تلفن زنگ می خورد، ناشرم است، میگوید دوباره بنویسم، میگویم که حوصله ندارم. اصرار میکند، میگویم سوژه ندارم. می گوید: همین ماجرای آخری را بنویس، اسمش را هم بگذار «شیطنت های راوی پنهان». می گویم نمی دانم باید از کجا شروع کنم، می گوید همان دادگاه تجدید نظر را بنویس، همین هفته پیش را، میگویم امروز کارشناسان رایانه آمدند و تمام فایلهای میخواهم بخوابم را پاک کردند، یک جوری که نشود بازیافت کرد راوی آن داستان دیگر برای همیشه مرد...
ارغوان اشترانی در بیستم آبان ۱۳۶۰ در تهران به دنیا آمد. پدرش دامپزشک ارتش بود و مادرش آموزگار دوره ی دبستان. او فرزند چهارم خانواده بود و فرزند سوم خانواده از او هشت سال بزرگتر بود. اختلاف سنی با خواهر و برادرهایش و ترس سالهای جنگ از او دختری تنها و متکی به خود پدید آورد و داستانهای همیشگی پدرش از سالهای خدمت در ارتش و سالهای کودکی اش در او قریحه ی داستان نویسی را پرورش داد.
بعدها زیر نظر استادان بسیاری چون مسعود فراستی و محمد رضا گودرزی و اصغر عبداللهی نقد فیلم و داستان نویسی و فیلمنامه نویسی را فرا گرفت و تحصیل در رشته ی ریاضی محض ذهن او را به سمت انسجام و کنترل بر احساسات و بهره بردن از منطق سوق داد. وی با تحصیل مجدد در رشته ی کارگردانی در دانشگاه سوره بر علم اکادمیک خود نسبت به صنعت سینما اضافه کرد.