سیمین خلیلی معروف به سیمین بِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران – درگذشتهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ تهران)، نویسنده و غزلسرای معاصر ایرانی و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگیاش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شدهاند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی همچون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تنفروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر میگیرند. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزنهای بیسابقه به «نیمای غزل» معروف است.
این کتاب مثل یه پنجره است به دل زندگی امروز. سیمین بهبهانی با هر بیت، انگار با تو حرف میزنه، دردها و امیدها رو لمس میکنه و نشون میده که شعر فقط قافیه و وزن نیست؛ شعر میتونه صدای دل و زمانه باشه. بعضی جاها ساده و مستقیمه، ولی همین صراحت باعث میشه حرفش بشینه تو ذهن و دل خواننده. وقتی میخونی، هم زیبایی زبان رو حس میکنی و هم وزن و موسیقی کلمات، هم واقعی بودن تجربهها رو.
کتاب شعر زمان ما؛ سیمین بهبهانی از دو بخش اصلی تشکیل شده است: بخشی که به بررسی ویژگیهای سبکی و زبانی شاعر میپردازد و بخشی که شامل معرفی مجموعه اشعار و خود اشعار اوست. آنطور که شنیدم و از جاهای مختلف خواندم (در کتاب نیز اشاره شده) سیمین بهبهانی از چهرههای مهم غزل معاصر است و برخی شعرهایش مانند «دوباره میسازمت وطن»، «چرا رفتی» و تعدادی از غزلهای اجتماعی و میهنی او از ماندگارترین آثار معاصر به شمار میروند و به دلایل مختلف شهرت یافته اند. اما بخش بزرگی از آثارش، بهویژه مجموعه شعرهای آغازین، نتوانستند برای من جذابیت چندانی ایجاد کنند. مهمترین دلیل این عدم جذابیت، کملایه بودن مضامین و مستقیم بودن نگاه شاعر است. در بسیاری از این شعرها، معنا در ظاهر است و پس از یک بار خواندن، چیز جدیدی برای کشف باقی نمیماند. به نظر من در مقایسه با شاعرانی چون فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، نیما یوشیج و سهراب سپهری، شعر سیمین بهبهانی از نظر عمق اندیشه، در مرتبه پایینتری قرار میگیرد. در آثار این شاعران، هر بار خواندن میتواند افق تازهای از معنا را آشکار کند، اما در بسیاری از شعرهای سیمین، مخاطب زودتر به هسته معنایی شعر میرسد. به همین دلیل، اگرچه جایگاه او در تاریخ غزل معاصر قابل انکار نیست، اما دشوار است او را در ردیف نخست شاعران تحولآفرین شعر معاصر فارسی قرار داد. با این حال، بخشی از مسئله من مربوط به گردآورنده کتاب است. بخش نخست کتاب که به ویژگیهای زبانی، نحوی و بلاغی شعر سیمین بهبهانی اختصاص دارد، از نثری سنگین، پیچیده و گاه نامفهوم رنج میبرد. نویسنده به جای آنکه مفاهیم ادبی را روشنتر کند، اغلب آنها را در لایهای از اصطلاحات و عبارات پیچیده پنهان میکند. جملاتی نظیر «توسعه خزاین لغات»، «از اسلوب قدما فراروی میکند»، «تعریف تنگ قافیه را وسیعتر میکند»، «بر بار و بارم تزئینات صوری افزوده است» یا «شاعر برای افزودن بر توان ارتباطی خاص از آن سود میجوید» نمونههایی از این شیوه نگارش هستند. مشکل این جملات در دشواری مفاهیم آنها نیست، بلکه در پیچیدگی غیرضروری بیان آنهاست. بسیاری از این عبارات را میتوان با زبانی بسیار سادهتر و روشنتر بیان کرد، بدون آنکه چیزی از ارزش علمی متن کم شود. در نتیجه، خواننده گاه ناچار است ابتدا نثر را ترجمه کند و سپس به مفهوم مورد نظر برسد :))). این مسئله بهویژه برای کتابی که قرار است راهنمای فهم شعر باشد، نقطه ضعف مهمی به شمار میآید. در مقابل، بخشهایی از کتاب که به معرفی دفترهای مختلف شاعر اختصاص یافتهاند، بسیار موفقتر هستند. توضیحات کوتاهی که پیش از هر دفتر (مجموعه شعر) آمده، تصویری واضح از فضای فکری، موضوعات و مسیر تحول شاعر را ارائه میدهد. زبان این بخشها سادهتر، روانتر است. در مجموع از نظر من سیمین بهبهانی، با وجود داشتن چند شعر ماندگار و نقشی مهم در تحول غزل معاصر (آنطور که از نقدهایی که بر اشعار او دیدهام)، از نظر عمق اندیشه و چندلایگی هنری در جایگاهی پایینتر از برجستهترین شاعران معاصر فارسی قرار میگیرد. به هر حال، باید تأکید کرد که بخشی از این نظر به سلیقه من بستگی دارد. من معمولاً با شعرهایی ارتباط بیشتری برقرار میکنم که دارای لایههای معنایی مختلف و عمق فکری بیشتری باشند؛ از همین رو با بخش قابل توجهی از شعرهای سیمین بهبهانی ارتباط برقرار نکردم.
کتاب بررسی خوبی راجع به چگونگی تحول شعر سیمین در طول دفتر های مختلفش کرده بود و در مورد وزن های ابتکاری و درون مایه اشعار توضیحات خوبی داشت. اما در بعضی جاها اشتباهات نگارشی نشون میداد که کتاب به خوبی ویراستاری نشده.