Jump to ratings and reviews
Rate this book

زندگی، عشق و دیگر هیچ

Rate this book

574 pages, Unknown Binding

1 person want to read

About the author

کریم فیضی

16 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (66%)
3 stars
1 (33%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
December 7, 2024


کتاب خواندنی و قابل تأمل «زندگی، عشق و دیگر هیچ» مجموعه گفت‌وشنودهای تقریباً نُه ماهۀ کریم فیضی با دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشَن است که در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ در روزهای سه‌شنبۀ هر هفته در دفتر ایران‌سرای فردوسی صورت گرفته است (فیضی، ۱۳۸۹: ۴۷-۵۰). 
    
نویسندۀ کتاب پیش‌رو که از جانب محمدعلی اسلامی ندوشن مورد تشکّر قرار گرفته است (همان: ۵)، گفتگوهای خود با اسلامی ندوشن را در سه فصلِ زندگی و زمانۀ استاد، دربارۀ ادبیات و تاریخ ادبیات ایران، و دربارۀ فرهنگ و متعلّقات آن تنظیم کرده است.
    
محمدعلی اسلامی ندوشن (۱۳۰۴-۱۴۰۱) در خانواده‌ای نسبتاً مرفّه در روستای ندوشن در یزد به دنیا آمد. او پدر خود را در سنّ نُه سالگی به سبب بیماری از دست داد و با مادر و تنها خواهرش زندگی می‌کرد. در حدود سیزده چهارده سالگی از روستا خارج شد و برای ادامۀ تحصیل به یزد رفت. هنوز دورۀ دبیرستان را به اتمام نرسانده بود که به تهران هجرت کرد و به دبیرستان البرز وارد شد. در ادامه در دانشگاه تهران حقوق خواند و سپس بـرای ادامۀ تحصیل حدود چهار سال در فرانسه و انگلیس اقامت گزید (همان: ۷۱ الی۷۳).
    
اسلامی ندوشن اعتراف می‌کند که در دانشگاه تهران زیاد سر کلاس‌ها حاضر نمی‌شده و بیشتر با دوستان خود در خیابان استانبول قدم می‌زده است. چند روز مانده به امتحان نیز جزوه‌هایی تهیّه کرده و در حدّ نمرۀ قبولی به مطالعه می‌پرداخته است (همان: ۱۱۳-۱۱۴). با این‌حال از دوران کودکی کتاب‌خوان بوده و در خانواده تنها کسی بوده است که کتاب می‌خوانده است (همان: ۷۳). چنان‌که معتقد است نمی‌دانم عجیب است یا نیست ولی من متأسّفانه به کسی برنخورده‌ام که بتوانم بگویم استاد من است و لذا استاد خاصّی نداشته‌ام و می‌توانم بـگویم به‌طور خودرو جلو آمدم و هرچه گرفتم از کتاب گرفتم (همان: ۵۵۵ الی۵۵۷). 
    
این نویسندۀ نامدار ایرانی که مدّت کوتاهی در شیراز قاضی بوده (همان: ۱۲۰) و چند سالی هم برخلاف طبعش در دادگستری اشتغال داشته است، به سبب مقاله‌های انتقادی‌اش مورد خشم حکومت پهلوی قرار می‌گیرد و از دادگستری منتظر خدمت می‌شود (همان: ۱۴۲-۱۴۷). 
    
اسلامی ندوشن بااین‌که به طور حرفه‌ای و رسمی ادبیات نخوانده بود، در زمانی که پروفسور رضا ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت، به‌عنوان دانشیار به دانشکدۀ ادبیات این دانشگاه وارد شد و علاوه بر تدریس نقد ادبی و ادبیات معاصر، درس اختصاصی شاهنامه را پایه‌گذاری کرد (همان: ۷۵).  
    
دکتر اسلامی که از علاقه‌مندان به سعدی، حافظ، مولانا و خصوصاً فردوسی است (همان: ۱۸-۲۱)، با تمام وجود شاهنامه را می‌ستاید و آن را جزو هستی و بقای ملیّت ایرانی می‌داند و از این جهت از آن به‌عنوان کتاب اول ایران نام می‌برد (همان: ۲۳۸).  
    
اسلامی ندوشن اذعان می‌کند که در سال ۱۳۵۹ که دانشگاه‌ها تعطیل شده بود، بعد از ده سال تدریس، تقاضای بازنشستگی کردم و به سبب تعطیلی دانشگاه و خواستۀ ناسزاوار مسئولین که گفته بودند استادها برای گرفتن حقوق باید یک مقاله به وزارت علوم بفرستند، اصرار نمودم که مرا بازنشست کنند و لذا در مهرماه ۱۳۵۹ پیش از موعد بازنشسته شدم (همان: ۷۵-۷۶). هرچند در تصفیۀ دانشگاه تهران از فرد موثّقی شنیدم که از بیست‌وپنج عضو گروه ادبیات فارسی، به‌جز من و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، بیست‌وسه تن را کنار نهاده‌اند (همان: ۱۶۲).
    
کریم فیضی در مقدمۀ مفصّل خود بر این کتاب آورده است که دکتر اسلامی ندوشن را به واقع می‌توان از متفکّران ایران به‌شمار آورد و کمتر نوشته‌ای از او را که نزدیک به ۵۰ عنوان است می‌توان یافت که حاوی فکری عمیق و دقیق و متفاوت نباشد (همان: ۵۰).
    
اسلامی ندوشن در کتاب «گفته‌ها و ناگفته‌ها» متذکر شده که قلم خود را در دو خط افقی و عمودی حرکت داده‌ام: افقی؛ یعنی مسائل روز ایران که ما در یکی از حسّاس‌ترین دوره‌هایش زندگی کرده‌ایم. عمودی؛ یعنی گذشتۀ این کشور که در تاریخ و ادب و فکرش مطرح بوده است (همان: ۲۵). چنان‌که در کتاب «مرزهای ناپیدا» هم اذعان کرده که سال‌های سال است راجع به کشور ایران جزو گروه اندک امیدواران بوده است ولو کسانی به ساده‌لوحی منتسبش دارند (همان: ۳۱). و در «ایران را از یاد نبریم» نیز آورده است: 
    
من یقین دارم که ایران می‌تواند قد راست کند و آنگونه که درخور تمدّن و فرهنگ و سالخوردگی اوست، نکته‌های بسیاری به جهان بیاموزد (همان: ۳۴).

البته دکتر اسلامی ندوشن در این مصاحبه متذکّر این نکته نیز می‌شود که با همۀ امیدواری، کسی نمی‌داند آیندۀ این کشور چه خواهد شد (همان: ۶۵). خوشبینی و بدبینی در من واقعاً فاصلۀ کمی با هم دارند. عوامل خوشبینی‌ام اصولاً زیاد است و تا سال‌ها پیش کمتر بدبین بودم، ولی در این سال‌ها اُفت اخلاقی مردم مرا غمناک کرده است. مسائل طوری بوده‌اند که مردم را وادار به اُفت اخلاقی کرده‌اند و همین درجۀ بدبینی را در من مقداری بالا برده است (همان: ۵۳۴-۵۳۵).
    
این ادیب و داستان‌نویس یزدی که سال‌های طولانی با دیوان شاعران نامدار ایرانی مأنوس بوده است و خود نیز دستی بر شعر داشته و ۷۷ رباعی خویش را در کتابی با نام «بهار در پاییز» به چاپ رسانده است (همان: ۴۳)، در جلد اول از کتاب «روزها» از خیام به‌عنوان حکیم نیشابوری یاد می‌کند و خیام را شاعری جهانی می‌شمرد و می‌پرسد: 
    
چه کسی نقد حال بشریت را گویاتر و کوتاه‌تر از خیام نیشابوری بیان کرده است (همان: ۲۲-۲۳-۲۹۲)؟     
    
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن بر آن اعتقاد است که ادیب‌الممالک فراهانی شاعر قوی‌ای است هرچند مضامینش کهنه می‌باشد. ایرج‌میرزا نیز شاعر متفنّن و زبردستی است که در روان‌گویی بعد از فرّخی سیستانی و سعدی کمتر کسی به پای او می‌رسد (همان: ۳۶۲-۳۶۶) و ملک‌الشعرای بهار که جنبۀ شعری‌اش بسیار قوی است، از جهات مختلف شاعر معتبری است و بعد از حافظ شاید بتوان گفت از همه شاخص‌تر اوست (همان: ۳۶۲-۳۶۳).
    
عارف قزوینی شاعر مهمّی نیست، اما انسان خوبی است. عارف، عشقی، فرّخی و نسیم شمال شاعران روزنامه‌ای هستند که اندیشۀ روزنامه‌ای را در قالب شعر عرضه می‌کنند (همان: ۳۶۲). نیما یوشیج هم تعدادی شعر خوب، تعدادی شعر متوسّط و مقداری هم شعر نامفهوم دارد و این موضوع را که نیما پایه‌گذار شعر نو است باید پذیرفت، اما این‌که شاعر بسیارمهمّی باشد به آن یقین ندارم (همان: ۱۱۹).
    
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در ادامه باآن‌که شاعرانی چون پروین اعتصامی، شهریار، اخوان ثالث، سایه، فریدون مشیری، سیاوش کسرایی، نادر نادرپور، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری را شاعرانی مطرح می‌شمرد، اما در لفافه آنان را شاعرانی معمولی نشان می‌دهد (همان: ۳۶۴ الی۳۷۳). چنان‌که دربارۀ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی هم متذکّر شده است که شکّی نیست که شفیعی کدکنی شاعر مهمّی است و ازجمله معدود کسانی است که ادبیات گذشته را خوب می‌شناسد، اما گمان می‌کنم که محمدرضا شفیعی کدکنی بیشتر به‌عنوان استاد ادبیات و محقّق ادبی درجۀ اول شناخته شده است تا شاعر (همان: ۳۶۷-۳۷۳).
    
اسلامی ندوشن معتقد است که عرفان به جهت جنبۀ شاعرانه‌ای که دارد به هنر نزدیک می‌شود. چراکه حاوی اندیشه‌ای احساسی و اشراقی است (همان: ۴۴۶). چنان‌که تفکّر عرفانی آثار برجستۀ شعر و نثر فارسی را پدید آورد (همان: ۴۰۱) و عرفان که هستۀ مرکزی تفکّر مولاناست، آبشخور ایرانی دارد و زمینه‌ای از آن در ایران پیش از اسلام هم بوده است. در شاهنامه هم هست. پس عرفان سیر اندیشه‌ای داشته است و حال آن‌که صوفیگری شاخه‌ای منحط از عرفان می‌باشد (همان: ۳۵۵).  
    
اسلامی ندوشن که به ۴۰ کشور در پنج قاره سفر کرده است (همان: ۶۰)، در این گفت‌وگو خود را فردی درون‌گرا (همان: ۵۲۶) و متجدّد معرّفی می‌کند (همان: ۵۱۱-۵۱۲) و حال آن‌که مادرش را زنی بسیار مذهبی می‌شمرد که تنها قرآن و مفاتیح‌الجنان می‌خواند (همان: ۷۴) و حتی بر اساس برخی از روایات که "ری" را شهر نفرین شده خوانده‌اند و تهران هم جزو "ری" به‌شمار می‌آمده است، از تهران خوشش نمی‌آمد (همان: ۵۱۱-۵۱۲).
    
دکتر اسلامی ندوشن در این گفت‌وشنود به مانند کتاب «روزها» که یکی از مهم‌ترین آثار و شرح زندگی اوست و خود اظهار داشته است هر چیزی را که در مورد زندگی‌ام باید گفته می‌شد در کتاب چهار جلدی روزها گفته‌ام، به نقد حکومت پهلوی پرداخته و متذکّر می‌شود که من در رژیم گذشته غیرخودی حساب می‌شدم و مرا می‌شناختند که نمی‌توانم با آن‌ها کنار بیایم (همان: ۱۴۹). مثلاً در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله با آن‌که دعوت شده بودم نرفتم. دکتر ریاحی بعدها که همدیگر را دیدیم گفت شما چه جرأتی به خرج دادید که این دعوت را رد کردید (همان: ۱۵۳)!        
محمدرضا پهلوی می‌خواست با عبور از قانون اساسی حکومت کند و تشکیلات ساواک هم بی‌رحمانه عمل می‌کرد (همان: ۱۵۴). لذا فقط ندارها انقلاب نکردند که کمبود کلّی‌ای وجود داشت که نارضایتی همگانی را ایجاد کرده بود. شخص شاه مسبّب اصلی این واقعه شد و مردم ایران با دست خالی به میدان آمدند و حکومتی را که غرق اسلحه و توپ و تانک بود از میان برداشتند (همان: ۱۵۶). البته بعد از ۲۸ مرداد مردم دیگر هیچ‌وقت با رژیم پهلوی و حکومت شاهی یکدل نشدند و از همان زمان معلوم بود که حکومت شاه نمی‌تواند دوام پیدا کند (همان: ۶۱).

در مورد رضاشاه هم انصاف اقتضا می‌کند که بگویم او پایه‌گذار تجدّد در آموزش نوین ایران بود و سبب ایجاد امنیّت در کشور شد، اما عیب او نگذاشت شخصیّت‌ها رشد کنند. رضاشاه فکر را کوبید تا بتواند در کارهایی که می‌کند یکّه‌تاز باشد.
او فقط به شخصیّت‌های مطیع میدان می‌داد گرچه گاه آدم‌های برجسته‌ای هم مانند محمدعلی فروغی و علی‌اصغر حکمت که مدّتی خانه‌نشین شدند و همچنین حسن پیرنیا که کتاب تاریخ ایران باستان را نوشته است در بینشان بودند. عیب رضاشاه این بود که واقعاً به یک نوع دیکتاتوری مطلق فکر می‌کرد و آن را در عمل هم ایجاد کرده بود. مشکل دیگرش مال‌پرستی او بود و این‌که املاک دیگران را به زور جمع کرد (همان: ۹۶-۹۷).
    
بااین‌که تاریخ نشان می‌دهد انگلیس‌ها به رضاشاه کمک کرده‌اند، اما ظاهراً تنها با خواست انگلیس نمی‌شد حکومت را از قاجار به پهلوی برگرداند و یک تقاضای داخلی و ملّی هم بود و آن این‌که مردم ایران به دلیل نیازی که به امنیّت داشتند، از آمدن رضاشاه استقبال کردند. هرچند یک نتیجه نیز می‌توان گرفت و آن نتیجه این است که دیکتاتوری، کمی دیرتر یا کمی زودتر، محکوم به زوال است (همان: ۹۷-۹۸).
    
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن بااین‌که در این گف��‌وگوی خود با کریم فیضی از زندگی‌اش احساس رضایت می‌کند، اما در عین حال از حکومت‌ها و دولت‌ها گلایه‌مند است و اذعان می‌کند که در ایران اگر کسی بخواهد به شهرت برسد و وارد عرصه‌های عمومی بشود باید از یکی از دو پشتیبان، یعنی پشتیانی دولت‌ها یا نوعی پشتیانی ضدّ دولتی که در قالب اندیشه‌های چپ در جامعۀ ما جریان داشته است برخوردار باشد. حال آن‌که من نه به آن دو نوع پشتیبانی عقیده داشتم و نه به‌مانند اشخاصی که در صحنه‌های اجتماعی شگردش را یافته بودند که چگونه مقداری جوان‌ربایی کنند، این‌کار را در شأن خود می‌دیدم. به همین جهت هم هست که اصولاً راجع به کارهای من خیلی کم اظهار نظر شده است (همان: ۵۵۲-۵۵۳).

منبع:

_ فیضی، کریم، ۱۳۸۹، زندگی، عشق و دیگر هیچ: گفت‌وشنود با دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، تهران، اطلاعات.
Profile Image for Mostafa.
433 reviews51 followers
April 16, 2024
4 star
زندگی، عشق و دیگر هیچ یک اثر در قالب مصاحبه با زنده یاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن از مفاخر ادبیات معاصر ایران است که در سال ۱۴۰۱ درگذشت

این مصاحبه دارای بخش های مختلفی است که از زندگینامه آغاز می شود سپس به تحلیل تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا دوره شعر نو می پردازد و در انتها ایشان نظرشان را در باب مفهوم عشق؛ معنای زندگی؛ مرگ؛ ؛ سیاست؛ هنر و زیبایی بیان می کند
این کتاب برای علاقمندان ادبیات فارسی آموزنده و البته زمینه ای است برای آشنایی با تاریخ ادبیات ایران
شعر ایشان در مورد مرگ بهنگام

گر مرگ بداند که به هنگام آید
به زان نَبُوَد؛ نغز و دلارام آید
ناگه خبر از شکستن جام آید
چون یار بود که بر لب بام آید
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.