What do you think?


تابستانِ من با خرس سیاه و شعر نو
تابستان که پدر و مادر سام برای واکسیناسیون کودکان به آفریقای جنوبی میروند، او بعد از سالها به خانهی عمهاش در رودان (استان هرمزگان) بازمیگردد. وقتی شب اول تعطیلاتش، توله خرسی را در مرغدانی میبیند فقط بخشهایی از داستان پدرش و خرس سیاه بلوچی را میداند. تصمیم میگیرد خرس را نجات دهد. غافل از اینکه شوهرعمهاش نقشهی دیگری برای خرس دارد.
- GenresNovels
185 pages, Paperback
Published March 25, 2020
About the author
مهسا تکاپومنش بقایی
2 books3 followersوقتی خواندن و نوشتن یاد گرفتم، دستم به هر کتابی میرسید میخواندم. کتابخانهی خیلی بزرگی داشتیم. آنقدر روی پنجه خودم را بالا کشیدم تا کتابهای طبقههای بالاتر را بردارم که قدم خیلی بلند شد و دستم به همهی کتابها رسید. هنوز کتابی را تمام نکرده بودم، بعدی را باز میکردم. هر چی بیشتر میخواندم، عینکم کلفتتر میشد. حالا اشتهای نوشتنم هم تحریکشده. دوست دارم کتابهایی بنویسم که کتابخورها بخوانند و ازطعمش لذت ببرند.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
September 13, 2020
چطور یک توله خرس سیاه رودانی (هرمزان) با آن نوار سفید دور گردنش که شبیه قلاده است، میتواند زندگی نوجوان تازه از فرنگ برگشته ای را زیر و زیر کند.
از عشق و دستهای پنبه ای دختر عمه تویش هست، تا نحوه درست سرم زدن به خرس سیصد کیلوئی زخمی.
از عشق و دستهای پنبه ای دختر عمه تویش هست، تا نحوه درست سرم زدن به خرس سیصد کیلوئی زخمی.
April 17, 2020
It picks up pace as Sam goes through the county to save his bear cub.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews



