کتاب اول نویسنده(راهنمای مردن با گیاهان دارویی)رو خیلی دوست داشتم. به همین دلیل تا رمان دوم چاپ شد سریع تهیه و مطالعه کردم و نا امید شدم! اصلا نه داستان دوست داشتم نه نحوه روایتش!همه جملات نیم خطی هستند!یعنی تو هر خط دو تا نقطه که واقعا منو اذیت کرد! شخصیت اصلی این کتاب قادر به صحبت نیست در کنار جنونی که بهش دچاره؛ شخصیت اصلی رمان مردن...نابیناست؛در این نقص در کنار نوعی روان پریشی هر دو شخصیت به هم شبیه هستند.
از متن کتاب:
🌙بگذار باد پریشان کند،خاکستری که از عصاره ی خون است.
🌙رنج هر روز برای همان روز کافی است.
همه میمیرند.هیچ کس آن جور که خودش خیال میکند زنده نیست.
🌙مردها درخت اند نمی میرند.فقط ادامه میدهند.