Jump to ratings and reviews
Rate this book

درک شهری از مشروطه

Rate this book

Unknown Binding

7 people want to read

About the author

رسول جعفریان

46 books35 followers
سول جعفریان در سال ۱۳۴۳ هجرى شمسى در «خوراسگان» از توابع اصفهان پاى به دنیا آمد دوره دبستان را در زادگاهش گذراند و سپس براى ادامه تحصیل به اصفهان آمد و دوره راهنمایى را در این شهر آغاز کرد. پس از چندى تحت تأثیر سفرهاى تبلیغى مبلغان حوزه علمیه قم و کلاس هاى روخوانى قرآن در خوراسگان به دروس دینى علاقه مند شد و از آن پس به مدرسه ذوالفقار رفت و مطالعه دروس جدید را در مدارس شبانه ادامه داد. وى در مدت اقامت در اصفهان، به صورت آزاد از مدارس دینى دیگرى چون «نیماورد»، «نوریه»، «وجده کوچک» استفاده مى کرد.
رسول جعفریان در سال ۵۷ هجرى شمسى و در آستانه پیروزى انقلاب، براى ادامه تحصیلات حوزوى، راهى شهر مقدس قم شد. نخست به مدرسه خان رفت و سپس در مدرسه رسالت، به ادامه تحصیل پرداخت. وى در قم از درس اساتیدى چون آیت الله جوادى آملى، آیت الله مصباح یزدى، آیت الله ممدوحى، آیت الله گرامى و نیز آیت الله جعفر مرتضى جبل عاملى کسب فیض کرد. سال ۵۸ هجرى شمسى با آثار و موسسه آیت الله مصباح یزدى آشنا شد و در کلاسها و دوره آموزشى آن موسسه شرکت کرد و با بازگشایى دانشگاهها، در سال ۵۹ هجرى شمسى به تدریس معارف اسلامى و تارىخ اسلام در دانشگاههاى اصفهان و تهران مشغول شد. اولین اثر استاد جعفریان در سال ۶۴ هجرى شمسى تحت عنوان «پیش درآمدى بر شناخت تاریخ اسلام» منتشر شد و از آن پس تاکنون، ضمن همکارى با موسسات پژوهشى و تأسیس کتابخانه اسلام و ایران در قم، به کوشش هاى پى گیر خود در زمینه تألیف، تصحیح، ترجمه و نیز تحقیق در تاریخ اسلام، ایران و تشیع همچنان ادامه مى دهد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (50%)
2 stars
1 (50%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for محمدقائم خانی.
258 reviews94 followers
July 9, 2020
.

ادبیات علما چنین بود که هر یک از دو امر را روحی و جسدی هست:‌ روح دین و ایمان سلطنت بر مخلوق و تولی امور آنها را حق خالق دانستن و وظیفه مخلوق را به جز انقیاد و عبودیت بر آن سلطنت چیزی ندانستن است. و جسد آن، اصول و قواعد احکام ناشئه از اراده الهی را تلقی کردن و به طوری که ترتیب او را داده‌اند، معمول و مجری داشتن است.
آنچه ما در پیش رو داریم، سه فرض بیشتر ندارد: نخست عمل به دین به عنوان یک واقعیت الهی. دوم پذیرش مردمی که تصمیم‌شان جای تصمیم خداوند را گرفته است، و سوم آن که «ماده» از مسائل کفری و «صورت» از مسائل الهی باشد که نوعی حرکت شیطانی است: «پس در اینجا سه قسم حادث شد: اولی دستگاه الهی که مادتاً و صورتاً من عندالله است. دویمی دستگاه شیطانی کفری که مادتاً و صورتاً من عندالناس است. سیمی دستگاه شیطانی کفری ماده که مردم حتی‌المقدور صورتی از دستگاه اولی برداشته به روی این ماده کفری بکشند.

در اصفهان رساله ضدمشروطه نوشته نشد و این حکایت از آن داشت که دید کلی موجود در این شهر نسبت به مشروطه با تفسیر بومی خاص آن، دید مثبتی بود. اما آنچه در دفاع از مشروطه در این شهر نوشته شد، پذیرش اصول مشروطه، آن را نظامی استبدادی می‌دانست که همزمان هدف اصلی آن یا دست کم یکی از اهداف اصلی آن را «احیای قانون و سنت نبوی» می‌دانست. این امر در رساله مقیم و مسافر (چاپ رجب 1327) اثر حاج آقا نورالله که رهبری سیاسی مشروطه به طور در بست در اختیار او بود، آمده است. در نجف هم رساله‌های موید مشروطه فراوان است که در رأس آنها تنبیه‌الامه نائینی است. دلیل آن هم فضای نجف است که به دلیل کثرت شاگردان آخوند خراسانی و فضای روشنفکری، این نگرش در آنجا وجود داشت. در تبریز رساله‌های ضدمشروطه فراوان است. به طور کلی در این باره می‌توان گفت به دلیل تعارض وحشتناکی که در تبریز میان مخالفان و موافقان بود، و به خصوص از این زاویه که موافقان بیشتر سیاسی و حزبی و اهل عمل، و مخالفان بیشتر فکری و سنتی بودند، رساله‌های تألیف شده در مخالفت با مشروطه تا به این حد فراوان است.



Profile Image for Tahmineh Baradaran.
567 reviews137 followers
Want to read
January 9, 2022
بخوانم وببینم نظراین آقای معمم درباره مشروطه درتبریز چیست ؟
Profile Image for Negin Pouladi.
11 reviews
June 14, 2023
کتاب جالبی بود؛ تبریز و اصفهان به عنوان مکاتبی جداگانه در مشروطه مورد بررسی قرار گرفته‌ و به شهرهای زیر مجموعه این دو مکتب نیز پرداخته شده است.
جالبی کتاب آن‌جاست که آقای نویسنده هیچ نگاه بی‌طرفانه‌ای به دو نوع متفاوتی از مشروطه که در تبریز و اصفهان مطرح کرده است، ندارد. ایشان مشروطه تبریز را بی‌رحمانه می‌کوبد و مدعی است هرآنچه در تبریز اتفاق افتاده، نه حاصل خرد جمعی مشروطه‌خواهان آذربایجانی بلکه تحت تاثیر افراد دورگه‌ای است که در انجمن‌هایی چون انجمن غیبی و سعادت استانبول فعالیت داشته‌اند. او مغرضانه فعالیت‌های تقی‌زاده و علی موسیو را به نقد می‌کشد اما در مقابل، مشروطه اصفهان را از فرش به عرش می‌رساند. ایشان مدعی است هرآنچه در مکتب تبریز اتفاق افتاده چیزی جز دخالت بیگانگان نبوده است! البته باید به این مورد هم اشاره کرد که نظرات آقای نویسنده از آخوند بودن ایشان نشات می‌گیرد، تبریز بد است، مشروطه‌خواه آذربایجانی خشونت طلب است، چون فضای مشروطه در مکتب تبریز ضد آخوند بود!
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.