محمدرضا یوسفی در رمان عکس یادگاری بگیریم به موضوع کودکان کار و طلاق و به طور کلی کودکانی پرداخته است که در مراکز اصلاح و تربیت زندگی میکنند. او در این رمان کوشیده تا تصویری از وضعیت این کودکان در جامعه امروز نشان دهد. یکی از مادریارهای کانون اصلاح و تربیت کشته میشود و همه به بچههای کانون مشکوکاند. پای پلیس به داستان باز میشود و بازجویی از کودکان شروع میشود. داستان از زاویه دید دختری به اسم لیلا روایت میشود که خودش قبلا در کانون بوده و حالا خبرنگار شده است. در طول داستان مخاطب با زندگی کودکان و مسائل و دغدغههای آنان آشنا میشود.
محمدرضا یوسفی (زاده ۱۳۳۲، همدان) نویسنده و نظریهپرداز ادبیات کودکان و نوجوانان اهل ایران است. اولین اثر داستانی او، «سال تحویل شد»، در سال ۱۳۵۷ منتشر شد. وی علاوه بر داستاننویسی برای کودکان و نوجوانان، تجربههایی در نمایش نامهنویسی و فیلم نامهنویسی نیز دارد. به گفتهٔ خودش تا کنون بیش از ۲۰۰ اثر عمدتاً داستانی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده ست.
گفت و گوی اول فصل ها رو دوست داشتم. ولی شخصیت پردازی زیاد خوب نبود. دوست داشتم بیشتر از گذشته ی لیلا یا سحر یا بقیه بچه ها بدونم. ولی خب حالا... همه ش انتظار داشتم که یهو بیاد بگه قاتل رو اشتباهی پیدا کردن و شوکه شم، ولی همونی قاتل بود که از وسطای کتاب معرفی کرد بهمون! حتی انگیزه درست و حسابی هم نداشت. اگه یکی از بچه های کانون قاتل بود قشنگ تر می شد بنظرم. ولی اون صفحه ی آخر خیلییی قشنگ بود. :) به خاطر همون صفحه می ارزید خوندنش.
تنها چیزی که میتونم در مورد این کتاب بگم: :(((( داستانش توی یه کانون اصلاح و تربیت میگذره، جایی پر از بچههای آسیب دیدهای که هرکدوم کولهباری لز مشکلات رو روی دوششون حمل میکنن. داستان با به قتل رسیدن مربی محبوبشون آغاز میشه و در ادامه به واکنشهای بچهها و توصیف زندگیشون میپردازه. کتابیست بسیاااار تلخ. و کاملا نامناسب برای روحیهی بچهها :((( ولی خب، قشنگه. و خوب نوشته شده.