«فرشته ای در برهوت»، روایت داستانی دختری اهل سنت سیستان و بلوچستان است که عاشق پسری از شیعیان می شود؛ جلسه خواستگاری او به اثبات حقانیت امیرمؤمنان علی (ع) می گذرد و خانواده دختر را متحول می کند. این جلسه با تعصب بزرگ خاندان او به چالش کشیده می شود و ...
نویسنده با سیاستی چند گانه این کتاب رو تهیه نموده است . موارد زیر از نگاه بنده :.. کتاب داستان عاشقانه را پیش گرفته که مورد علاقه قشر جوان است- -داستان کوتاه و چند صفحه ای که تمایل و رغبت به مطالعه را چندین برابر میکند. -موضوع اتحاد بین مسلمانان شیعه و سنی را تاکید میکند -به سادگی برخی سوالات و شبهات غدیر را در داستان پاسخ میدهد -و در آخر عشقی که در پای عقاید ناتمام ماند
من به رمانی این چنینی وقتی میگم خوب که نویسنده قصد گفتن چیزی رو داشته باشه و اونو توی یه داستان قشنگ بگه؛ متاسفانه اصلا داستان منسجمی نداشت که بخوام راجبش چیزی بگم. پلاتش اینجوری بود که خب این دختر و پسر مسلمونِ معتقد عاشق هم میشن و پسره ی خوب میره خواستگاری و اونجا خانواده هاشون بهم نمیخوره پس تموم! قشنگ همین بود. و خدایان میدونن که من اون زمان فانتزی خون نبودم -که با هیجان و این چیزاش مشکل داشته باشم- و اعتقاداتم هم از این بیشتر بود اما همون موقع هم نظرم همین بود.
اینو فکر کنم کلاس ششم بودم که خوندم؛ اما اونجوری نیست که بگم تو یه سن دیگه ای ممکنه خوشم بیاد.
کتاب کوتاه و خوبی بود. آخرش رو دوست نداشتم ولی این کتاب رو به هر کسی که اطلاعات زیادی راجعبه عقاید عزیزان اهل سنت نداره پیشنهاد میکنم. بالاخره برای اتحاد و همدلی بین شیعه و سنی لازمه که هرکس یه اطلاعات پایهای داشته باشه و فکر کنم برای شروع کتاب سبک و خوبی باشه. پ.ن: من خودم هم جزو اون دستهای هستم که اطلاعات زیادی راجعبه تفاوتهای بین شیعه و سنی ندارن و چیزای خوبی ازش یاد گرفتم. بخاطر همین فکر کردم میتونه مناسب باشه.
توی این کتاب، بعد از هر استدلالِ پسر شیعه، یه جوری جمع اهل سنت سکوت میکنن و حرفی برای گفتن ندارن و اعتقادشون نسبت به عقایدشون سریعا دچار لرزش میشه، که آدم فکر میکنه صحبت کردن با اهل سنت واقعا به همین سادگی هست و اونا واقعا هیچ جوابی ندارن. فقط یه نفر وهابی توی جمع بود که هی بدون دلیل فقط مخالفت میکرد. اما در واقع بحث کردن با اهل سنت به همین راحتیها نیست. این بحث خیلی یک طرفه بود، کاش نویسنده حداقل این صحبتها رو با یه اهل سنت مطرح کرده بود تا واقعا ببینه اونا توی ذهنشون چه جوابی برای این استدلالها دارن، قطعا به همین سادگی نیست و بحث خیلی طولانیتر از این حرفها میشه. از نظر داستانی هم که داستان و محتوای خاصی نداشت کلا یه سری استدلال یک طرفه بود. این دو ستاره رو رو فقط به خاطر چند تا دونه از استدلالهای خوب و محکمی که گفته بود بهش میدم وگرنه به طور کلی بحث توی کتاب خوب پیش نرفته بود و یه سری از دلایل خیلی ضعیف بودن.
کتاب شیرینی بود؛ نویسنده سعی کرده بود درخلال داستانی کوتاه به بیان برخی عقاید شیعه بپردازِ؛ دوست داشتم از زاویه ی اهل سنت هم ماجرا بیشتر باز بشه و دلایل مستدل تری از عقاید اونها اورده بشه
برای من کتاب دوست داشتنی بود و ماجرای خود کتاب رو هم دوست داشتم
یک کتاب کم حجم اما جالب مطالبی که داخل کتاب گفته شده بود مفید بود و یکی از نکات قابل توجه من روش بحث پسر شیعه بود که به نظرم خیلی خوب و جالب بود حقیقتش داستانش زیاد به دلم ننشست اما مطالبی که داخلش بیان کرده بود خیلی خوب بود و باعث شد این کتاب رو دوست داشته باشم https://taaghche.com/book/102060
از لحاظ داستان ضعیفه. کوتاهه و یک ساعته تموم شد. مطالب مطرح شده در این کتاب، توی کتاب پسران دوزخ فرزندان قابیل از همین نویسنده هم اورده شده. با این تفاوت که اون کتاب قوی تره نسبت به این. من پسران دوزخ رو ترجیح میدم.