«اثر انگشت» رمانی متفاوت با فرمبندی خاص است. نویسنده، انگشتان دست را به شورش علیه همه چیز به کار گرفته است، شورش علیه ابتذال، شورش علیه اخلاق، اجتماع و سیاست. او از نوعی لذتگرایی جنسی در عین پوچی و بیهودگی بهره برده است تا برای قهرمان داستان راه گریزی برای زیستن در جهانی بیابد که جمع اضداد است. در رمان «اثر انگشت» که به نحوی نوعی تدوین سینمایی دیوید لینچ بر آن حاکم است، خواننده بی آنکه احساس بکند، به زمانها و مکانهای متفاوتی پرتاب میشود. و در کنار اینها با آوردن کاراکترهایی متفاوت، هم گنگی و هم جذابیت متنی را به خواننده میچشاند. این پیچ وخم و آمد و شد و فلاشبک و عوض شدن راوی از اول شخص به سوم شخص با نثر پاکیزه و ساده البته کمی هم با لهجه آورده شده است که خود همین لهجه میتواند خواننده را از خستگی برهاند و به او لذت مضاعف برساند. طوری که خواننده فرض بدارد که گویا راوی غریبهای است که با دقت زبان یاد گرفته است و وی موقع خواندن کتاب، لهجهاش را نیز میشنود.
محمد رئوف مرادی، نویسنده، پژوهشگر و مترجم کُرد است. از آثاری که به قلم محمدرئوف مرادی نوشته شده است می توان به رمان اثر انگشت و کسی راز مرا داند اشاره کرد. برخی از ترجمه های وی به شرح زیر است.
*بیان التنزیل اثر عزیزالدین بن محمد نسفی، سیدعلی اصغر میرباقری فرد *مساله ی کردستان درترکیه وعراق *دره پروانه سروده شيركو بيكس *کردها: یک بررسی تاریخی و سیاسی *آزادی، این واژه بی آبرو * سلیمانیه و سپیده دم جهان