داستان زندگی شهید حریم امنیت محمد حسین حدادیان به روایت مادر
محمد حسین متولد 1374 و دانشجوی علوم سیاسی، بسیجی مخلص و پیرو خط ولایت و رهبری به طوری که به نقل از پدر بزرگوارش جز خط رهبری را قبول نداشت و در مسجد به مردم خدمت می کرد. خیابان پاسداران، توحش گرانی موسوم به دراویش و ایجاد ناامنی و به شهادت رساندن سه تن از نیروهای انتظامی، محمد حسین داوطلبانه برای مقابله با اشرار رفت که او را ابتدا به وسیله اسلحه شکاری مجروح و سپس توسط یک اتومبیل زیر گرفته شد و به فیض شهادت نائل آمد.
از دیگر آثار این نویسنده میتوان "سربلند"، "عروسی لاکچری" و ... اشاره کرد
1.کتاب یه روایت مادرانه داره، اگرچه عاطفه ی مادر و فرزندی در خاطرات مشهوده ولی شهید رو قدیس و یک انسان دور از دسترس و ماورایی جلوه ندادند
2.روایت از دوران نوجوانی مادر شروع میشه و اگرچه تا به دنیا اومدن شهید خاطرات متعلق به مادره اما از لحاظ پرداختن به زمینه و روند شکل گیری محیط تربیتی شهید جذاب و جالبه
3.شاید جا داشت کتاب کمی مفصل تر باشه،مثلا به مقاطعی از زندگی شهید مثل نوجوانی ایشون زیاد پرداخته نشده بود
کتاب هدیه ای بود از طرف یک لیگ کتابخوانی بابت ریویو نوشتن برای ی کتابی
به همین خاطر اصلا اشنایی با شهید نداشتم و کتاب رو بخاطر کم حجم بودنش چند شب پیش خوندم تا از برنامه چالش گودریدزم بیشتر عقب نیفتم
کتاب ب نسبت هم رده هاش نثر خیلی خوبی داشت ب نظرم.
اغراق ها و تعریف و تمجید هایی که معمولا به چشم میاد توی این مدل کتاب ها ، توی این کتاب به چشمم نخورد برام عجیبه که اونقدرها معروف نبوده که اسمش رو بشنوم اما خوشحالم از خوندن کتاب خوندن زندگینامه یک شهید از زبون مادرش تجربه تازه ای بود برای من
مستند «غریبانه» رو هم توی ریویو یکی از بچه ها دیدم و رفتم دیدمش دیدنش واقعا بعد خوندن کتاب به جا بود و پیشنهادش می کنم (فقط اگه از نظر روحی حال خوبی ندارین نبینین واقعا متاثر کنندست)
از دراویش گنابادی فقط اندک صحبت هایی به گوشم خورده بود اما توی این کتاب مفصل تر دربارشون خوندم و برای فهمیدن بیشتر مشتاق شدم
صفحه های اول رو که میخوندم میگفتم چرا داره اینارو میگه؟ پس ربطش کجاست؟ ولی کم کم فهمیدم باید آنها خوانده میشد تا عاقبت رو فهمید... داستان صبوری مادر محمدحسین حدادیان اینجا معلوم شد و واقعا کاش نگاهی به ما کنند... زندگی رو میشد دید، میشد با صدای خود مادر شهید همه ی آن تصویر هارو دید و بازهم محمدعلی جعفری یک قسمت از زیبایی رو نشانمان داد...
بهترین کتابی بود که میتونستم تو این دوران بخونم. بهم یاد آوری کرد فتنه ی دشمن همیشه بوده،هست و خواهد بود.این دسته گلامون هستن که پرپر میشن و باعث تداوم جمهوری اسلامی💔🥲
شهید حدادیان نمونه جوان دهه هفتادی بسیجی با اخلاق بود و مادرشون هم نمونه مادران صبور شهدا «آرام جان» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/77505
اگر از خوندن زندگینامه شهدا لذت میبرین این کتاب رو صد درصد بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب برای من یه ویژگی خاصی داشت اونم این بود که تا حالا زندگینامه شهید از دید مادر شهید نخونده بودم هرچی زندگینامه خونده بودم از دید همسان شهدا بود که همین موضوع هم این کتاب رو برام خاص کرده بود... کتاب بسیار قشنگیه خوندنش رو توصیه میکنم ساعت 10 شب شروعش کردم و تا ساعت 4 صبح نتونستم زمین بذارمش
کتاب واقعا از نظر روایت عالی بود، قلم نویسنده هم خوب بود و من راضی بودم.
برای شهادت حتما نباید جنگ باشه تا توی جنگ شرکت کنی و شهید بشی، حتما تباید دانشمند باشی تا ترور بشی، باید تا جایی که میتونی دغدغهی اسلام و تمدن اسلامی رو داشته باشی و هر کاری از دستت برمیاد در این راه انجام بدی. این روزها این قدر همهی ماها خودمحور شدیم که فقط منافع خودمون رو در نظرمیگیریم. شاید باورش سخت باشه که یه نفر از بچههای همین دوره و زمونه و هم نسل خودمون این طور داوطلبانه جونش رو کف دستش بگیره برای دفاع از امنیت کشورش، امنیت امت اسلامی، امنیت ملت امام زمان... کاش خدا چنین زندگیها و سرنوشتهای زیبایی رو نصیب ما هم بکنه. (الهم الرزقنا شهادت)
آرام جان! قصه مادری است که از عشق میگوید. از عشق به پسرش.. شهیدی که به دست #دراویش_صوفی در گلستان هفتم به شهادت رسید. خوب که ذهنم را زیر رو میکنم فقط تصاویر آدمهایی که توی جنگ هشت ساله یا #سوریه و یا در #انقلاب شهید شده اند جلوی چشمم ردیف میشوند. «آرام جان» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/77505
بیشترین چیزی که توجهم رو جلب کرد زندگی مادر شهید بود. سختیهایی که این مادر کشید و زحماتی که برای تربیت بچهها کشید و آداب خاصی که رعایت میکرد واقعا تاثربرانگیزه. واقعا مادر نقش گستردهای روی عاقبتبخیری بچهها داره