در کتاب ناسور، مجموعه اشعار دوزبانه انگلیسی- فارسی نلی زاکس، شاعر آلمانی قرن بیستم و برنده نوبل ادبی سال ۱۹۶۶ است. البته نلی قبل از آنکه شاعر باشد نمایشنامههای رادیویی زیادی را کار کرده است و از قضا جایزه نوبل او بخاطر یک اثر نمایشی بود. او حتی برای دو اثرش به نامهای «ابراز تسلیت به همه کسانی که از زندگی ناامید شدند» و «نوشتن متون دراماتیک و برجسته» مورد ستایش و تحسین قرار گرفت.
زاکس از یهودیانی بود که در جنگ جهانی دوم به دلیل یهودی بودنش مجبور شد همراه خانوادهاش به سوئد فرار کند اما پنجاه سال فعالیت ادبیاش صرف شناخت کشور خودش شد او در آثارش همواره تصاویری قوی از قربانیان هولوکاست را ارائه میدهد و برای کسانی که زندگی خود را در طول بیست سال تبعید در سوئد گذراندند این همان تصویر مشترک محسوب میشود. در اشعار و توصیفهای زاکس هم میتوان قساوت بشری را دید و هم زیباییهای بشری را.
زاکس در ادبیات این را آشکار کردکه آینده را نمیتوان روی ویرانههای نفرت و انتقام بنا کرد. در عوض، او امیدوار بود که شعر او عامل بهبودی و منبعی برای احیا باشد. به اعتقاد او یادآوری قدرت زمینه را برای آینده صلح آمیزتر فراهم میآورد و کار او را دچار تاریخ انقضا میکند اما از سویی نشانگر اهمیت شعر او برای زمان حال است.
یکی از شاخصههای مهم اشعار نلی زاکس که در ناسور هم نمایان است، امید و عشقی ست که با جوانههایِ نسلهای آینده به خفقان و مرگ و نیستی تزریق میکند و امید و عشق را تنها راهِ رهایی میداند.
او در اشعارش با اشاره به گروه همسرایان در زبانی استعاری به تمام عناصرِ طبیعت جان میبخشد و همه را با سمفونیِ اندوهِ بیپایانش همراه میکند و در صحنهای نمایشی تمامِ عناصر طبیعی در پوشش کلمات؛ بازیگرانِ تراژدی او هستند. نلی زاکس در اشعارش به تمامی مفهومِ زندگی در مرگ است و با استفاده از عرفان یهودی و زبان تورات؛ رنجها و ترسهای آمیخته در وجودش را فریاد میزند.
استفادهٔ مکرر او از گرد و غبار؛ سوختن که از منظری میتواند نشانی از آرزوهای از دست رفته؛ موطنِ از دست رفته و همقطارانِ از دست رفتهاش باشد که تردیدِ او را در میانِ مرگ و زندگی بیشتر نمایان میکند. نلی زاکس اما امیدوار است و امیدواریاش را با زبانی استعاری در قالب شن و ماسههای ساحلی میبیند که هیچ نابود کنندهای توانِ نابودیِ آنها را ندارد زیرا کودکانِ فردا برای دگردیسی و تغییر آماده هستند و ستارهها و پلها راهشان را از ریشههای همین گرد و غبار پیش خواهند گرفت.
The suffering of the Jewish people during World War II based work of German writer Nelly Sachs, who shared the Nobel Prize of 1966 for literature.
"For her outstanding lyrical and dramatic writing, which interprets Israel's destiny with touching strength," she shared the award with Shmuel Yosef Agnon.
اولین تجربه ام از ترجمه فارسی اشعار نلی زاکس. وجه تسمیه نام مجموعه فارسی (ناسور) رو دوست داشتم. در اینکه نلی زاکس رو حتما باید شناخت شکی نیست، اما گمونم همچنان ترجمههای انگلیسی که قبلتر خوندم رو ترجیح بدم. ترجمهی فارسی در خوانش تک و تنهاش بد نیست، اما کتاب دوزبانه ست و ترجمهی انگلیسی و فارسی مطابقت نداشتند و تفاوتها بعضاً فضای شعر رو به کلی عوض میکرد. بهرحال نمیدونم این دوگانگی از کجا منشا میگیره چون مترجم در مصاحبهای ذکر کرده که متنها را از «انگلیسی» به فارسی گردانده و بعد با آلمانی اصل شعرها تطبیق داده و متن دوزبانه هم طبق گفته مترجم برای راحتی کار مقابله درنظر گرفته شده، که حداقل درمورد من تجربه لذتبخشی رو باعث نشد چون مدام از استقلال شاید زیادی مترجم فارسی نسبت به ترجمههای انگلیسی سررد میگرفتم.
کتاب "ناسور" دربرگیرنده 33 شعر از نلی زاکس است و توسط نشر تمدنعلمی منتشر میشود، به هنرآنلاین گفت: شعرهای این کتاب از میان تمام سرودههای این شاعر انتخاب شده. زاکس آلمانی زبان است و شعرهای او را از زبان انگلیسی ترجمه و با نسخههای آلمانی مطابقت دادهام
او درباره محتوا و مضامین اشعار نلی زاکس، اظهارداشت: در شعر آلمان قرن بیستم شاهد ظهور راینر ماریا ریلکه هستیم که از قضا نلی زاکس ادامهدهنده راه او بود. در اشعار ریلکه زیبایی، موسیقی کلام و همینطور توجه ویژه به ذات اشیا به چشم میخورد. او این درس را از رودن مجسمهساز فرانسوی آموخته بود که اگر میشود در مجسمهسازی این امر را حقیقت بخشید پس در شعر هم میتوان به ذات اشیا حقیقت داد. ظاهرا بازگشت به درون برایشان حائز اهمیت بود یعنی اینکه انسانی که خود را به خوبی نشناسد قطعا نمیتواند جامعه پیرامونش را هم بشناسد. البته این یک بُعد از بازگشت به درون به شمار میرفت و بُعد دیگر زیبایی موسیقی کلام و ذات اشیا بود. ادامه همان راه ریلکه که این دو عامل در کنار هم جریان بازگشت به درون را شکل میدادند. در نوع دوم با جریان شعری روبرو هستیم که کاستیهای اجتماعی را به تصویر میکشید که میتوان از برتولت برشت به عنوان نماینده آن یاد کرد