گرشاسب برخاسته بود! بر دو پای کوه مانند خود ایستاده بود، با گرزی که چشمان سرخ هرچهارسویش میدرخشید و بازوانی لرزان از حسرت و نفرتی که سال ها در جان خود انباشته بود و گیسوانی که به همان زودی خیس از عرق خشم بودند. باورکردنی نبود که او دیگر بار روانش را در تن خویش با خود داشت و گرزش، آن گرز نیاکان دیرین خاندان سام و نریمان را، در میان پنجه هایش می فشرد!
پتش خوارگر مجموعه ی دیگری از آرمان آرین است که بر مبنای اوستا و بندهش نوشته شده است.
باید روزی درباره این مجموعه خوب و قابل قبول بنویسم و اینکه چرا پتشخوارگر در عین دستآورد بودنش، چرا یک اثر عالی و شاهکار نشد. مهمترین ایراد نویسنده سعی برای تقلید نثر کهن در بعضی جاهاست که بسی نامانوس، زشت و بی خودی پیچیده است. مثلا همین جمله را در فصل آخر ببینید:
تابید و بعد به مجسمهای از خاکستربدل شد که برای نخستین بار نشان میداد افقِ تختگاهِ زمین از فروغِ پیکر پیرِ کوهنشینِ خویش خالی مانده است!
و ایراد مهمدیگر فرض نویسنده بر آگاهی مخاطب از اسطوره های بندهشی و اوستایی. برای منی که مطالعات اسطوره ایم در حد خوبی است و از بن و ریشه ماجرا باخبرم، گاه چنان متن، آن هم متنی که قرار است برای کودکان و نوجوانان باشد، بی خودی ثقیل است و نفس داستان را میگیرد که اعصابم خرد می شود.
به هر روی دو ایراد بالا به این معنی نیست که پتش خوارگر رمان بدی است. نه! بی شک یکی از بهترین هاست در ژانر و زبانِ خود.
این اثر نه فقط به عنوان یک اثر تالیفی بلکه به عنوان یک اثر فانتزی حماسی واقعا جای بحث داره من تا جلد دوم به دیدهٔ ترحم یک اثر «تالیفی» نگاهش میکردم ولی از جلد سوم با گسترش داستان نظرم شروع به تغییر کرد و جلد چهارم هم نه تنها ناامیدم نکرد بلکه فراتر از انتظاراتم بود اقتباس عالی از ایده ضحاک و تبدیل کردنش به یک داستان مدرن خیره کننده بود و از اون چشمگیر تر میزان معرفی شخصیت های کهن و اساطیری ایرانی هستش که خب خیلی از نوجوان ها از جمله خودم هیچ شناختی ازشون نداریم امیدوارم جلد اخر هم به اندازه همین جلد گیرا و خوشایند باشه
باید بارها و بارها دوباره بخونمش و پشمام از این همه خلاقیت و اسطوره و اسناد تاریخی و واقعیت امروز. باید خیلی زود برم سراغ جلد آخر؛ واقعا خیلی بد جا تموم شد این جلد، وضعیت رو هواااااست ایشالا که دیوان پیروز نشن بر پهنهی گیتی و یاران فره بتونن یه حرکتی بزنن.
جلد چهارم پتش خوارگر ، به نظرم تولید این حجم حماسه آفرینی اونم توسط آرمان آرین خودش یک ستاره میگیره هر چقدر اینکه کش اومده داستان باب میل نیست اما اگر نثر را که سرعت رو کاهش میده در نظر نگیریم به عنوان داستان در یک جلد مونده به آخر مناسب بود دیتا زیادی که آرین گذاشته با رفرنس دادن به جلد های قبلی اساس دانش اولیه از جهان سازی کم نقص رو جبران کرده در کل اگر بخوام بگم وقتی شروع میکنی به خواندن این مجموعه باید یک زمانی را بصورت پیوسته قرار بدی برای خودت تا کما اینکه داستان رو میخونی هم زمان تخیل کنی جلد پنجم هم بخونم تموم بشه پرونده اش ....