کتاب اوکیی بود.
داستان درباره ی یه خواننده به نام مسعود خطیبه. شیوه ی بیان این داستان به این صورته که افراد و اشیائی که با مسعود خطیب در ارتباط بودن خاطراتشون رو درباره ی مسعود توضیح میدن و این توضیحات کم کم پازل زندگی مسعود رو برای ما کامل میکنه.
با نحوه ی روایت داستان مشکلی ندارم. با اینکه بعد از ۵۰ ۶۰ صفه یه کم تکراری میشه، اما در کل شیوه ی جالبیه.
چیزی که توی این کتاب اذیتم میکرد این بود که مسعود به طرز خیلی خیالی ای دوست داشتنی و بدبخت بود. به نحو غریبی همه از مسعود خاطره ی خوب داشتن. حتی یه نفرم ازش گله نداشت. علاوه بر اون انقد بدبختیاش زیاد بودن که دیگه کم کم ماجرا خیلی غیر قابل باور جلوه میکرد. دیگه نمیتونستی مسعود رو دوست داشته باشی . انگار که بیش از حد مصنوعی میشه واست.