کتاب در باب ماهیت جنگ حاصل تجربیات نظامی کارل فون کلاوزویتس است. این اندیشمند و فیلسوف آلمانی، جنگ را از زاویههای مختلف بررسی کرده و نشان داده که تمام نظریاتی که پیش از او درباره جنگ مطرح شدهاند، از نارساییهایی رنج میبرند.
بعضی از کتابها در تمام طول تاریخ باعث تحول جهان شده و شیوهی نگاه ما به خودمان و دیگران را عوض کردهاند. آنها در مباحث، اختلافات عقاید، جنگها، انقلابها و زندگیهای بسیاری تأثیرگذار بودهاند. در باب ماهیت جنگ (On the Nature of War)، یکی از این آثار است که باعث آشنایی شما با کارهای متفکران بزرگ، پیشگامان، اصلاحطلبان و طالعبینان خواهد شد. قسمت اعظم این کتاب فقط برای مورخان نظامی جذابیت دارد و به جزئیات مسائل تاکتیکی و لجستیکی میپردازد که چند دهه بعد از مرگ کلاوزویتس قدیمی شدند.
کارل فون کلاوزویتس (Carl von Clausewitz)، با تئوری قدرتمند جنگ به عنوان ابزاری جهت ادامهی اقدامات سیاسی، تأثیر بسیار زیادی در نحوهی استفادهی دولتها از قدرت نظامی بر استراتژیستهای نبرد و سیاستمداران معاصر خود و متأخرین داشته است. او جنگ را نه فقط حرفه، که فعالیتی اجتماعی-سیاسی میدید و تفاوت استفادهی هدفمند و مشروع از خشونت برای دستیابی به مقاصد سیاسی را از سایر اقدامات بازمیشناخت.
او همچنین اعتقاد داشت که پیروی سیاست از امور نظامی برخلاف عقل است. زیرا این سیاست است که اعلان جنگ کرده و همواره به صورت مغز اصلی به شمار میرود، در حالی که جنگ به طور صرف وسیلهای بیش نیست و عکس آن صادق نیست. در نتیجه پیروی ارتش از امور سیاسی تنها شکل ممکن به شمار میرود.
موضوع اصلی اندیشهی وی مرکزیت یافتن مفهوم سیاست در چارچوب جنگ است. به اعتقاد وی، جنگ مقولهای جدا از سیاست نیست، زیرا اساس نظریه جنگ تحقیق درباره اهداف عقلانی دولتهاست. کلاوزویتس به پیروی از ماکیاول از سیاست به منزله محور اصلی جنگ سخن میگوید و بر این اساس، تفسیری از انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئونی به دست میدهد. وی معتقد است جنگ تنها با پیروی از قانون حیات است که میتواند تناقض طبیعی میان محدود و نامحدود بودن را در خود حل کند. به همین دلیل نیز در هیچ برهه زمانی منطق نظامی از منطق سیاسی پیشی نمیگیرد.
کلاوزویتس در نوع خود مردی منحصر به فرد است، یکی از آن کسانی که به دلایل گوناگونی در طول تاریخ به چهرههایی ماندگار بدل شدهاند. او در دورهی ناپلئون میزیست و جنگهای گوناگون ناپلئون را به چشم دیده و خود نیز در میدان نبرد حاضر شده و کل زندگیاش را به جنگ فکر کرده بود. از این رو او را «فیلسوف جنگ» نامیدهاند.
در بخشی از کتاب در باب ماهیت جنگ میخوانیم:
آنگاه که دو طرف خود را برای نبرد مجهز کرده باشند، نوبت به القای حس عداوت در این میان میرسد؛ و تا زمانی که این آمادگی وجود دارد، یعنی شرایط مصالحه فراهم نشده باشد، این حس میبایست ادامه داشته باشد؛ و تنها یک عامل میتواند مانع از ادامه این حس شود: "تمایل به انتظار برای فرا رسیدن فرصتی مناسبتر جهت اقدام". اکنون و در نگاه نخست، چنین به نظر میرسد که این تمایل صرفاً میتواند در یکی از طرفین ایجاد شود چرا که این امر بصورت خودکار باعث زیان طرف دیگر میشود. اگر منافع یکی از طرفین ایجاب به اقدام میکند، بنابراین منافع طرف دیگر در گرو انتظار است.
موازنه کامل قوا هرگز نمیتواند باعث ایجاد وقفه در جنگ شود، زیرا در این تعلیق، طرف عمل کننده (مهاجم) میبایست به اقدامات خود ادامه دهد. هرچند میتوان حالت موازنهای را تصور نمود که در آن طرفی که هدفش با عمل تأمین میشود (یعنی طرفی که انگیزههای قویتری برای تهاجم دارد) در عین حال از قدرت کمتری برخوردار است؛ در اینجا موازنه ایجاد شده حاصل ترکیب هدف و قدرت است. به هنگام بروز چنین حالتی میتوان گفت که در صورت عدم وجود چشماندازی برای تغییر در موازنه، لاجرم منجر به وقوع صلح خواهد شد. اما اگر امید به تغییر باشد، آن گاه این تعلیق تنها به سود یک طرف بوده، در حالی که منافع طرف دیگر اقتضاء میکند که هرچه سریعتر وارد عمل شود. ملاحظه میکنید که عدم تحرک به معنای موازنه قوا نیست بلکه صرفاً به این معناست که هر دو طرف منتظر فرصت بهتری جهت اقدام هستند.
فهرست مطالب درباره مولف مقدمه مولف ماهیت جنگ هدف و وسیله در جنگ طبقهبندی هنر جنگ نظریه جنگ هنر یا علم جنگ تحلیل انتقادی مصادیق تاریخی
Carl Philipp Gottlieb von Clausewitz was a Prussian soldier, military historian and military theorist. He is most famous for his military treatise Vom Kriege, translated into English as On War.
Clausewitz has served in the Rhine campaign (1793–1794), when the Prussian army invaded France during the French revolution and in the Napoleonic Wars from 1806 to 1815.
Clausewitz helped negotiate the Convention of Tauroggen where Russia, Prussia and the United Kingdom formed an coalition that later defeated Napoleon Bonaparte.
کتاب Vom Kriege اثر کارل فون کلاوزویتس، ژنرال بلندپایه و نظریهپرداز پروسی، یکی از شناختهشدهترین کتابها در زمینهی استراتژی جنگیست. کلاوزویتس پس از شکستهای پیدرپی در جنگهای ناپلئونی، تلاش کرد جنگ، ساختار جنگ و عوامل تأثیرگذار بر نتیجه جنگ رو بررسی و قواعد کلی برای پیشبینی و پیروزی در جنگ، به دست بیاره. سپس تمام اندیشهها و راهو روش خودش رو در این کتاب مکتوب کرد تا به نظامیان پروسی آموزش داده بشه.
کارل فیلیپ گوتلیب فون کلاوزویتس در خانوادهای نظامی متولد شد. در سن دوازده سالگی به دلیل مشکلات مالی خانواده، وارد ارتش پروس شد.¹ و در 13 سالگی اولین جنگ عمرش رو در مقابل جریانهای انقلابی فرانسه تجربه کرد. کلاوزویتس 26 ساله بود که ارتش پروس توسط ناپلئون در هم کوبیده و تسلیم شد. سربازان پروسی به عنوان اسیر جنگی به فرانسه منتقل شدند. کلاوزویتس در حدود یک سال بعد آزاد شد و پس از بازگشتش به وطن، تلاش کرد ارتش پروس (که با شیوههای قدیمی اداره میشد) رو بازسازی و به قدرت نظامی مدرن تبدیل کنه.
پیش از نوشته شدن «ماهیت جنگ»، کتابهای نظامی بیشتر خاطرهنگاری فرماندهها و سربازان از جنگ بود² یا به شرح تاریخی جنگها میپرداخت. اما کلاوزویتس معتقد بود باید جنگ رو به صورت عملی و سیستماتیک تحلیل کرد. باید بیش از فکر کردن به هدف، به عوامل بازدارنده توجه کرد. کلاوزویتس فکر میکرد که حملات نظامی غالباً با خوشبینیهای کور همراه میشن. معمولاً یک هدف انتخاب میشه، یک سری راهکار و نقشه در نظر گرفته میشه و به عوامل بازدارنده توجه چندانی نمیشه. اما کلاوزویتس تلاش کرده نگاههای خوشبینانه به پیروزیهای حاصل از جنگ رو کنار بذاره و اتفاقاً به شکست فکر کنه. و با بررسی عواملی که در جنگ سبب شکست خواهند شد، راهکارهایی برای مقابله با این عوامل پیدا کنه تا احتمال شکست رو به بیشترین حد ممکن کاهش بده.
کلاوزویتس نه تنها یک تئوریسین جنگی بود، بلکه به یک ژنرال بلندپایه ارتقای درجه یافت و امکان این رو داشت که نظریات تئوریک خودش رو به صورت عملی بررسی کنه. برای همین عجلهای در نوشتن این کتاب به خرج نداد. کلاوزویتس بیش از 30 سال از عمرش رو صرف تحلیل جنگ و برداشتن یادداشتهایی از مشاهداتش کرده بود، اما به طور جدیتر از 12 سال قبل از مرگش شروع به نوشتن این کتاب میکنه. البته در طول این 12 سال کتاب به پایان نمیرسه و بعد از مرگش، همسرش که ثروتمند و اشرافزاده بوده، کتاب «ماهیت جنگ» رو از نوشتههای کلاوزویتس جمعآوری و منتشر میکنه.
کلاوزویتس در 51 سالگی درگذشت و تقریباً 38 سال از عمرش رو جنگید! البته به طرز عجیبی فوت زود هنگامش در یک نبرد نبوده و به دلیل وبا از دنیا رفت. اما چنین مدت طولانی جنگیدن و شب و روز رو در میدون جنگ سپری کردن باعث شد کلاوزویتس تقریباً نتونه به حالتی غیر از جنگیدن و زندگی در جنگ فکر کنه. در مقولهی جنگ، بزرگترین دغدغه اندیشمندان این هست که چطور از جنگ جلوگیری بشه و چطور به جنگهای جاری خاتمه بدن. اما از نگاه کلاوزویتس، جنگ مثل نفس کشیدن بخشی از زندگی و وجود آدمی هست. تمام دغدغهی کتاب این است که چطور بجنگیم و تفکری در رابطه با اینکه چطور جنگی پدید نیاد یا ازش جلوگیری بشه وجود نداره.
یکی از مهمترین فصلهای کتاب، رابطهٔ جنگ با سیاست هست. نمیدونم در زمانهی کلاوزویتس دانش عمومی مردم تا چه حد بوده، اما مطالب این کتاب علیرغم ظاهر سخت و ثقیلی که داره، کاملاً توضیح واضحات هست و هیچ حرف جدید و قابل توجهی دیده نمیشه. مهمترین نظریهای که کلاوزویتس در باب جنگ و سیاست مطرح کرده «جنگ در امتداد سیاست» بوده. تقریباً عمیقترین نتیجهگیری کتاب این پاراگراف هست: «جنگ ملتها، همهٔ ملتها به ویژه ملتهای متمدن، همیشه از شرایط سیاسی نشأت میگیرد و همیشه انگیزههای سیاسی در پس این نبردها پنهان است. لذا جنگ یک فعل سیاسی است.» برای من این سوال مطرح میشه که کسی بوده نظریهای مخالف این هم داشته باشه!؟ مثلاً فکر کنه جنگ مثل یک شهاب سنگ از خارج جو زمین فرود میاد؟ حقیقتاً کسی بوده رابطهی جنگ و سیاست رو انکار کنه؟ تلاش میکنم هر ایده و تفکری رو در بستر و زمانی خودش بررسی کنم، اما حتی هومر دو هزار سال قبل از کلاوزویتس حرفهای بیشتری برای گفتن در این مورد داشته.
بدیهی بودن بخشهای بسیاری از کتاب شدیداً برای من آزاردهنده بود! مثلاً در عنوانی به نام «برتری عددی» بیان شده «برتری عددی از میان تمام عوامل، ضروری برای پیروزی انتخاب شد.» در ادامه اضافه میکند «اگر تمام رمز و رموز هنر جنگ را در فرمولی عددی تحت عنوان برتری عددی در یک زمان مشخص و در یک مکان مشخص خلاصه کنیم، امری بود که واقعیتهای صحنه نبرد آن را نمیپذیرفت» اگر ترکیب تقریبا پیچیده کلمات رو کنار بذاربم شیره کلام، این هست که «برتری عددی در پیروزی موثر است اما تنها عامل پیروزی نیست» من فکر میکنم انسانها از دوران پارینه سنگی هم به این امر واقف بودند! چه بسا حیوانات هم در حملات گروهی به برتری عددی توجه میکنند! تعداد مسائل این چنینی در کتاب بسیار بسیار زیاد هست اما همگی با ظاهر پیچیده ای بیان شدند که به نظر امری ژرف و بنیادین به نظر برسند!
در نهایت برسیم به عنوان «فیلسوف سیاست» که به کلاوزویتس نسبت داده شده. کلاوزویتس یک تئوریسین جنگی بود، اما فیلسوف!؟ ابدا!³ فکر میکنم دلیل اینکه کلاوزویتس رو فیلسوف نامیدند، روش دیالکتیکی باشه که کم و بیش در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته. این روش اگرچه زادهٔ فلسفه هست، اما منحصر به فلسفه نمیشه و در علوم نظامی کاربرد گستردهای داشته. در واقع تز و آنتیتز به نوعی به حمله و دفاع در جنگ تعبیر میشند (صرفاً از نظر شباهت ساختاری) و چون کلاوزویتس در هر اتک به پاتک فکر میکرده و در موردش نوشته، به نوعی نوشتار دیالکتیکی به وجود اومده. مورد بعدی برای فیلسوف خوندن کلاوزویتس، احتمالاً فکر کردن به ماهیت جنگ هست. چرا که سعی کرده به صورت عمیقتر به این موضوع فکر کنه، البته که نتیجهی خاصی حاصل نشده. صرفاً تعدادی سؤال نسبتاً فلسفی در رابطه با دلایل مطرح شدن جنگها شکل گرفته، اما به جای اینکه در فلسفه به دنبال یافتن این پاسخها باشه، از آموزشهای نظامی و تاریخی وام گرفته تا به چنین سوالاتی پاسخ بده.
کتاب در نهایت آشفتگی نوشته شده. تعداد دفعاتی که کلاوزویتس حرف خودش رو نقض میکنه از شمارش خارج هست! در فصل سوم که «طبقهبندی هنر جنگ» نام داره، مفهومی به نام «هنر جنگ» رو تعریف میکنه. « هنر جنگ در معنای حقیقی خود یعنی هنر استفاده از ابزارهای معین در مبارزه و... » دو فصل بعد در فصلی تحت عنوان «هنر یا علم جنگ» بعد از توضیح و تفصیل مفهوم هنر و علم، مینویسه «جنگ در معنای واقعی خود نه هنر است نه علم» بالاخره جنگ هنر هست یا نه؟ (و این سادهترین مثالی بود که با کمترین کلمات نقل قول میشد بیان کرد.) به هرحال تا حدی هم به کلاوزویتس بابت آشفتگی مطالب و نبود یک روند منسجم حق داده میشه، چون عمرش کفاف به پایان رسوندن و منظم کردن این کتاب رو نداد. اما مطالب نقیضی که در کتاب عنوان شده توجیه پذیر نیست. در مجموع هر چیزی که با پیچیدگیهای ظاهری همراه شده و چند سوال فلسفی مطرح کرده رو نمیشه فلسفه نامید. همچنین فیلسوف نامیدن «کلاوزویتس» احتمالاً بیشتر از سر محبت و احترام بوده و تقدیس پس از مرگ، شامل حالش شده.
در نهایت عنوان «شیوهٔ جنگیدن» یا «چگونه بجنگیم» برای این کتاب بسیار مناسبتر از «ماهیت جنگ»⁴ هست. خوندن این کتاب (اون هم از روی pdf) به شدت چشمهام رو درد آورد و در نهایت چیزی هم عایدم نشد. به صورت کلی این کتاب رو به کسی پیشنهادش نمیکنم. صرفاً اگر علاقه دارید از جنبهی تاریخی بدونید که در زمانهٔ کلاوزویتس و در پروس، چه استراتژیهای جنگی مورد استقبال قرار گرفته بود و نظریات رایج در این موضوعات چی بوده، کتاب رو بخونید.
1,2,3,4 : ارجاع به پیوست با همین شمارهها
شنبه 1 فروردین 405, 21 MAR, روز بیست و دوم جنگ
📌 پیوست 1: ورود کلاوزویتس در سن 12 سالگی به ارتش برای من عجیب بود و حالا که اینترنت وصل شده، کمی دربارهاش خوندم. ظاهراً در پروس قرن 17 و 18، کودکان تا سن 7 سالگی کودک به حساب میاومدند و بعد از اون به عنوان نیروی کار در مشاغل مختلف به کار گرفته میشد. در زمان کلاوزویتس، نظام کادتی وجود داشته (کادت Cadet در لغت به معنای پسر کوچک خانواده هست). بسیاری از خانوادهها (خصوصاً خانوادههای فقیرتر) پسرهای کوچک خودشون رو به مدارس کادت میفرستادند، چون این مدارس تقریباً رایگان بود و به بچهها غذا و جای خواب میداد. در این مدارس بیش از اینکه به درسهای متداول پرداخته بشه، آموزشهای نظامی و جنگی میدادند؛ از آموزشهای تئوریک گرفته تا کار با اسلحه و تیراندازی و اسبسواری... و زمانی که جنگ میشد، از همین نیروها برای جنگ استفاده میکردند، حتی اگر فقط 8 سال داشتند!!
📌 پیوست 2: من این جمله رو عیناً از بیوگرافی کلاوزویتس وام گرفتم، در حالی که الان بررسی کردم دیدم کتاب «هنر جنگ» ماکیاولی چیزی حدود 300 سال پیش از این کتاب نوشته شده. شروع به خوندن این کتاب کردم و با اینکه بسیار قدیمیتر از اثر کلاوزویتس هست، از نظم و دقت فلسفی بیشتری برخورداره و حتی پختهتر و کاملتر از این کتاب نوشته شده. طوری که اگر تاریخ نوشته شدن کتابها رو نمیدونستم، فکر میکردم ماکیاولی 300 سال بعد از کلاوزویتس نوشته! با این حال احتمال دادم چون «هنر جنگ» به زبان ایتالیایی نوشته شده، کلاوزویتس به نسخهٔ ترجمه شدهی اون دسترسی نداشته، اما تا جایی که خوندم، «هنر جنگ» ماکیاولی در مدارس کادت تدریس میشده. در ریویو چند بار به اهمیت تاریخی کتاب اشاره کرده بودم و الان هم تغییرش ندادم، ولی از نظر تاریخی هم باز این کتاب پیشرو نبوده.
📌 پیوست 3: کنجکاو بودم بدونم کلاوزویتس چقدر با فلسفه و فلاسفه آشنایی داشته. چون در این کتاب، فارغ از اینکه روش فلسفی نیست، هیچ ارجاعی، نقل قولی، حتی اشارهای به هیچ یک از فلاسفه دیده نمیشه. تا جایی که متوجه شدم، کلاوزویتس با فردی به نام «یوهان گوتفرید کیزهوتر» آشنایی داشته که از شاگردان کانت بوده و ظاهراً برخی از اصول فلسفهٔ کانت (بیشتر در باب معرفتشناسی) رو یادگرفته. یکی از این نظریهها تفاوت «پدیده» و «شیء فی نفسه» در نگاه کانت هست و کلاوزویتس تلاش کرده این ایده رو در رابطه با جنگ پیادهسازی کنه (البته همچنان معتقدم چون جنگ پدیدهای ملموس هست و کلاوزویتس هم برداشت سطحی داشته، نتیجهگیریها بسیار بدیهی و حتی بدون نیاز به یاری گرفتن از فلسفه بوده). فکر میکنم (و صرفاً فکر میکنم) حتی افرادی که تسلط خوبی به معرفتشناسی کانت دارند، اگر از قبل ندونند کلاوزویتس از کانت ایده گرفته، به چنین نتیجهای نخواهند رسید. ضمن اینکه کانت به «فیلسوف اخلاق» شهرت پیدا کرده، در حالی که کلاوزویتس در بخشی تحت عنوان «نیروهای اخلاقی و تاثیرات آن» فقط و فقط به احساس دشمنی و خصومت میپردازه و در مجموع حتی نیم نگاهی هم به مسائل مرتبط با اخلاق در فلسفه نداشته. همچنین نظر کلاوزویتس درمورد عواطف بشری و تلاش برای جلوگیری از جنگ با تحریک احساسات و عواطف مردم، در این دو خطی که از کتاب نقل میکنم خلاصه میشه. «در امر خطرناکی چون جنگ، اشتباهاتی ناشی از رقت قلب و عواطف بدترین نوع اشتباهات خواهند بود.» به غیر از کانت (با اینکه بسیار جستجو کردم) هیچ اشارهای به اینکه کلاوزویتس آثار فلاسفهی دیگری رو هم مطالعه کرده پیدا نکردم. ظاهراً تمام آشناییش با فلسفه مربوط به بخشی از نظریات کانت میشده.
📌 پیوست 4: یک پاراگراف بلندبالا در متن ریویوم مرتبط با مفهوم «ماهیت» نوشته بودم و به این پرداخته بودم که چرا استفاده از واژهٔ «ماهیت» برای این کتاب اشتباه هست. موکداً اسم کتاب رو بررسی کردم و دیدم اسمش در آلمانی «Vom Kriege» بوده به معنای «دربارهٔ جنگ» هست و در نسخهی انگلیسی به «On the nature of war» ترجمه شده که از اینجا سر و کله کلمهی «ماهیت» پیدا میشه و احتمالاً خانم خسروی هم از نسخهی انگلیسی ترجمه کردند. من ترجمهی انگلیسی کتاب رو هم پیدا کردم و با ترجمهی خانم خسروی مقایسه کردم و دیدم ترجمه بسیار خوب انجام شده، اما به طور کل به ترجمهی انگلیسی که حتی نتونسته از پس معادلسازی صحیح اسم کتاب بربیاد، بدبینم.
📌 پیوست 5: در پایان جنگ (اگر بشه گفت پایان) لیست بلندبالایی از کتابهایی که در این 40 روز خونده بودم رو برای هوش مصنوعی ارسال کردم تا آنالیز کنه و نظرش رو بگه. در این بازه حداقل روزی یک کتاب (ولو داستان کوتاه یا کتاب کودک) خونده بودم و از بین تمام کتابهای این لیست، تنها کتابی که هوش مصنوعی به امتیازم ایراد گرفت، همین بود (2 داده بودم). صراحتاً گفت: «کتاب رو نفهمیدی و اگر میفهمیدی انقدر امتیاز پایین نمیدادی» (خودم اینطوری پرروش کردم!). بعد از کلی جنگ و جدل و کتککاری و بحث کردن سر اینکه کتاب واقعاً حرف مفیدی نداشت (حتی اگر در زمانهی خودش اثرگذار بوده باشه)، باز هم میگفت ارزش تاریخی این کتاب خیلی بیشتر از 2 ستاره هست. خلاصه که نه از دل و نه از جون، یک ستاره امتیازش رو بیشتر دادم.
اصرار عجیبی داشتم، مطالبی که بلافاصله بعد از خوندن کتاب و در همون شرایط قطعی نت جنگ نوشتم، به همون صورت باقی بمونه. برای همین مجبور شدم این تعداد پیوست بزنم. خرداد 405
-Probablemente, sin superar tras ciento ochenta y dos años.-
Género. Ensayo.
Lo que nos cuenta. Análisis teórico sobre la guerra basado en el pensamiento del autor, su experiencia y su tiempo, desde su propio concepto hasta la generalidad de sus planes operativos, pasando por las fuerzas armadas, el combate y la teoría estratégica. Publicado de manera póstuma, menos de un año después del fallecimiento del autor, con sólo el primer libro, de los ocho que lo componen, revisado por Clausewitz y los siguientes en mayor o menor grado de finalización editorial.
¿Quiere saber más de este libro, sin spoilers? Visite:
Very interesting, not only because of the well-known martial art-theory ("war is politics with other means"). Also a great theoretical focus, in the line of the positivist Comte, but clearly much more pragmatic and more cautious. Required reading on historical criticism.
Content interesting, style wooden. Perhaps it's just a poor translation? This book does contain some disturbing echoes; the horrors of war excite repugnance but this is not to get in the way, and moderation in war in absurd. The philanthropist, we are told, believes that war can be fought minimising the losses to both sides, but in war errors that proceed from a spirit of benevolence are the worst.
تا اواخر کتاب معتقد بودم کتاب بدردنخوری هست. شاید چون توی دلم با کتاب هنر نبرد سون تزو یا رساله جنگ وو شی مقایسه اش میکردم که هر دو عملگرا تر بودند. ولی خب اگر کمی چند جانبه تر نگاه کنیم باید دونست که کتاب بیشتر یه کتاب توصیفی هست تا کتاب آموزشی یا دستورالعملی برای جنگ. نویسنده از ابعاد مختلف به جنگ و ماهیت اون و عوامل دخیل و اثر گذار در اون می پردازه و از جهت گستره خیلی جامع هست. شاید جزو معدود کتاب هایی که به احساسات پیرامون جنگ و سیاست و ملی گرایی اشاره کرده ولی زیاد بهشون نپرداخته. نکته ای که اون گستره موضوعات رو به حاصل میکنه چون گرچه کتاب جامع هست ولی کافی نیست. موضوعات زیادی بهشون اشاره میشه بدون اینکه به طور کامل بهشون پرداخته بشه و ضمن اینکه نویسنده بیشتر علاقه به نظریه پردازی داره. توضیفات بدون مثال هست و توضیح عملیاتی هست (بر خلاف هنر جنگ سون تزو و رساله جنگ ووشی).
ضمن اینکه نویسنده از معاصران دوره ناپلئون و وضعیت حاکم بر جوامع اروپایی و شیوه جنگی اون دورانه و نویسنده به غلط تمام شیوه های جنگی در اونچه تا اون زمان دیده و خونده خلاصه میکنه یعنی جنگ های ملت های اروپایی. شاید بشه از این جهت کلاوزویتس رو ملامت نکرد چراکه شخصی که تجربه و دانش چندانی درباره جنگ های گذشته باستان در ملت های دیگر نداره چطور میتونه کتابی بنویسه که برای ملل دیگه در دوران های دیگه کاربرد داشته باشه. اما باید همینجا یادآور شد سون تزو چنین کاری در کتابش کرده و هنر جنگش برای همه ملت ها در همه اعصار و نه فقط نظامی ها، بلکه سیاست مداران، تاجران، معلمان، مدیران و جامعه شناسان مفید واقع شده. در حالی که بسیاری از نظرات کلاوزویتس برای دنیای مدرن منسوخ شده هستند اما روش های سون تزو کاربردی و هنوزم دارای اعتبارن.
در کل کتابی نبود که ازش راضی باشم و به کسی توصیه اش کنم. گرچه نویسنده یه جاهایی موضوعات خوبی رو به بحث گذشاته ولی پراکنده گویی و کلی گویش باعث شده از همون مطالب هم نشه دانش یا نکته ارزشمندی استخراج شه. دستکم نه چیزی که برای من تازگی داشته باشه یا مفید باشه. هر چند کتاب مطالقا از موضاعات جالب خالی نبود. مقایسه جنگ به عنوان هنر و جنگ به عنوان علم، اخلاق و فشارهای روانی در جنگ و جنگ به مثابه ابزار سیاستمداران نکات جالب و برجسته ای بودن که شایان توجه هستند. این جمله شاید برجسته ترین جمله کتابه که با خودم به یادگار میبرم:
um pequeno texto, complementar ao seu livro seminal, Da Guerra, realiza uma série estruturada de pensamentos sobre a guerra,a sua definição, os seus objetivos e a sua condução.
Um texto muito estruturado e rico em pensamento que mostra ter sido produzido num quadro de pensamento germanófilo. É também interessante pela forma como articula os conceitos à luz das suas posições.
O texto é ainda mais relevante, num contexto de guerra com o qual somos confrontados. O seu autor apresenta alguns das suas posições mais conhecidas e as fundamenta: - a guerra é uma mera continuação da política por outros meios, - a teoria deve ser da natureza da observação e não da doutrina, - existe uma dificuldade em separar a percepção do julgamento (este último, que o define como a arte da guerra), -a guerra faz parte do relacionamento entre elementos da raça humana.
Também por isso, constitui um texto relevante para decisores, políticos e até para gestores, pois constitui um excelente texto sobre estratégia.
This book is an overview of the theory or even philosophy of war. It differs from Sun Tzu in that it doesn't go for idealistic claims. Some of its principles I would argue are useful. Clausewitz argues that war is a matter of means towards an end, that understanding should be through observation and analysis, rather than through intuition and that the morale component is critical for victory.
I think his most famous statement "war is a continuation of politics by other means". The setout of this essay is easily understood. Subjects are broken down into subsections that are easily read and understood.
ترجمه نوشته های قدیمی و قابل فهم نمودن آن برای خواننده امروزی کار سخت و دشواری است. ترجمه متن قدیمی در باب یک مساله تخصصی مانند جنگ نیاز به مترجمی دارد که به اصول رزم و جنگ و سیاست آشنا باشد و حتی بتواند با ارائه پانوشت و توضیحات خواننده را راهنمایی کند. امیدوارم مترجم محترم در ترجمه دیگر آثار به این نیاز خواننده توجه کند و برای ترجمه چنین آثاری از مشاوره افسران نظامی تحصیل کرده و آشنا به تاریخ نظامی استفاده کند. همچنین ناشر ایرانی در پشت جلد عکس نیکولو ماکیاولی را به اشتباه به جای کلاوس ویتز چاپ نموده است
Offers a fairly high level overview into what war was 200 years ago rather than posing as any manual of tactics, which as he points out, would have to be a much longer book and which could only draw on the then recent past. As he doesn't say, such a book would now be largely outdated, whereas this is still readable and relevant.
Sun Tzu's "The Art of War" for the West - except it's nowhere near as poetic, clever or as universally philosophical as it seems to try (or want) to be. It's very short-sighted in comparison and practically irrelevant now.
A dull abridgment, mostly words with little substance. The occasional meaningful quip is made, but for the most part I feel that little good came from the read.
1) ''War is nothing but a duel on an extensive scale. If we would conceive as a unit the countless number of duels which make up a War, we shall do so best by supposing to ourselves two wrestlers. Each strives by physical force to compel the other to submit to his will: each endeavours to throw his adversary, and thus render him incapable of further resistance. War therefore is an act of violence intended to compel our opponent to fulfil our will.''
2) ''But War is no pastime; no mere passion for venturing and winning; no work of a free enthusiasm: it is a serious means for a serious object. All that appearance which it wears from the varying hues of fortune, all that it assimilates into itself of the oscillations of passion, of courage, of imagination, of enthusiasm, are only particular properties of this means.''
3) ''Therefore it is easier to determine, by theoretical rules, the order and conduct of a battle, than the use to be made of the battle itself. Yonder physical weapons clash with each other, and although mind is not wanting therein, matter must have its rights.''
4) ''We say therefore War belongs not to the province of Arts and Sciences, but to the province of social life. It is a conflict of great interests which is settled by bloodshed, and only in that is it different from others. It would be better, instead of comparing it with any Art, to liken it to a business competition, which is also a conflict of human interests and activities; and it is still more like State policy, which again, on its part, may be looked upon as a kind of business competition on a great scale. Besides, State policy is the womb in which War is developed, in which its outlines lie hidden in a rudimentary state, like the qualities of living creatures in their germs.''