صخور جلد سوم از مجموعه #هفت_جن هست که به سبک فانتزی نوشته شده، فانتزی که روح مذهبی داره و حتی عاشقانه است. تا اینجای کار باید بگم هر کدوماز سه جلد داستان به ظاهر جداگانه ای را روایت می کند که در انتها خواننده متوجه ارتباط موضوع ها با یکدیگر می شود. از نظر نگارنده کتاب حاوی نقاط ضعف و قوتی می باشد که به شرح زیر می باشد:
۱.از نظر من توصیفات و توضیحات گاهی خسته کننده و بیش از حد می شد و موجب دلزدگی و کُند شدن روند مطالعه می شد و حتی ممکن هست خواننده بخش هایی را نخوانده رد کند.
۲.در این جلد فراموشی شخصیت اول داستان بیش از حد غیر طبیعی بود به شکلی که مفاهیم واضح را درک نمی کرد و به نوعی در عشق کور شده بود و ناگهان آخر داستان سر عقل اومد و معجزه وار همه چیز به خوبی پیش رفت، خود من گاهی کلافه می شدم از شخصیت اصلی داستان به خاطر توجیه نبودنش.
۳.نقطه قوت این سری نو بودن سبک نویسنده است که اگر همه جلدها به سبک و سیاق و قوت جلد اول نوشته شود مجموعه موفقی می تواند باشد.
۴.و در آخرِ هر جلد نویسنده به گونه ای کتاب را به اتمام می رساند که خواننده مشتاق می شود جلد بعدی را بخواند.
_____
. فکر میکنم اگر امکانش بود که تصاویر متناسب با شخصیت ها و صحنه ها وجود داشته باشد داخل کتاب توصیفات کمتر و کتاب جذاب تر میشد.
پیشنهادم به خوانندگان کتاب خوندن ضمیمه همراه با متن کتاب هست.
____
به طور کلی کشش داستان برام کم بود امیدوارم فضای داستان به قوت جلد اول در جلدهای بعدی پیش بره و هنوز تصمیم نگرفتم که جلد بعدی رو بخونم یا نه اگر توصیفات به همین حد زیاد باشه فکر نمیکنم بخونم اما منتظر کتابی به شیوه نوشتار جلد۱ هستم.
____