What do you think?


ساکن خانۀ دیگران
ما بیست سال بود سر وسایل خانۀ عمه بازی میکردیم. من و پسر عمویم. از هشت سالگی شروع کردیم و صاحب خیلی چیزها شدیم. بیشتر هال را او باخته بود و نصف پذیرایی را من. روی فرشهای ما میخوابیدند و در ظرفهای ما غذا میخوردند. همه چیز از آن ما بود ولی کسی نمیدانست. فقط یک چیز مانده بود که تکلیفش معلوم نبود. یک چیز خیلی مهم، خود خانه.
116 pages, Paperback
Published January 1, 2019
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Read
June 20, 2022دوست نداشتم. کلا داستان کوتاه ایرانینویس و آمریکایی نویس دوست ندارم
September 3, 2022
درجایی پاراگراف اول بخش (ایستادن بر پای راست) را خواندم و بقدری جذبم کرد که سبب تهیه کتاب شد . اما متاسفانه مابقی داستانهای کتاب ، بسیار غیر ملموس و نامفهوم اند .
March 28, 2022
این مجموعه می توانست شاهکار ادبی شود اما نویسنده کم تجربه و بی صبر ایده هایی به این زیبایی را به دست نابودی سپرد. تنها دو داستان نوع سوم و ایستادن برپای راست ارزش خواندن دارد
April 25, 2020
این مجموعه رو من کمتر از قبلی دوست داشتم. در دهان اژدها درخشان بود برای من. موضوع داستانهاش و روایت و طنز و زبان استعاریش.
این اما نه. نفهمیدم چند داستان رو. و فضاها خیلی نزدیک نبود برام. اما یه نکتهی جالب داره این کتاب برام؛ اسم کتاب، و معنی ضمنی قشنگی که به واسطهی این اسم توی داستانها پیدا میشد. حضور و رابطهی آدمها با هم و در خانه(ها)ی هم. همزیستیای که پیدا میکنی جا به جا.
شروع داستان ایستادن بر پای راست:
بعضی رابطهها هم مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم فکر میکند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نانش را بگیرد. نه آنقدر سر صف است که بگیرد و نه آنقدر ته که راحت بزند بیرون. با خودش میگوید من که پنج دقیقه ایستادهام و هی کش میدهد. نه این نان برای اوست و نه این صف و هیچگس نیست به آدم بگوید، نترسید، آرام بزنید بیرون. جایی دیگر چیزی را،کسی را، زندگیای را دوست خواهید داشت.
این اما نه. نفهمیدم چند داستان رو. و فضاها خیلی نزدیک نبود برام. اما یه نکتهی جالب داره این کتاب برام؛ اسم کتاب، و معنی ضمنی قشنگی که به واسطهی این اسم توی داستانها پیدا میشد. حضور و رابطهی آدمها با هم و در خانه(ها)ی هم. همزیستیای که پیدا میکنی جا به جا.
شروع داستان ایستادن بر پای راست:
بعضی رابطهها هم مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم فکر میکند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نانش را بگیرد. نه آنقدر سر صف است که بگیرد و نه آنقدر ته که راحت بزند بیرون. با خودش میگوید من که پنج دقیقه ایستادهام و هی کش میدهد. نه این نان برای اوست و نه این صف و هیچگس نیست به آدم بگوید، نترسید، آرام بزنید بیرون. جایی دیگر چیزی را،کسی را، زندگیای را دوست خواهید داشت.
March 15, 2024
مجموعۀ داستان کوتاه خوبی بود؛ ایدههای متنوع، زبانِ مناسب، ویرایش شده، شکل دادن پیوستگی مفهومی بین داستانها در عین تمایز کامل، توصیفات خوبی از جزئیات زندگی روزمره، و البته از این که در هر داستان المانی ریز از داستان نخست مجموعه قرار داده بود خوشم آمد.
August 2, 2024
همیشه لحظههایی هست که خیلی خوب است. لحظههایی که بسیار خطرناک هستند، چون شما را از غم ها جدا میکنند، گول میزنند و دوباره به آنها پرتاب میکنند. این پرتاب، هر بار دردناکتر است و شبیه به اینکه به یک محکوم بگویند آزادی و چند دقیقهی بعد تیربارانش کنند. جای زخم قبلی که خوب میشود کجا میرود...
Want to Read
January 24, 2021💜
March 23, 2021
یک مدرن نویسی عالی به زبان فارسی،داستان «نوع سوم»را از دست ندهید
November 8, 2022
Why is this book so fucking underrated?
January 21, 2023
کتاب قبلی نویسنده آبرومندتر و جدیتر به نظرم رسید. این داستانها حتی سایهای از آنها نیستند.
March 12, 2025
غیر از سه داستان، بقیه را دوست نداشتم و نفهمیدم. سهتایی که دوست داشتم:
«ساکن خانهی دیگران»، «حوزهی اسکاندیناوی» و «مردی که شبها به آفریقا میرفت و قبل از روشن شدن هوا برمیگشت»
«ساکن خانهی دیگران»، «حوزهی اسکاندیناوی» و «مردی که شبها به آفریقا میرفت و قبل از روشن شدن هوا برمیگشت»
September 6, 2022
ساکن خانۀ دیگران از اون دست کتابهاییه که اگه با داستان پست مدرن و فضاهای ذهنی خیلی خوب کنار نمیایین مناسبتون نیست. نویسنده با وجود اینکه روی قلمش تسلط نسبتا خوبی داره، ولی متاسفانه یه جاهایی احساس میکنی شاید نویسنده با پیش زمینههای خودش خیلی چیزهایی که من خواننده نمیدونم رو چون بدیهی دونسته توی متن نگنجونده.
https://taaghche.com/book/59199
https://taaghche.com/book/59199
Displaying 1 - 12 of 12 reviews












