"الم شنگه"، "قانون جدید خانه عمه جان "و "عیدی و جلسه سری "عنوان سه داستانی است که در این کتاب برای نوجوانان فراهم آمده است" .داستان عیدی و جلسه سری "درباره خانوادهای است که به خاطر مشکلات مالی میکوشند سنت عیدی دادن را از میان بردارند ;از همین رو، به پیشنهاد پدر خانواده جلسهای تشکیل میشود و سرانجام، اغلب اعضای آن تصمیم میگیرند برای همیشه عیدی دادن به بچهها را کنار بگذارند .اما بچهها تدبیری میاندیشند که پدر خانواده ناگزیر به بچهها عیدی میدهد .
یادش به خیر(✷‿✷) ده دوازده سالم بود و تابستونها کل خاندان مادری خونه مامانبزرگ جمع میشدن. وقتی همه خواب بودن و به زور میخواستن بچهها رو بخوابونن، من میپیچیدم به بازی و میرفتم روی بالکن پشتبوم که بوی برنج و چوب و نم و شرجی شمال میداد یا اگه خنکتر میشد لب دیوار پشتبوم مینشستم و پام رو میذاشتم روی قیرگونی ورمکرده و برشته و گاهی با کف پام حرارتش رو حس میکردم و ذوقزده میشدم. این کتاب و کتاب تنور هوشنگ مرادی کرمانی رو همون روزها خوندم. تا اون موقع فکر میکردم المشنگه «علفشنگه» نوشته میشه :)) از داستان جز لذت بردن یادم نیست، اگه خونهی مادری پیداش کنم حتما باز میخونمش.