مجلهی سان و ناداستان دو مجلهی ادبی و دوقلوی هم هستند که در نشریات کشور ما بینظیرند و با هم دامنهی گستردهای از ادبیات روز را پوشش میدهند. از هر دو شش شماره منتشر شده که با جرئت میگویم این شمارهی ساختن مجلهی سان، بهترین این ۱۲ مجلد منتشر شده از سان و ناداستان هستند. به هیچوجه خواندن این شماره را نباید از دست داد.
سان ۶، سان ساختن ... این فصلنامه در روزهای سخت بهار همدم من بود، و چه همدم خوبی. نوشته های مجله همه خواندنی بودند؛ از «دونده»ی سروش صحت و «ژمه»ی عالیه عطایی گرفته که از ساختن و بعد سوختن از عشق نوشته اند تا «گوی برفی» بهار کاتوزی که از سوختن و بعد ساختن عشق آن هم وقتی تمام دنیای راوی آتش گرفته. من عاشق روزنه های کوچک در شرایط خفقان آورم و وصف «کتابفروشی خیابان حمام» احمد کشاورز چقدر چسبید.«امین حسینیون»ای هم که با شمارهی ۴ سان شناخته بودم، برای این شماره تک نگاره ای دیگر قلم زده به اسم «من و سر توماس»؛ که باز هم به همان سبک دوست داشتنیِ پر از پاورقی و برمحور سینما است. چقدر موقع خواندن «حیات سیاسی یوسف رستم» خندیدم و بعد اینکه داستان تمام شد، به غم پنهان متن زندگی آدم های ساده دل فکر کردم...
از اینکه برای باقی نوشته های این مجله که دوستشان داشتم، خطی ننوشتم احساس گناه میکنم؛ ولی ۵ ستاره ی این شماره را گواه خوب بودن کل محتوای سان ۶ بگیرید. دستِ دست اندرکاران مجله مریزاد ...