کیارستمی بارها گفته که «من فقط نیمی از فیلم را میسازم، نیمه ی دیگر در ذهن تماشگر ساخته میشود.» گادفری همیشه این توان را داشته که ذهنیتاش نیمه دومی زیبا برای فیلمهای پدرم بسازد، و این توان در کتاب مشهود است. چیزی که حسن کتاب را بیشتر میکند این است که گادفری، در کنار تفسیر های شخصی اش، اطلاعاتی دقیق دربارهی فیلمها ارائه میدهد، اطلاعاتی که کمتر جایی نوشته و دیده شده .حاصل این مصاحبه ها پنجرهای است که گادفری به درون ذهن پدرم باز کرده و تصویر دقیق از او ارائه میدهد. تصویری که من به آن اعتماد کامل دارم.
مصاحبه های کیارستمی است درباره زندگی وفیلمهایش . جاییکه بدون پرده پوشی وباتاثر ازرفتاربدش بافرزندش یادمی کند..یامیگوید که پس ازفیلم مشق شب ( که بیشترازهمه فیلمهایش دوست دارم) گریه کرده ...حرفها ومصاحبه هایش رابیشترازفیلمهایش دوست دارم.
بدون رویاچگونه می توان زندگی کرد؟رویاها به فَن ( پروانه خنک کننده ) درموتورماشین هامی مانند، وقتی موتورزیادی داغ میکند، فن خودبخودبه کارمی افتد.به کمک رویاها ازمخوف ترین زندانها می گریزیم، ازدیوارهای صعب العبوربگذرید .هیچ کس نمی تواند دست به رویاهایتان بزند. من فکرمیکنم خدااین امکان رابه انسان هابخشید تابه خاطرهمه محدودیتهایشان معذرت بخواهد. ( ص ۱۷۳ ) ازجمعیت هفتادمیلیونی ، بالاترازپنجاه میلیون زندگی گیاهی دارند . هنوزبه فکرکردن نرسیده اند.تابه این مرحله نرسیم وتانتوانیم تصمیم بگیریم ، منطقی نیست که سرنوشت مان ازاین بهترشود..بالاخره آدمهایی هستند که معنی زندگی رابهترازمادریافت کرده اند ومیدانند که برای زندگی درست ترچه بایدکرد...( ص ۲۶۶ )
یک باربه خانمی که ازشوهرش جداشده بودگفتم : قبول ! که تومیگی برای آن مرتیکه حیفی ...ولی آن مرتیکه ای که توبراش حیف نیستی الان کجاست ؟ ..برای براندازی هم بایدفکری کرد. چه کسی قراراست بیاید.
نه از شگردهای فیلمبرداری و بازی گرفتن نابازیگر ها تو فیلمهای کیارستمی تعجب کردم و نه از مرور فلسفهاش درباره مرگ و زندگی.
اما نظرش درباره سکس(در سینما)، شرکت تو انتخابات و موجه دونستن خودکشی و... نگاه آدم رو به زندگی عوض میکنه. از اون جنس تعجبهایی که میتونه باور های هر کسی رو به چالش بکشه
در هنگام مطالعه ی این کتاب حسرت میخوردم که چرا همه ی آثار کیارستمی - علی الخصوص آثار کوتاه و متقدم اش را - تماشا نکرده ام . ریویو و تحلیل ها همگی خواندنی اند و دلچسب ترین بخش کتاب مربوط به مصاحبه ی نجفیِ جوان و کیارستمی است؛ بخصوص جایی که در مورد علاقه اش به اشعار حمیدی شیرازی و ملاقات با او در روزهای پایانی عمرِ شاعر سالمند در بیمارستان بیان میکند.
سخن کوتاه کنم: هیچ از فعل گذشته آخر کتاب خوشم نیومد. فعل "بود" با غور کردن تو گفت و گوهایی که برای من همه چیزش حی و حاضر و "هست" بود جور در نمیومد. :)))))
گفتوگوهایی با عباس کیارستمی شامل ۲۵ + ۱ گفتوگو دربارهی بیستوچهار قیلم کیارستمی است، از اولین فیلم او، یعنی نان و کوچه (۱۳۴۹) ، تا باد ما را خواهد بُرد (۱۳۷۸). همچنین در پایان کتاب، گفتوگوی صالح نجفی با عباس کیارستمی وجود دارد که به نظر میآید تاریخِ آن حوالی انتخابات ۸۸ باشد. افزون بر این گفتوگوها، مقدمهی چشایر (گفتوگوگیرنده) حاوی دورهبندی خوبی از آثار سینمایی کیارستمی است. همچنین مقالهای با عنوان «چرخش دیجیتالیِ عباس کیارستمی» بهقلم آیتن تارتیجی وجود دارد که مؤخرهی خوبی بر کتاب است، از این رو که ۲۴ فریم، آخرین فیلم کیارستمی است و در عین حال، تحول عظیم سبک سینماییِ او را نشان میدهد.
گفتوگوهای چشایر اطلاعاتی خوبی را دربارهی فیلمهای دورهی اول (دورهی کانون) به ما میدهند، همچنین از خلال آنها، تا حد زیادی با جهانبینی و دیدگاههای کیارستمی دربارهی ادبیات، فلسفه، اخلاق و ... آشنا میشنویم. این گفتوگوها تا حد زیادی شرایط اجتماعی ـ سیاسیِ زمان ساختهشدنِ فیلمها را نیز نشان میدهند. مثلاً حاوی اطلاعات خوبی دربارهی رابطهی کیارستمی با سینما، یا حتی نظرِ او دربارهی «سیستم» پهلوی هستند. همچنین از خلال این اطلاعات، نامهایی بر زبان کیارستمی روان میشود که درک بهتری از زندگی حرفهای کیارستمی برای ما ایجاد میکنند. گفتوگوهای صالح نجفی با کیارستمی نیز نکات نغز بسیار دارند: بیشتر از همه دیدگاههای کیارستمی دربارهی ادبیات (مثلاً اینکه بیشتر از همه وامدار چخوف بوده است) دربارهی فرهنگ و اجتماع (وضعیت مخاطب ایرانی) و از همه مهمتر، دربارهی سیاست، (انتخابات و دولتهای جمهوری اسلامی).
بعد از خوندن این کتاب خیلی بیشتر با تفکر کیارستمی و آثارش آشنا میشید نمیشه گفت که با تمام افکارش همراهی خواهید کرد اما مثل فیلم هاش دیدهای خاص وعمیقی بهتون میده