Jump to ratings and reviews
Rate this book

صدای سقوط

Rate this book
صدای سقوط گوشه‌ هایی از زندگی مردی است آمریکایی که از جبه‌های جنگ دوم به کشورش بازگشته، اما پس از بازگشت متوجه می‌شود که کشورش از وی به عنوان قهرمان یاد نمی‌کند. علاوه بر آن، خود نیز به مرور متوجه می‌شود که جنگ پدیده‌ای ناصواب و زشت است. آرزو می‌کند ای کاش هرگز به جبهه‌ها نمی‌رفت و دست خود را به خون انسا‌ن‌های بی‌گناه آلوده نمی‌کرد. همین احساس پشیمانی باعث می‌شود که این مرد از درون سقوط کند و به ورطه ناامید و یاس کشیده شود، آن‌چنان‌که طنین این سقوط در فضای این داستان به شیوه‌ای گیرا و جذاب اما تاسف بار شنیده می‌شود. همچون دیگر داستان‌های میلر، به نظر می‌رسد این داستان نیز بر اساس زندگی شخصیتی واقعی نگاشته شده است. در این داستان یک بار دیگر میلر نشان می‌دهد، یک قصه‌گوی شیرین زبان است و در پرورش شخصیت قصه‌هایش مهارتی بی چون و چرا دارد

112 pages, Paperback

First published January 31, 2011

7 people want to read

About the author

Henry Miller

851 books5,197 followers
Henry Valentine Miller was an American novelist, short story writer and essayist. He broke with existing literary forms and developed a new type of semi-autobiographical novel that blended character study, social criticism, philosophical reflection, stream of consciousness, explicit language, sex, surrealist free association, and mysticism. His most characteristic works of this kind are Tropic of Cancer, Black Spring, Tropic of Capricorn, and the trilogy The Rosy Crucifixion, which are based on his experiences in New York City and Paris (all of which were banned in the United States until 1961). He also wrote travel memoirs and literary criticism, and painted watercolors.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (40%)
4 stars
3 (60%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Hadi molaee.
12 reviews14 followers
June 1, 2020
وقتی که آن مرد حرف می زد از ته قلب حرف می زد . می گفت که قلبش را شکسته اند اما فکر نمی کنم حقیقت داشته باشد . قلب نمی تواند بشکند.قلب می تواند زخمی شود و دنیا را پر از غم و غصه ببیند ولی برای تحمل رنج و عذاب حد و مرزی نمی شناسد . اگر چنین نبود ، نسل انسان مدت ها قبل منقرض شده بود . مادامی که قلب می تپد زندگی را زنده نگاه می دارد . زندگی می تواند در سطوح مختلف یأس سپری شود.
بین انسان و گیاهان و ماهیان و پستانداران تفاوت های عجیب وجود دارد.
وقتی از جوامع بشری سخن می گوییم ، در واقع سخن از پدیده ای می رانیم که از پذیرش هر تعریفی سر باز می زند . هیچ آدمی نمی تواند اندیشه یا رفتار انسان را با یک کلمه بیان کند . بر عکس ستاره ها ، انسان ها ثابت نیستند ، این موضوع می تواند برای عده ای جالب و برای عده ای خالی از ارزش باشد . شکسپیر در چشم یک پانتاگونی چییست؟ مذهب در چشم یک هوپی هندی چه تعابیری می توانند داشته باشند؟ انسان زندگی را همانگونه که هست می بیند و قبول می کند چون که جز آن تجربه ی دیگری از معنای زندگی ندارد .برای انسان متمدن ، جنگ همیشه پدیده ی دلخواهی نیست چون که زندگی راحت و پر از آسایش خود را از دست می دهد . اما برای بعضی از انسان ها – که تعدادشان متاسفانه بیش از آن است که تصور می کنیم –جنگ پدیده ای مهیج برای فرار از زندگی یکنواخت هر روزه است . حضور مرگ مزه ی زندگی را برایشان بیشتر می کند
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.