Jump to ratings and reviews
Rate this book

شهریار

Rate this book

190 pages, Paperback

Published January 1, 2010

7 people are currently reading
65 people want to read

About the author

Niccolò Machiavelli

2,175 books5,053 followers
The Prince , book of Niccolò Machiavelli, Italian political theorist, in
1513 describes an indifferent ruler to moral considerations with determination to achieve and to maintain power.

Niccolò di Bernardo dei Machiavelli, a philosopher, musician, and poet, wrote plays. He figured centrally in component of the Renaissance, and people most widely know his realist treatises on the one hand and republicanism of Discourses on Livy .

https://en.wikipedia.org/wiki/Niccol%...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
23 (38%)
4 stars
21 (35%)
3 stars
13 (22%)
2 stars
1 (1%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for Mohammad mahdi Rahimi.
31 reviews7 followers
April 10, 2020
این کتاب خونین ترین حقیقته...به قوله نیچه بهترین حقیقت ها خونین ترین آنهاست.
Profile Image for Farshid Ramezani.
1 review
October 27, 2018
«شهریار» مهم‌ترین اثر نیکولو برناردو ماکیاولی (۱۵۲۷-۱۴۶۹) فیلسوف سیاسی ایتالیایی است. ماکیاولی بنیانگذار فلسفه سیاسی مدرن و «شهریار» مهمترین کتاب اوست.

اندیشه‌های ماکیاولی هنوز پس از ۵۰۰ سال تازه و بدیع است. با این حال در زمان خودش او را از قدرت دور نگه داشتند.

شاید بزرگترین خدمتی که ماکیاولی کرد نشان دادن وجوهی از قدرت و قدرتمندان بود که هنوز هم همه‌ حکومت‌ها آن را پنهان می‌دارند.

او در بخشی از «شهریار» می‌نویسد:

«داشتن صفات خوب چندان مهم نیست. مهم این است که پادشاه فن تظاهر به داشتن این صفات را خوب بلد باشد. حتی از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم که اگر او حقیقتاً دارای صفات نیک باشد و به آنها عمل کند به ضررش تمام خواهد شد در حالی که تظاهر به داشتن این گونه صفات نیک برایش سودآور است.

مثلاً خیلی خوب است که انسان دلسوز، وفادار، باعاطفه، معتقد به مذهب و درستکار جلوه کند و باطناً هم چنین باشد. اما فکر انسان همیشه باید طوری معقول و مخیر بماند که اگر روزی بکار بردن عکس این صفات لازم شد به راحتی بتواند از خوی انسانی به خوی حیوانی برگردد و بی‌رحم و بی‌عاطفه و بی‌وفا و بی‌عقیده و نادرست باشد».

او این‌ها را زمانی نوشت که تنها و در تنگدستی روزگار می‌گذراند به امید اینکه با نوشتن این کتاب باز او را به داشتن پست حکومتی فرا بخوانند. اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه باز او را طرد کردند.

نبوغ ماکیاولی در واکاوی چگونگی کسب قدرت و حفظ آن مردم را به وحشت انداخت تا حدی که او را فردی شوم می‎دانستند که در صدد ساخت حکومتی خودکامه بوده است. شناخت ماکیاولی بدون شناخت زمان و شرایط زیستش غیر ممکن است.

فرانسیس بیکن-که پایان سلطه کلیسا بر تفکر را بر پایه اندیشه‎های او می‎داند- در مورد ماکیاولی می‌گوید:«ما به ماکیاولی مدیونیم که جهان سیاست و رهبران آن را، آنطوری که هستند به ما نشان می دهد نه آن طور که باید باشند».
52 reviews4 followers
October 7, 2020
واقع‌نگری در پهنه رفتارهای بشری به ویژه آن‌جا که رفتار بشری دوست دارد خود را سخت در پس نقاب‌های ریاکاری و خودفریبی و دیگر فریبی پنهان کند کاریست خطرناک و آن کس که اینگونه نقاب از چهره رفتار بشری و معنای آن می‌کشد از سوی ریاکاری بشری یا آرمان‌خواهی ساده‌دلانه، خود را با خطرناک‌ترین حمله‌ها درگیر می‌کند.

اما مگر ماکیاولی چه گفت که این‌گونه بقیه انسان‌ها را بر آشفت
چند برش کوتاه:

جهان همیشه پر از آدمیانی بوده است که شهوت‌های همسان داشته‌اند.

قدرت فاسد است و قدرت مطلقه، مطلقا فاسد است.

سیر تاریخ فارغ از اخلاق و نکوهش و داد است.

میان زندگی آنگونه که هست و آن‌چنان که باید باشد، چنان تفاوت بزرگی وجود دارد که هر فردی تنها به آن‌چه که باید اتفاق بیوفتد توجه نشان بدهد نه به آن‌چه که در واقعیت پیش می‌آید، زندگی خویش را بیشتر تباه می‌کند تا به حفظ آن کوشش کرده باشد. فردی که تنها خوبی را می‌خواهد، به اجبار شکست می‌خورد، زیرا در میان انسان‌هایی قرار دارد که خوب نیستند.

هرکس که با تاریخ معاصر و تاریخ باستان سر و کار داشته باشد، به آسانی می‌فهمد که همه ملت‌ها و دولت‌ها از زمان‌های پیشین، خواسته‌های یکسان و عادات و رفتار مشابه داشته‌اند. اگر ما با دقت گذشته را مطالعه کنیم، به سادگی می‌توانیم در سیمای هر دولتی آینده را پیش بینی کنیم و چاره‌جویی تازه‌ای بیندیشیم.

ماکیاولی دین را تنها وسیله‌ای برای ثبات سیاسی کشور می‌داند.

ماکیاولی و پس از او هابس انسان را ذاتا بد، فاسد و شریر قلمداد می‌کنند، آن‌ها مشروعیت انحصار زور از طرف دولت را نتیجه بد بودن انسان می‌دانند.

جمله آخر که مهترین جمله است آیا صحیح است؟
بدنبال سرنخ‌ها باشیم.
اولین سرنخ به تعداد سلاح‌های ساخته شده توجه کنیم و اینکه سلاح هرچقدر قدرتمند باشد یک پارامتر بسیار مهم است که مشخص می‌کند زورگویی و در نهایت ظلم نقش تعیین کننده‌ای در ارتباطات بین انسان‌ها دارد
دومین سرنخ نحوه توزیع ثروت و در نهایت رفاه که کاملا نشان می‌دهد انسان‌ها بدنبال نابرابری و سلطه بر یکدیگر هستند.
سومین سرنخ دروغ‌گویی و حقه‌بازی است و البته موفقیت این روش! به سیاست‌مداران توجه کنید اگر دروغ نگویند و فریب ندهند یا ترور نکنند بلافاصله حذف خواهند شد و فرد حقه‌بازتر و بیرحم‌تری جای آن‌ها را خواهد گرفت.
و سرنخ‌های بسیار دیگر که ذات خراب انسان را نشان می‌دهد که در نهایت به جمله معروف "انسان، گرگ انسان است" اشاره کنم
(Homo homini lupus)

اما خوبی چه؟ چرا ما رحم و شفقت داریم؟! مثلا رفتاری مادرها نسبت به فرزندانشان دارند. علت این تضاد عجیب چیست؟

برای پاسخ به این سوال باید رفتار اجتماعی و گروهی انسان را بررسی کرد و اینکه ما در گروه‌های خودی چگونه هستیم و در نهایت گروه‌ها نسبت بهم چه رفتاری دارند. نیچه در کتاب تبارشناسی اخلاق به صورت ضمنی به این مساله می‌پردازد. او اشاره می‌کند اولا ما الگوهای رفتار خوب یا بد را از گروه‌های اشراف یا طبقه‌های بالا تقلید میکنیم و سپس می‌گوید رفتارهای خوب یا اخلاقی از نظر خودمان را در درون گروه خودی رعایت می‌کنیم اما با گروه‌های بیرونی یا شهرها، کشورها، شاید همسایه‌های دیگر رفتاری مانند حیوانات ناطق داریم و در برابر آن‌ها فاقد هرگونه صفت اخلاقی هستیم!

به طور مثال گروه‌های مافیایی را در نظر بگیرید. فیلم پدر خوانده را به یاد دارید. گانگسترها با خانواده و شرکای تجاری خود کاملا مهربان و دوستانه بودند اما با رقبا مثل حیوانات یکدیگر را می‌دریدند.
یا به طرفداران فوتبال توجه کنید طرفدارن یک تیم کاملا همدیگر را حمایت می‌کنند و مثل برادر با هم رفتار می‌کنند اما می‌خواهند سر به تن طرفدار تیم رقیب نباشد!
یا رفتار کشورها در قبال یکدیگر. کشورهای متحد منافع یکدیگر را تامین می‌کنند اما می‌خواهند به هر روشی کشورهای رقیب را تضعیف یا نابود کنند.
رفتارهایی که نژادها نسبت به هم دارند. در ایران هر نژادی خود را از دیگری برتر می‌داند و دیگری را پست و حقیر می‌داند، دقیقا مشابه همین رفتار بین طرفداران ادیان است.
حتی دانشمندان هم همین رفتار را نسبت به هم دارند. معروف‌ترین مثال بحث‌های بی‌نتیجه بور و انیشتین یا رقابتی که هاوکینگ با دانشممدان روس داشت و دو طرف نظریات یکدیگر را تحقیر می‌کردند.
Profile Image for طاقچه.
183 reviews52 followers
Read
June 12, 2022
نیکولو برناردو ماکیاولی فیلسوف سیاسی ایتالیایی و بنیانگذار فلسفه سیاسی مدرن است. «شهریار» مهمترین کتاب اوست. اهمیت کتاب شهریار در این است که نشان دادن وجوهی از قدرت و قدرتمندان بود که هنوز هم همه‌ حکومت‌ها آن را پنهان می‌دارند. ماکیاولی اگرچه واضع یا نظریه‌پرداز ملت‌باوری (ناسیونالیسم) نیست، ولی او شبحی از این اندیشه را دید و از آن اگرچه مبهم سخن گفت، اما آن‌چه را به روشنی باز گشود، کاربرد واقع‌گرایانه قدرت از یک مرکز بود، یعنی شیوه‌ای که یکپارچگی ملی با آن قابل دستیابی است. کتاب او را می‌توان دستورنامه قدرت دانست. ماکیاولی معتقد است، زمامدار اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد نباید از شرارت و اعمال خشونت‌آمیز بترسد. زیرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نیست

https://taaghche.com/audiobook/111322...
Profile Image for Mohammad.
7 reviews
September 25, 2020
به نظرم هرکسی که این کتاب رو برای خوندن انتخاب میکنه باید نکته هایی که فکر میکنه کلیدی هستن رو یادداشت کنه و بهشون فکر کنه، به نظرم این کتاب بیشتر به پرسش سوال کمک میکنه تا پیدا کردن جواب. بعضی فصل ها که به روابط بین کشور ها میپرداخت خیلی برام جالب نبود ولی در کل خوندنش بهتر از نخوندنش هست.
14 reviews1 follower
June 3, 2020
""مهم نیست که شهریار خوب باشد همین که تظاهر به خوب بودن کنید کافی است""


""شهریار نه باید شیر باشد نه روباه""
شهریار
نیکولو ماکیاولی
محمود محمود
نشر نگاه
کتاب شهریار از نیکولو ماکیاولی در باب شهریاران و حاکمان و پادشاهانی است که نامشان در صفحات تاریخ نوشته شده و با یاد آوری نام و سر گذشت انها به پادشاهان و شهریاران زمان خود و بعد از خود پند و اندرز میدهد و فقط نصیحت نمی کند بلکه بر خواننده کتاب روش میکند که حاکمان و قدرتمندان دقیقا چه کاری انجام میدهند .
او نام "کوروش" را کنار نام های کسانی همچون موسی نبی و اسکندر مقدونی و ...... قرار می دهند انها را از بزرگ ترین رهبران می داند و میگوید یکی از مهم ترین خصوصیت یک رهبر را شجاعت میداند و به راستی که که اگر شجاعت این مردان نبود نه یهودیان از بند مصریان آزاد می شدند نه ایرانیان از زیر دست ماد ها بیرون میامد و نه اسکندر فاتح می شد.
ماکیاولی میگوید که شهریار باید متعادل و میانه رو باشد و هم روباه باشد هم شیر هم مردم از او بترستند هم دوستش بدارن�� هم مهربان باشد هم بی رحم چون اگر فقط خوب باشد یا فقط بد نابود میشود چون اگر مهربان باشد بر دشمانش شهریار چیره میشوند و اگر شرور باشد مردم بالاخره یک روز بر او قیام می کنند یعنی بهتر مهربان باشد ولی در دست خود قوه قهریه هم داشته باشد (از این رو کوروش را می توان پادشاه کاملی از نظر ایده آل های ماکیاولی باشد )
ماکیاولی می گوید شهریار باید با ایجاد دژ های مستحکم و لشکر های قدرتمند عامل بازدارندگی را تقویت کنند (از الزامات ارتش قدرتمند)و خطر جنگ را کاهش دهد .
ماکیاولی به خوبی توده ها را روانکاوی میکند او میگوید عقل و داوری مردم در چشم های انهاست و میگوید ریاکاری به خوبی روی مردم جواب میدهد مخصوصاً از نوع مذهبی مثلا او پاپ الکساندر را مثال میزند که قدرتی از کلیسا می گرفت مردم را فریب میداد .
Profile Image for Saeed Navayi.
5 reviews
July 9, 2020
نویسنده در هر بخش کتاب به مرور یکی از جنبه‌های کشورداری یا ویژگی‌های حاکم کشور (سلطان/شهریار) می‌پردازه. از تجارب تاریخی و خصوصاً ایتالیا، خیلی مثال میاره برای بیان صحبت‌ها و ادعاهاش. نویسنده در جای‌جای کتاب، تاکید زیادی روی نقش نیروهای نظامی، نخبگان و کلیسا (مذهب) در شیوه‌ی حکمرانی داره.
این قسمتی که در ادامه اومده، یکی از بخش‌هایی‌ه که به نظرم قشنگ اومد و متناسب با حال و هوای این روزهای کشور ما.

دیگر از صفات ممدوحه یک شهریار این است که خود را حامی لیاقت و استعداد خوب معرفی کند و کسانی را که دارای صنایع نفیس هستند، گرامی دارد.
شاه باید رعایای خود را تشویق و به آنها مساعدت کند که کارهای مربوط به خودشان را بتوانند تعقیب نمایند؛ خواه تجارت باشد، خواه فلاحت یا مشاغل دیگر و باید به آنها امنیت بدهد، به‌طوری که هیچکس واهمه نداشته باشد که اموال او را به جبر و عنف از خواهند گرفت و به‌علاوه ترس نداشته باشند که به‌واسطه ایجاد موسسات تجارتی، مالیات سنگینی از آنها مطالبه خواهد شد و به‌خصوص برای این قبیل اشخاص می‌باید اسباب تشویق فراهم آورند و جایزه برقرار کنند که بیشتر تشویق شوند. البته چنین اشخاصی، اسباب بزرگی و ثروت مملکت را فراهم خواهند نمود.
Profile Image for Mahdifazl.
111 reviews2 followers
May 1, 2020
با اینکه متنش مال چند صد سال پیشه انگار برای همین زمانه نوشته شده، خیلی برام جالب بود، روابط سیاسی بین دولت ها و مردم و همسایگان خیلی خوب و روشن و با مثالهای متعدد تصویر و تفسیر میشه
Profile Image for Ashkan Sa.
43 reviews1 follower
June 10, 2020
کتابی در باب حکمت و هنر آموزی به حاکمان و مردان سیاست که انگار مطالب گفته شده قرن هاست که هیچ فرقی نکردن
Profile Image for Erfan hajiparvane.
8 reviews1 follower
May 3, 2020
پاراگرافی ساده در کتاب اقتصاد علوم انسانی دبیرستان وجود داشت که می‌گفت:«منابع در طبیعت محدود و نیاز‌های انسان نامحدود است. اقتصاد یعنی استفاده از منابع محدود به شکل بهینه برای تأمین نیاز‌های انسان سیری‌ناپذیر.» سیاست از نظر ماکیاوللی چنین ساختاری دارد یا بهتر است بگویم باید چنین ساختاری داشته باشد. سیاست گویی یک حساب و کتاب است. یک هزینه -فرصت! اگر شهریار چنین بینشی نداشته باشد، شکست می‌خورد.
ماکیاوللی در ابتدای جستار پانزدهم می‌نویسد:«برآنم که به جای خیال‌پردازی به واقعیت روی بیاورم.» پروژه ماکیاول بررسی ساختار سرد و بی‌روح واقعیت ِسیاست بدون هیچ آگاهی کاذب است شاید به همین علت است که نام او با مفهومی مثل خشونت سیاسی گره خورده است. ماکیاوللی معتقد بود یک رهبر مسیحی نمی‌تواند سیاست‌مدار خوبی باشد. او صراحتا بعضی صفات شر را لازمه جایگاه شهریار می‌داند. ماکیاول در برابر این ایده که شهریار باید انسان با اخلاق(به معنای مسیحی کلمه) باشد سرپا می‌ایستند و با آوردن مثال‌های تاریخی از ایران، یونان، فرانسه و ایتالیا ثابت می‌کند که شهریاران بااخلاق به چه رذالتی افتاده‌اند. از طرف دیگر ماکیاوللی اعتقاد دارد که شهریار نباید بی‌هنر باشد. بلکه باید ویرتو(ویرچو) داشته باشد. ویرتو را هم فضیلت ترجمه کرده‌اند و هم هنر. ویرتو شامل هوش، جسارت، قساوت، استراتژی و تلاش است.
3 reviews
Currently reading
November 17, 2018
مهمترین سیاست نامه غربی
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.