کتاب چشم جان بین: ملاحظاتی پیرامون زیباشناسی فیلم تلاشی است برای مطالعه ی تاثیر زیباشناسی هنرهای دیگر بر سینما، با بسط ایده های طرح شده در مقاله ی فشرده ی آلن بدیو، "سینما:حرکت غلط"؛ ایده هایی که او در نوشته های بعدی اش پیرامون سینما چندان به آن وفادار نمی ماند و گاه نقض می کند، اما این کتاب بالقوگی های موجود در آن را فعال می کند تا از خلال آن به تصویری، گاه مبهم، از هستی سینما دست یابد...
نویسنده در مقدمه ادعا میکند که این کتاب تلاشی است برای بسط ایدههای طرح شده در مقالهی فشرده بدیو " سینما، حرکت غلط". اما در واقع کتاب مجموعهای از مطالب پراکنده و بیربط دربارهی سینما ست. نویسنده به کرات از کتاب و سخنرانیهای قبلی خود برای پر کردن این کتاب استفاده کرده. مازیار هیچ طرح و ایدهای ندارد و صرفن از اینجا و آنجا مطالبی را تکه چسبانی کرده. گاهی سوالاتی مطرح میکند و رها میکند و سوالاتی که خواننده به دنبال جواب آنها به کتابهای این چنینی رجوع کرده.
عنوان اصلی یا فرعی کتاب ربطی به آنچه نویسنده «ایدهی کتاب» میخوانَد ندارد: یعنی ردیابی سایر هنرها در سینما. علاوه بر این، نه تنها فصول به هم ربطی پیدا نمیکنند و کلیتی به عنوان یک کتاب را نمیسازند، بلکه خود هر فصل هم به هیچ عنوان منسجم نیست. ناگهان از یک مبحث به بحثی دیگر کشانده میشویم، بدون کوچکترین ربط موضوعات به تیتر فصل. از آنجا که همیشه درون کتابهایم یادداشت میکنم، در صورت لزوم میتوانم مصادیق عینی چنین فجایعی را ارائه کنم، هرچند این را هر خوانندهی این کتاب هم میتواند انجام دهد. گاهی در خود یک مبحث هم مشکلات خطاهایی وجود دارد. یا مثلا هر جا که نویسنده ادلهای برای ادعای خود نداشته، توضیحی نداده، چیزی گفته و در رفته.
این کتاب حتی به عنوان یک رسالهی لیسانس! هم نمرهی قبولی نمیگیرد. عجیب است که نویسندهای در پنجاه سالگی هنوز چنین اشتباهاتی در «فرم نگارشی» داشته باشد. اما میتوان با تغییر عنوان کتاب و چندین جرح و تعدیل بزرگ و نیز جابهجاییهای عظیم در مطالب، ویراستی کمی بهتر از کتاب را ارائه داد. حالا همهی اینها را گفتم، ولی از مازیار اسلامی بهتر هم نداریم؛ یعنی میخواهم بگویم امثال پرویز جاهد و مجید اسلامی و بقیه نروند جشن بگیرند! مازیار بهترینِ شماست. حلقهی فرهادپور تا مدت زیادی نوشتن را تحقیر میکرد و بر طبل ترجمه میکوبید. حالا میفهمم که بندگان خدا اصلا روش تحقیق را یاد نگرفتهاند و خیال میکنند نوشتن یعنی کندن از چهار تا کتابی که این ور و آن ور خواندهاند و جمعآوری آنها. مثلا در همین کتاب، بدون هیچ نظم و ترتیب یا متدی، گزینشهایی از کتب-هنوز-ترجمه-نشده صورت میگیرد. بعضاً ریویوهای بچههای ایرانی در لترباکسد حاوی ایدههای خلاقانهتر و نابتری است تا مطالب این به اصطلاح منتقدین فیلم که دههها است از راه سینما ارتزاق میکنند.
چشم جهان بین کتابی خوش خوان و روان درباره زیباشناسی سینماسیه. به نظرم مازیار اسلامی در این کتاب به بحث "سینماییت" پرداخته، مفهومی که در ادبیات و از نگاه فرمالیست های روسی به عنوان " ادبیت" شناخته میشه. همانطور که نحوه نگارش و استفاده از کلمات، اصوات و چیزهای دیگر در ادبیات بر ادبیت و زیباشناسی ادبی تاکید می کنه، سینما هم از طریق عناصری مانند حرکت دوربین، رنگ، میزانسن می تونه چیزی به نام سینماییت خلق بکنه. سینماییتی که همیشه دورگه یا چند رگه است. در این کتاب مولف به وام گیری و تاثیرپذیری سینما از هنرهای دیگر بالاخص هنر نقاشی تاکید داره و این درامیختگی هنری رو در فصل های مختلف با توجه به فیلمسازان مختلف مورد بررسی قرار میده که به نظرم بسیار جذاب و فرح بخشه. در قسمت زیر عناوین بخش های مختلف این کتاب رو می تونید بخونید سینما به علاوه یک یا چند هنر اسطوره زدایی از هنر ناب نقاشی و سینما: جهان های موازی دوربین و اگاهی نو رنگ: قانون تاکید و تصریح اخلاق بازنمایی: بازنمایی اخلاق