بخوام برمبنای سلیقۀ شخصی امتیاز بدم، شاید یک ستاره بدم، اما اگه بخوام توی یه میدان وسیع تر ادبی ببینمش و به تلاشی که کرده امتیاز بدم شاید سه.
نقطۀ ضعف مهمش فکر میکنم اینه که علی رغم تلاشش نتونسته از منطق محافظه کار رمان و شعر امروز فارسی فراتر بره در اکثر جاها و اول اینکه عاشقانه س و دوم اینکه عاشقانه ش عاشقانۀ تکراری ادبیات کلاسیک فارسیه؛ عشقهای دور و فاقد جسمیت و آرمانی میون آدمهایی که همه یک شکل هستن که منجر به شکست ها و پیروزی های بزرگ میشه؛ و تنها جایی که تونسته از این محافظه کاری فراتر بره روایت جنبش دانشجوییه که به نظرم یگانه نقطۀ قوت رمان هم همونه که البته جا داشت از هالۀ ابهام بیرون تر بیاد و روایت عاشقانه رو به لایۀ زیرین رمان هُل بده و خودش بیاد رو، که البته در این صورت شاید اجازۀ چاپ نمیگرفت.
البته تمام اینهایی که دارم میگم نظر و سلیقۀ شخصیه و صرفاً دارم با ذهن خودم گفت و گو میکنم. سلیقۀ من امروز با این همه حرمان و درد و یادآوری خاطرات و گریه و غصه و شکست عشقی همسو نیست؛ شاید اگه تو بیست تا بیست و پنج سالگی و در اوج عشقهای خنده دار دانشجویی میخوندمش عاشقش میشدم.
ولی امروز به نظرم چیزهای مهمتری در جهان هست.