و در نتیجه اصلاحات مداوم رو بیان میکنه و بعد به سؤال اصلی میرسه که قبلتر هم اشاره کردم. معیار اخلاق رو چی در نظر بگیریم؟؟ در اینجا چندتا گزینه مطرح کرد مثل فرمان الهی، قانون طبیعی، قانون زیستی و کارکرد جامعه شناختی که البته در نهایت خودش معیاری به غیر از این چهارتا که همون «کرامت انسانی در طول تاریخ» هست رو ارائه میده.
در نهایت هم توضیح مختصری ارائه کرده از اینکه نظامهای سیاسی چه ویژگی داشته باشند که راه رو برای بروز تردید باز بگذارند.
در کل کتاب خوبیه.
Profile Image for Jeff Williams.
13 reviews2 followers
December 29, 2013
I waivered between a two and a three on this one. The authors present an interesting thought piece that only skims the surface of the problem around which the work is framed. As such, this should be seen as an idea-sparking work that will encourage some readers to seek more robust sources on this topic.

One of the main contributing factors to the lack of depth is the lack of empirical - or really any - analysis behind some of the major arguments that frame the discussion. For example, the mid-20th century idea that religion was fading in importance is considered to be folly because a lot of orthodox and evangelical lines of most major faiths currently are growing in popularity. No context is provided - is this in relation to the global population? What are the relative sizes of these groups? What sorts of dialects of belief with cultural and/or political undertones exist within these larger populations? Cause and effect statements do exist, but they are relatively free-floating.

And the driving issue of the work - how to reconcile doubt and belief - is fairly lightly handled. The main point seems to be that doubt and belief CAN coexist; most easily in those who are willing to accept it. Overall, the argument comes across as a positivist argument; doubt and belief can coexist because they do. Perhaps this is revelatory to an audience of readers who are believers that brook no disagreement with their faith, but one wonders if that sort of reader would ever pick up this book in the first place.

On the plus side, it is a quick read that does encourage the reader to think about how a very wide spectrum of people of faith (religious, political, spiritual, or other faith) coexist peacefully with people of differing views.
Displaying 1 - 30 of 123 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.