گفته شده که مفهوم توده نخستین بار با چاپ همین کتاب، یعنی روانشناسی تودهها اثر گوستاولوبون مشهور گردید. کتابی که در آن با جنبهای ترسناک از رفتار توده ی مردم آشنا میشوید. نکته ی جالب اینکه این کتاب در سال 1890 نوشته شده اما به پیش بینی دقیقی از رفتار توده ها در قرن پس از خود نیز پرداخته است!
نسبت هایی که به توده ها در این کتاب داده میشه بسیار شبیه با شهریار ماکیاولی است. لوبون میگوید پیشوا نباید به دنبال عدالت باشد باید به دنبال متاثر کردن و اغوای مردم باشد. بزرگترین اشتباه رهبر انتظار منطق از مردم است. جماعت با تصویر و وزن و قافیه کار میکند نه با جمله و آمار به همین جهت شعارهای انتخاباتی شما که زیبا و ادبی است را به خوبی در خود میبلعد. جماعت درد حس نمیکد. از جماعت کارهایی رو بخواید که هوش زیاد نخواد. هیات ژوری در دادگاه ها با ۱۲ تا تحصیلکرده با ۱۲ تا بقال و قصاب فرقی نداره حتما بهتر تصمیم نمیگیرند. مثل هیات علمی زمین شناسی اوایل رنسانس در زمانی که دید زمین مرکزی رو به شکسته به گالیله از طریق کلیسا فشار آوردند تا اینکه کلیسا علیه اش شد. افراد گمنام احساس مسولیت ندارند طبق غرایزشون عمل میکنن. جماعت تقریبا همیشه در قضاوت هاشون اشتباه میکنند برخلاف تفکر بسیاری که میگن خرد جمعی درست تصمیم میگیرد. دموکراسی سقراط را به کام مرگ میبرد. هیات ژوری تصمیمی میگیره که فرد به تنهایی نمیگیره. رفتار جماعت بیشتر متاثر از لیدرش هست که عروسک گردانه. جماعت بسیار تحریک پذیر و هیجانی است دیکتاتور مسلک و غیرمصلح است. جماعت ارگانیزمی هست که نه بهتر و نه بدتر از فرده. جماعت به راحتی قابلیت مدیریت و رهبری نداره فکر نکنید جماعتی که دیروز برای شما بیرون اومدن امروز هم بیان مثالش مصدق هست. بچه ها القاپذیرتر و دروغگوترند (برخلاف اینکه میگن حرف راست و ازش بشنو مثل فیلم هانت) جماعت میتونه متوهم بشه عکس سنت جورج و روی کلیسا ببینه و به معجزه رو بیاره. تاریخ نتیجه تصورات خیال بافانه خلائق است. در طی پنجاه سال نظر مردم در مورد ناپلئون عوض شد. هیتلر هم با دموکراسی انتخاب شد. جماعت همیشه مطمئن هستند یا تخریب میکنن یا تایید. وقتی هزارنفر در مورد موضوعی در جماعت اتفاق نظر دارند حتما اشتباه است! به اون شک کنید حرف دو نفر میتونه درست تر باشه تا هزار نفر. حرف های کلیشه و ساده روی جماعت تاثیر میذاره هرچند شما فکر کنید این سخنرانی خیلی نوارخالی است و بی محتوی. مردم باید یا جوک ببینن یا خشونت و فحش و خونریزی تا حوصله شون سر نره همین که فیلم و بازی خشونت بار انقدر ساخته میشد. یا جنگ گلادیاتورها در تاریخ برای خوش باش مردم. به همین دلیل کمونیسم موفق نبود چون هیجان نداشت و یکنواخت بود شما در بیست سالگی میرفتی تو صف تا بهت خونه بدن ماشین بگیری هیچ هیجان یا ترسی نداری که یوقت کارتون خواب بشی. همینه که ترامپ از ترودو محبوبتره. جماعت رهبری رو دوست داره که ازش بترسه
کتاب کلاسیک در مورد روانشناسی توده ها که سه قسمت داره قسمت اول روان توده ها که چهار بخشه ، مشخصات عمومی توده ها ، احساسات و اخلاقیات توده ها ، نظریات و قضاوت های توده ها ، شکل های دینی در یقین توده ها قسمت دوم عقاید و آموزش های عقیدتی توده ها که چهار بخشه ، سائق های دور در اموزش توده ها ، سائق های نزدیک در نظریات توده ها ، رهبران توده ها ، حدود تغییر پذیری و عقاید تود ها قسمت سوم تقسیم بندی و توصیف انواع توده ها پنج بخشه ، شامل : تقسیم بندی توده ها ، توده های جنایتکار ، هیئت منصفه ، توده های انتخاباتی و مجامع پارلمانی
بخوام یک خلاصه از دو قسمت اول کتاب بگم اینه از نظر نویسنده توده ها احمق ، احساساتی و فاقد اندیشه هستن البته در مورد احساساتی بودن توده ها یک مقاله جالب چند وقت پیش می خوندم که نوشته بود بیشترین لایک ها رو در توییتر ، توییت های میگیرین که احساسات رو درگیر نوشته کنن ، جالبه که توده ها در شبکه های اجتماعی هم مثل دنیای واقعی عمل میکنن من مطالعه در زمینه جامعه شناسی نداشتم و نمی تونم صحبت های نویسنده رو در قسمت اول و دوم نقد علمی کنم
اما در قسمت سوم با توجه به صفاتی که نویسنده به توده ها داده ، اون ها رو در همه اشکال احساساتی و احمق میدونه حتی باسوادهای اونها مثل ایرادی که به هیئت منصفه میگیره میگه که اونها بیشتر میتونن تحت تاثیر احساسات متهم قرار بگیرن تا خود قاضی به تنهایی یا نمایندگان مجلس ممکنه قانون های اسیب زا منتشر کنن یا درگیر باند بازی بشن ، در حال یک فرد مثلا لرد یا پادشاه ، بخاطر منافع خودش کمتر قوانین دست و پاگیر تولید کنه و درگیر باند بازی نمیشه
در مورد قسمت اخر اگر شما یک فرد سلطنت طلب متعصب باشید با خوندن این بخش ممکنه به ارگاسم برسید ولی اگر فردی عاقل باشید متوجه میشید که بیشتر استدال های این بخش پوچ ، بی معنی و سفسطه ای بیش نیست