دههها میشود که ژانر وحشت بینندگانش را زهرهترک یا میخکوب میکند، اما اقبال عموم به آن به ندرت نوایی موافق میان منتقدان فیلم برانگیخته است. سخت بتوان ژانری دیگر در طول تاریخ سینما یافت که همچون وحشت، پاسخگو به بزنگاههای تاریخی و اضطراب اجتماعی زمانهاش بوده و با این حال محکوم به حاشیه مانده باشد.
کتاب ژانر وحشت در تلاش در تبیین مشخصههای بارز و علتیابی پایایی ژانر وحشت و سازوکار لذت تماشاگران از آن، به کاوش در سیر تحول فیلمهای این ژانر و چگونگی کارکرد آن و تکنیکهایش در برانگیختن رعب، وحشت، و انزجار در بیننده میپردازد و در ادامه، ژانر منظور را با مدنظر گرفتن گسترهای پردامنه از رویکردهای نظری و در بستر نظریههای اندیشمندانی همچون فروید، لکان، کریستوا، و بسیاری دیگر بررسی میکند. سپس با مطالعهٔ دیدن و دیدهشدن در سینمای وحشت، در بازنمایی اجتماعی فرهنگی گروههای هویتی مختلف در فیلمهای این ژانر تعمق میکند.
در این سیر و سفر آثار سینماگران صاحبسبکی همچون هیچکاک، کراننبرگ، رومر، و دیگر اساتید نوآور این ژانر، به علاوهٔ فیلمهای ماندگار همچون نفرین فرانکشتاین، شبمردگان زنده کلبهٔ وحشت، نوسفراتو، کَندی مَن، پروژه جادوگر بلر، اره و بسیاری دیگر مورد تحقیق قرار میگیرد.
تپش قلب، حبس کردن نفس به مدت طولانی، گشاد شدن مردمک چشم، باز نگه داشتن چشمها بدون پلک زدن تاثیر دیدن فیلم ترسناکه، لحظهای که حس میکنی تو به جای شکار توی فیلم قرار گرفتی و قاتل داره در به در با اره برقی دنبالت میفته تا رودهتو دور گردنت بپیچونه، داره با تبر در میشکونه که وارد بشه یا حتی اینکه توی خونه با یه روح و زامبی و غیره گیر افتادی، این لحظاتی که قلب آدم میخواد کنده شه از جا، بهترین لحظاتی که میتونه فیلم ترسناک برات بسازه، همین شد که تماشای فیلم ترسناک چندین و چند ساله بخاطر ریتم زندگی بیخود و یکنواختم شده همسایه دائمی سایر فیلمها و سریالهام توی کامپیوتر، گوشی، هارد و هر جای دیگه! یه بازه زمانی یکی از حسرتهام راجب این ژانر این بود که سینماها زیاد تحویلش نمیگیرن، فکر اینکه توی سالن پر جمعییییت یه فیلم ترسناک خفن ببینم و جیغ و ترس مردم رو حس کنم به نظرم خیلی تحریک کننده هیجاناتم بود، اما خب بعد یه بار دیدن فیلم احضار (counjuring 1 )، فهمیدم نه خیر مثل اینکه جیغ های الکی مردم نه تنها باعث شارژ شدنم نمیشه بلکه حتی دیگه اون حس ترس رو نمیگیرم، پس برگشتم سر نقطه اول و همدم شبای بیهیجانی شد لب تاب و تنهایی و هنذفری و آخر شب و یه فیلم خوب! خلاصه که خوش میگذشت هر روز صبح برای بقیه تعریف میکردم وای فلان فیلم رو دیدی، عالی بود، نگم برات اگه فلان صحنهشو ببینی و متقابلا چنین چیزهایی دریافت میکردم : « نبین روحیهت خورد میشه»، «تنهایی، نمیترسی؟!»، «فیلم ترسناک هم شد فیلم؟»، «بزار فیلم خوب ببینیم بابا»، «راستی قراره با دوستام جمع شیم فیلمی که حال بده تو دورهمی ببینیم و ترسناک چی پیشنهاد میدی؟؟». این سوالات یه جورایی توهین بود به سلیقهم به حالم، یا خیلی اغراقانه به مقدس ترینها. دلم میخواست یقهشونو بگیرم بگم ببین فیلم ترسناک آداب داره، سرگرمی لحظهای نیست که بشینی ببینی تموم شه بره، این ترسها تا ابد باهات میمونه، همیشه ترس حمله رو داری، همیشه تو حالت دفاتی، همیشه یه اضطرابی هست ولی کو گوش شنوا؟! کو کسی که احترام بزاره به سلیقه آدمها؟! حالا که دارم مینویسم تقریبا تمام انگیزم برای سخنرانیهای بلند بالا راجب این نوع فیلم پودر و ناپدید شده، و فقط اهمیتش و لذتش برای خودم مونده. خب بزارین یکم در مورد کتاب بگم، کتاب ژانر وحشت ترجمه بغایت افتضاح، نچسب وحوصله سربری داره. تنها ویژگی مثبت و گل درشتش داشتن یه لیست از فیلمهای ترسناک آخر کتابه، که اکثرا قدیمی هم هستن و کلی ذوق دارم برای دیدن تک تکشون [کاش بشه پیداشون کنم :(( ]، درنهایت اینجوری پیش رفت که نشد کتاب تموم کنم، اواسط کتاب دیدم نه تنها داره چیزی به دانشم اضافه میکنه بلکه داره انگیزه و انرژیمم میگیره، خلاصه اینکه این کتاب، کتاب مناسب من به شخصه نبود.
" فیلمهای ترسناک اضطرابات سیاسی یا اجتماعی برههای فرهنگی را که در آن ساخته شدهاند بازتاب میدهند." این اضطراب اجتماعی در فیلم زیر سایهی بابک انوری (۲۰۱۶) اضطراب زن طبقهی متوسط ایرانی است که پس از انقلاب فرهنگی و در بحبوحهی جنگ ایران و عراق از تحصیل و کار باز مانده و حتی تواناییاش در تنها نقشی که برایش مجاز شمرده شده یعنی مادر بودن زیر سوال میرود. زن ایرانی که زیر سایهی چادرهای سیاه تقلا میکند.
یکی از معدود کنابای سینمایی که برای مخاطب عام سینما هم یه لیست خوب داره و هم تحلیل همه جانبهای سینمایی - روانی اجتماعی تنها اشکالش ترجمهست که بعضی قسمتها از برگردانهای مصطلح پارادایم مورد صحبتش استفاده نکرده و یا پانویس نداشته برای اشاره به اصطلاحی که داره ازش صحبت میکنه. در مجموع توصیه میکنم اول لیست فیلمها رو تماشا کنید و بعد کتاب رو بخونید.
I'm a little surprised by the low ratings for this book. It's a scholarly overview of the horror genre written in a clear and interesting manner. It may be too technical for many but if you are looking for a well-written critical review, this is for you.
An exceptional book - one which successfully balances commentary on various aspects of horror films, from their history, to their creators' artistry, to what critics and theorists suggest about their meaning. What's more, Cherry achieves this in an engaging, succinct fashion. The book reads well and moves quickly, using plenty of examples. Anyone interested in reading a top notch, scholarly but approachable book on the horror film genre should place this volume at the top of their list.
Večinoma zelo dober pregled teorije groze na filmu, ki dobro in upravičeno poudari narativne, strukturne in "tehnične" značilnosti žanra, namesto zgolj tematskih, kot nekateri drugi pregledi. Dobro tudi izpostavi manke kognitivnega pristopa knjige, ki sem jo bral ravno pred tem, "The Philosophy of Horror" Noëla Carrolla. Kjer ji precej zmanjka, je morda več "odločnosti", namesto naštevanja vseh teorij in vseh možnosti, bi bilo vseeno prav, da se odloča za prepričljivejše, tam, kjer je to mogoče oziroma vsaj tam, kjer si teorije aktivno nasprotujejo. Ker v nasprotnem primeru nekajkrat izpade kontradiktorno in v tipičnem humanističnem stilu "anything goes"; pove vse, hkrati pa povsem nič. V skladu z zgoraj napisanim me je zmotilo tudi to, da zadnje poglavje spet pregleda predvsem tematske analize groze, ki nimajo dosti s tem, zakaj gledamo grozljivke, razen da - nenamerno, celo nezavedno? - sploh legitimirajo naše teoretično ukvarjanje z grozo ali celo užitek gledanja grozljivk (in posledično žanra). V smislu, ker grozljivke zajamejo nek zgodovinski in kulturni zeitgeist, ker se ukvarjajo s pomembnimi političnimi in družbenimi vsebinami, potem pa že ne morejo biti nevredne oziroma pop. Škoda, ker je notri kar nekaj dobrega, predvsem pa dobrih nastavkov, ki bi jih bilo treba le še pogumneje razviti do konca.