سعید حجاریان مقالات خود در باب مسائل دموکراسی و توسعه در ایران را با تشویق و ترغیب مصطفی ملکیان در یک کتاب تدوین کرده است.
کتاب هشت فصل دارد. هر فصل شامل چند مقاله است. اصلاح طلبی و مشروطه طلبی، جامعه شناسی سیاسی، در باب دولت، در باب دموکراسی، توسعه، تاملات سیاسی،صلح طلبی و تحلیل افراد عناوین این هشت فصل از کتاب هستند. از شما دعوت می کنیم نگاهی داشته باشید به فهرست کتاب. عنوان های هر کدام از شصت و دو مقاله این کتاب می تواند خواننده دغدغه مند مسائل روز را ترغیب کند که کتاب را به دست بگیرد و مطالعه کند.
شاه در شطرنج رندان کتابیست از حجاریان که مجموع مقالات اوست که درباره همه چیز حرف زده و منحصرا راجع به هیچ چیز نیست شاید عیب کتاب همین باشد چون هرچند با اشتیاق شروع کردم اما بسیار خواندش طولانی بود و احساس تکرار مکررات و ادبیات یکنواخت کتاب مانع از لذت بردن از ان شد چاپ اول کتاب بود و صرفا برای اشنایی بیشتر با اصلاح طلبی از نوع تئوری نه ان چیزی که تا الان با ان مواجه بودیم ان را خواندم چراکه اورا تئوریسین اصلاحات میدانند اما بیشتر کتاب راجع به اصلاحات نیست بلکه مباحث عام مثل جامعه شناسی سیاسی /دولت/دموکراسی / توسعه/تاملات و... را در بر میگیرد از قسمتهای مورد علاقه ام اینکه حجاریان در قسمتی از کتاب علل ناکامی اصلاحات را ذکر میکند مثلا در «رفرم دینی»استمرار نیافتن و گسترش نیافتن در توده مردم(در مقایسه با گسترش توده ای جنبش لوتر) /در «رفرم اقتصادی» نداشتن پایه اقتصادی درنتیجه فشار مردم به مدیران پروژه و ترس دولت از اتفاقی که برای شوروی افتاد (و چندپاره شدن)/و در «رفرم سیاسی» هتروژن بودن اصلاح طلبان اینکه هرکسی برای رسیدن به چیزی تلاش میکرد که با بقیه متفاوت و جزیی بود و ضعف نهادهای مدنی در مردم در قسمتهای بعدی حاکمیت دوگانه را معرفی میکند (یک جناح انتخابی توسط مردم مثل مجلس و ریاست جمهوری و یک جناح انتصابی مثل قوه قضاییه) که شروع انرا از دوم خرداد میداندو اصلاحاتی را میپسندد که حاکمیت دوگانه مستمر ایجاد کند چون هر حاکمیت دیگری را کنترل کرده و موجب تقویت نهادهای مدنی میشود و هم موجب میشود براندازها قواعد بازی را بپذیرند و مردم بازیچه جریانات نشوند!
«یک نظریه تاریخی دورانی در کارهای وبر مشاهده میشود به این معنی که ما دائما بین اقتدار فرهمند که دارای خصلتی انقلابیست و اقتدار سنتی که خصلتی محافظه کار دارد نوسان می کنیم فره روالمند می شود و به سنت بدل می شود و دوباره از درون ان جنبش فرهمند بیرون می زند.اما در کنار این نظریه دورانی تاریخی یک جریان در اعماق به تغییرات بنیادی مشغول است و ان رشد عقلانیت است که به حدی می رسد که در یک لحظه ممکن است فره دیگر به عقب برنگردد بلکه در مسیر روالمند شدن منتهی به جهان مدرن گردد .لذا همواره این احتمال افزایش می یابد که سمت و سوی روالمندی فره منجر به اقتدار عقلانی قانونی شود.از نظر وبر هنگامی که این نقطه عطف طی می شود و بشریت به جهان مدرن و عقلانی شده قدم می گذارد اقتداری به مراتب قوی تر پی می افکند اقتداری که در مقابل جنبش های فرهمند رخنه ناپذیر است.جهان مدرن علامت مرگ فره به عنوان نیرویی انقلابیست.»
«انواع سؤدموکراسی ۱-پوپولیزم یا عوام سالاری نوعی دموکراسی که عنصر مشارکت را دارد اما رقابت را نه . مردم شعارهای متفاوت میدهند و با دلایل متفاوتی به یک نفر رای می دهند دولت های پوپولیست ادعای نمایندگی همه طبقات را دارند ۲- پولیارشی یا نخبه سالاری که رقابت بین نخبگان بدون مشارکت است ۳-حامی تحت الحمایه: یعنی حوزه قدرت بین دو باند با توافق بر اساس وحشت و خشونت موجود شکل میکیرد مثل مافیای ایتالیا که عملا قدرت را در دست دارند با فراکسیونهای باندی و رانتی در جهان سوم ۴- دموکراسی وابسته به یک قدرت خارجی مثلا هند که انگلیس انرا دموکراتیک کرد یا المان که توسط متفقین دموکرات شد همان چیزی که بوش دنبال ان است تا در عراق و افغانستان ایجاد کند ۵-دموکراسی هدایت شده :توسط یک پدر در جامعه که اجازه انتخاب مستقیم به مردم نمی دهد مثل پاکستان ۶-اپارتاید دموکراسی: مثل اسراییل و افریقای جنوبی یک قوم یا نژاد را حذف میکنند ۷-حتی لیبرال دموکراسی(چون از نظر اقتصادی نابرابر بودن فقیر و غنی باعث تاثیر بر قدرت رای دادن میشود ولی این از نظر لیبرالیسم مشکلی ندارد) و پارلمانتاریسم را هم نوعی سودموکراسی میداند ( مشابه ان) »