کتابی که پیش رو دارید، یکی از زندگینامههای دقیق دربارهی ولفگانگ آمادئوس موتسارت است و بر مبنای نامههایی نوشته و تنظیم شده که از دوران زندگی کوتاه، اما کامل این آهنگساز بزرگ و الهامبخش برجای مانده است؛ نامههایی به قلم خود موتسارت، نزدیکان و منسوبانش، و بزرگان و هنرمندان آن دوران، نظیر گوته، هایدن، یوهان آندرهآس شاختنر و بارون فون گریم. این زندگینامه علاوه بر وصف شور و نبوغ آهنگسازی موتسارت، با نیمنگاهی به احساسات و تفکرات او و کارهای ساده و روزمرهاش، تقریبا موفق شده تصویر درستی از شخصیت سرکش و زنده و شوریده، اما دلشکستهی هنرمندی به دست دهد که جهان و هارمونی هستی را درک کرده بود و دوست داشت آزاد و عاشق و بیدغدغه زندگی کند. اکنون با نگاه به زندگی موتسارت پس از حدود دویست و سی سال که از مرگش میگذرد، برایمان روشن میشود که چقدر هر تک گام این هنرمند در زندگی، برگرفته از دریافت پرشور قلب او از طبیعت بوده است. او در هر تلاش خود، آن نابترین شادی را مییافت و آن شور و شوریدگی را که از درونش میجوشید، به موسیقی خود انتقال میداد