تسلط نادرمیرزا قاجار به ادبیات، تاریخ و طب دورهی خودش و دقت او در نگارش باعث شده کتاب کارنامۀ خورش تنها دستور طبخ غذاهای مختلف نباشد. این کتاب فرهنگنامهای از غذاهای ایرانی است همراه شرح حوادث تاریخی، خاطرات نویسنده، قصه و شعر که همه با نظمی درونی کنار هم نشستهاند. توصیفات و ابداعات زبانی برای طعمها، تاریخچهی غذاهای محلی ایران همراه گزارش آداب و رسوم، روابط اجتماعی و خانوادگی آن دوره کاری کرده که این متن در گذر زمان همچنان خواندنی و تازه باشد.
این کتاب خیلی به من چسبید. در چند نوبت مختلف بهش برگشتم و هر بار انقدر از خوندناش کیفور میشدم که شروع میکردم بلند بلند برای هر کسی که دور و برم بود؛ میخوندماش. واقعا توصیه میکنم این یکی کتاب رو برای دل خوشی خودتون هم که شده بخونید.
جز اینکه برای دوستداران آشپزی خواندن دستور خوراکها خوش است و نگاهی تاریخی به بزم ایرانی در زمان قاجار میدهد برای من شگفت زبان فارسی سره نویسنده و توان اوست. بدگویانی که فارسی نویسی را بدعت پهلوی میدانند باید این کتاب را بخوانند که شاهزادهای قاجاری به چه روانی فارسی پاکیزه و پالوده نوشته است. درود بر نادرمیرزا و خاتونش. نگاه نویسنده به زنان هم خواندنی است گاه انها را مینکوهد اما بیشتر از زن خود یاد میکند و همه جا گفتههای او را دربارهی دستورپخت خورشها از زبان خاتون که سرخوالیگر خانه است مینویسد و او را میستاید. بسیار خواندنی.
سه ستاره برای خود متن نادر میرزای قاجار و همتش در آن دوره که شاهزادگی میتوانست تنپروری باشد و یک ستاره یا نصف ستاره برای این مقدمههای بیخود و نسخهپردازی نا-درخور و سجاوندی آشفته و به جا نیاوردن قدر احمد مجاهد. کاغذ و چاپ و صحافی و جلد خوبی دارد و «سر و شکل» کتاب عالیست ولی حیف از این سر و شکل که اینقدر وقت صرفش شده و مثلاً برداشتهاند دنبلان را کردهاند «بنات الاوبر» و خایه را کردهاند «تخم» که به خیال خودشان عفت عمومی آسیب نبیند! خانم ناظمی هم در مقدمه نوشته به خواهش نشر اطراف دست به چنین کاری زده! و توجیحش این است که علاوه بر «پژوهشگران تاریخ» این کتاب مورد استفادهی «مخاطب عمومی» هم هست. سانسور همین جوری تعبیر میشود. مقدمهی زرگرینژاد که بماند چقدر بیمناسبت و جابجا بود. اما متن میتواند خاطرهی این چیزها را بشورد ببرد. نسخهی مجاهد را اگر پیدا کردید توفیری ندارد و این به آن سر ندارد. زبان نادرمیرزا بیشتر از حد زمانهاش نیست و در همان دایره میچرخد که اقرانش اگر حدود ۱۳۰۰ هجری قمری را در نظر بگیریم که مینوشته و چطور مینوشته جز قائم مقام و شاید آخوندزاده و یکی دو کار ملکم بقیه بدتر از این مینوشتند و بهترینهای زمانه در همین حدود. اشاراتی که در باریکبینیهای آشپزی دارد اتفاقاً برخلاف برداشت مقدمه نویسان خیلی هم مهم است و اصلاً اصل ماجراست که کاش یکی در یک جستار جمع کند. «این ریویو آپدیت میشود.»