چكيده: در اين داستان كه در دو جلد به چاپ رسيده است، نشانههاى جادوگرى «ولدمورت» در آسمان آشكار ميگردد. اين امر سبب وحشت جامعه جادوگرها ميشود. پس از آن، در سال تحصيلى جديد قرار ميشود مسابقه قهرمانى سه جادوگر، از سه مدرسه جادوگرى در مدرسه «هاگوارتز» كه هرى پاتر دانش آموز آنجاست برگزار شود. نحوه انتخاب شركت كنندگان در مسابقه به اين صورت است كه عدهاى داوطلب شركت در مسابقه ميشوند و «جام آتش» همچون داورى بيطرف، سه دانش آموز را انتخاب ميكند تا با هم رقابت كنند. لرد ولدمورت كه سالها در پى انتقام گرفتن از «هري پاتر» بوده از اين فرصت استفاده ميكند و به كمک يكى از سرسپردگانش، نام هرى پاتر را در جام آتش مي اندازد و او را وارد مراحل دشوار و خطرناك مسابقه «سه جادوگر» مينمايد؛ اما ...
See also: Robert Galbraith Although she writes under the pen name J.K. Rowling, pronounced like rolling, her name when her first Harry Potter book was published was simply Joanne Rowling. Anticipating that the target audience of young boys might not want to read a book written by a woman, her publishers demanded that she use two initials, rather than her full name. As she had no middle name, she chose K as the second initial of her pen name, from her paternal grandmother Kathleen Ada Bulgen Rowling. She calls herself Jo and has said, "No one ever called me 'Joanne' when I was young, unless they were angry." Following her marriage, she has sometimes used the name Joanne Murray when conducting personal business. During the Leveson Inquiry she gave evidence under the name of Joanne Kathleen Rowling. In a 2012 interview, Rowling noted that she no longer cared that people pronounced her name incorrectly.
Rowling was born to Peter James Rowling, a Rolls-Royce aircraft engineer, and Anne Rowling (née Volant), on 31 July 1965 in Yate, Gloucestershire, England, 10 miles (16 km) northeast of Bristol. Her mother Anne was half-French and half-Scottish. Her parents first met on a train departing from King's Cross Station bound for Arbroath in 1964. They married on 14 March 1965. Her mother's maternal grandfather, Dugald Campbell, was born in Lamlash on the Isle of Arran. Her mother's paternal grandfather, Louis Volant, was awarded the Croix de Guerre for exceptional bravery in defending the village of Courcelles-le-Comte during the First World War.
Rowling's sister Dianne was born at their home when Rowling was 23 months old. The family moved to the nearby village Winterbourne when Rowling was four. She attended St Michael's Primary School, a school founded by abolitionist William Wilberforce and education reformer Hannah More. Her headmaster at St Michael's, Alfred Dunn, has been suggested as the inspiration for the Harry Potter headmaster Albus Dumbledore.
As a child, Rowling often wrote fantasy stories, which she would usually then read to her sister. She recalls that: "I can still remember me telling her a story in which she fell down a rabbit hole and was fed strawberries by the rabbit family inside it. Certainly the first story I ever wrote down (when I was five or six) was about a rabbit called Rabbit. He got the measles and was visited by his friends, including a giant bee called Miss Bee." At the age of nine, Rowling moved to Church Cottage in the Gloucestershire village of Tutshill, close to Chepstow, Wales. When she was a young teenager, her great aunt, who Rowling said "taught classics and approved of a thirst for knowledge, even of a questionable kind," gave her a very old copy of Jessica Mitford's autobiography, Hons and Rebels. Mitford became Rowling's heroine, and Rowling subsequently read all of her books.
Rowling has said of her teenage years, in an interview with The New Yorker, "I wasn’t particularly happy. I think it’s a dreadful time of life." She had a difficult homelife; her mother was ill and she had a difficult relationship with her father (she is no longer on speaking terms with him). She attended secondary school at Wyedean School and College, where her mother had worked as a technician in the science department. Rowling said of her adolescence, "Hermione [a bookish, know-it-all Harry Potter character] is loosely based on me. She's a caricature of me when I was eleven, which I'm not particularly proud of." Steve Eddy, who taught Rowling English when she first arrived, remembers her as "not exceptional" but "one of a group of girls who were bright, and quite good at English." Sean Harris, her best friend in the Upper Sixth owned a turquoise Ford Anglia, which she says inspired the one in her books.
به نظرم از بین این 4 کتاب از مجموعه هری پاتر خوندم(فعلا تا جام آتش خوندم) یکی حفره اسرار و یکی هم جلد دوم جام آتش از سنگ جادو و زندانی آزکابان برام جذابتر بود! البته جذابیت در این کتاب که ولدومورت بازگشت و هری رو با حیله مرگخوار ها مدتی به چنگ آورد برام خیلی جذاب بود.
این کتاب نقطه عطف داستان هری پاتره. جایی که بالاخره یه تغییر بزرگ اتفاق میفته و مسیر زندگی دانش آموزان هاگوارتز رو منحرف میکنه. اما باید صبور باشید، چون نیمه اول هری پاتر و جام آتش یعنی جلد اول یکم زیادی طولانی شده. داستان از این قراره: مسابقات جادوگری بین سه مدرسه بزرگ، بعد از ۱۰۰ سال، در هاگوارتز برگزار میشه. از هر مدرسه یک نفر، نمایندهٔ حضور از طرف مدرسهٔ خودش میشه و برنده، جام سه جادوگر رو دریافت میکنه. برای شرکت در این مسابقه باید بالای ۱۷ سال بود چون مراحل سخت و خطرناکی رو پشت سر خواهند گذاشت و به دانش و مهارت بالایی نیاز داره. از طرفی جام آتش که اسامی در اون انداخته میشه هم به این محدودیت پایبنده؛ پس هری، رون و هرمیون از شرکت در این مسابقه محروم میشن. با اینحال میبینیم که به جای سه نماینده، اسم چهار نماینده از جام آتش بیرون میاد، هاگوارتز دو نماینده داره و یکی از اونا هری پاتر هست.
یکی از نکات جالب این جلد، جن های خانگی بود. توی فیلم کلا بهشون نپرداخته بودن، چون از موضوع اصلی یعنی مسابقه دوره. اما از اون دست موضوعات فرعی بود که برای من، مثل هرمیون، مهم و قابل توجه بود. به نظر من جی کی رولینگ سعی داشت نشون بده چنین چیزی رو در جوامع خودمون هم میتونیم مشاهده کنیم، فقط افراد کمی قادر به دیدن و درکش هستن و حتی خود افراد ظلم دیده هم شاید به درستی درکش نکنن. این برام واقعا جالب بود که در قالب داستانی برای رده سنی نوجوان، چنین مسئله مهمی رو جا داده و بهش پرداخته بود. ممنون خانم رولینگ.
من چون کتاب صوتی رو معمولا حین انجام کارهای روزمره گوش دادم، برام لذتبخش بود. با اینکه طولانی شده بود ولی دوستش داشتم. بنظرم هری پاتر و محفل ققنوس بهتر تونسته طولانی شدن ابتدای داستان رو بپوشونه. توی جام آتش، یکم پراکندگی وجود داره و از موضوع اصلی فاصله میگیریم و این اذیت میکنه، مثلا مسابقه کوییدیچ یا حضورشون در خانه خانواده ویزلی در آغاز کتاب واقعا طولانی بود. با این حال من روزمرگیهاشون رو دوست دارم. شبیه به زندگی واقعی خودمه، مخصوصا مسائل درسیشون و به خاطر همین ارتباط خوبی میگیرم.
هری پاتر مثل نوشدارویی برای روزهای شلوغ و ذهن های خسته هست، برای من اینطوره. پس پیشنهادیه :)
❌ خطر اسپویل ❌ ترس ، هیجان ، دلهره و اضطراب 😰 همه ی اینا توی این کتاب وجود داشت . تا اینجا توی هیچ صحنه ای توی کتاب ها نترسیدم ولی واقعا توی این فصل ترسیدم 😖 خیلی ناراحت شدم که دیگه قدرت مادر هری روی ولدمورت تاثیر نمی ذاره 🙁
I looove revisiting Harry Potter, and Stephen Fry's narration is on point! The voice he uses, for Hagrid specially, is identical to Robbie Coltraine's. And this being my favorite Harry Potter book, just made me feel like a child again.
خوانش اول به تاریخ دوشنبه بیست و پنجم و تیرماه هزار و چهارصد و سه. جلد دوم هری پاتر و جام آتش امروز تموم شد من توی فیلمها هم جام آتش رو خیلی دوست داشتم. رابطهی عاطفی که بین شخصیتها شکل میدن و حسادتهای رون به کرام و بغض هرماینی نسبت به رون... با خوندن کتاب باید بگم فیلم خیلی ناقصه یه سری جاها واقعا برای آدم سوال پیش میاد که چرا یهو اینجوری شد؟ بارتی چجوری اومد هاگوارتز؟ یا با وجود بارتی چرا کسی تو محفل ققنوس حرف دامبلدور رو قبول نمیکنه؟ که توی کتاب به همهی سوالات پاسخ داده میشه. و دیگه ابهامی باقی نمیونه... راضیام از اینکه دارم هریپاتر رو تو این روزها میخونم...
قسمت دوم چهارمین جلد از مجموعه کتاب های هری پاتر که در دوران کودکی و نوجوانی مطالعه می کردم و جزو اولین کتب مطالعه شده ام هست... در این قسمت مسابقه ای نفس گیر که هر چند سال یکبار بین مدارس برگزار میشد و کسی به صورت عجیب و غیر قانونی نام هری پاتر را در میان شرکت کنندگان انداخته بود...
پ.ن: البته گفتنی هست به خاطر اثرات سویی که در دوران نوجوانی برام باقی گذاشت و مرا به ماورا برد و از زندگی واقعی فاصله گرفتم به هیچ نوجوانی توصیه مطالعه نمی کنم.
I don't really know what to say. I just can't believe... Even though I knew that Sirius was gonna die, I can't believe his death easily. I'm shocked! Exactly as Harry was by getting aware of the truth and Sirius being dead... my mind is kinda locked but there's one thing I gotta say: Mrs. Rowling, you're awesome!!!
مسائل اجتماعی، اخلاقی و حتی سیاسی منطبق با مسائل هر روزهی زندگی ما در این کتاب به زیبایی بیان شده است. این کتاب درسهای اخلاقی قشنگی را به خواننده یادآوری میکند و زیباترین آن «پایبندی به اصول اخلاقی» است. نوشتههای خانم رولینگ به معنای واقعی آدم را سحر و جادو میکند و خواننده را وادار میکند کتاب را یک نفس تا آخر بخواند.
دیشب یا بهتر بگم بامداد امروز کتاب صوتی را تمام کردم. یک تابستان و چند روز از پاییزم را خرج شنیدنش کردم. غرق شدن در دنیای جادویی هری پاتر همیشه پناهگاهی بوده برایم. این بار هم. قدح اندیشه، آنچه همیشه آرزویش را داشتم... موسیقی استفاده شده در کتاب صوتی به نظر من بسیار عالی و زیبا بود. از موسیقی و اجرای بینظیر آرمان سلطانزاده بسیار لذت بردم. از روزهای پر امید کورس کلیه... مهرماه ۱۴۰۰.
یکی از بهترین رمان های فانتزی و البته جز اولین رمان هایی که من رو به سمت کتاب خوندن سوق داد اینجا بود که متوجه شدم ساخت فیلم از روی رمان خیلی سخت بشه که خوب از آب در بیاد
جام آتش همیشه باعث میشه دلم بگیره حس اون لحظه رو میده که میفهمی دیگه بزرگ شدی و زندگی اونقدرم قشنگ و آسون نیست که فکر میکردی،حتی اگه یه پسر یتیم با سرپرستای عوضی باشی...
One morning, Harry Potter wakes up because his scar is hurting. He's just woken from a vivid dream about Lord Voldemort. In it, Lord Voldemort performs a deadly curse on a Muggle. But the dream can't be true, can it? Also, why is Harry's scar hurting? When Harry arrives at Hogwarts, he learns that the Triwizard Tournament will be held at Hogwarts. In the tournament, the three main European schools, Durmstrang, Beaxbaton, and Hogwarts each choose a champion to complete three challenging tasks. The contest hasn't been held for years due to its high danger level, but this time, Dumbledore assures the students that no one will get badly hurt. Only seventh-year students will be allowed to compete in the Triwizard Tournament, so Harry doesn't put his name into the Goblet of Fire, which will choose the champion from each school. But when the day comes to reveal the champions, the goblet chooses him and Cedric Diggory to represent Hogwarts in the Triwizard Tournament. Harry didn't put his name in, so someone older must have put it for him. But who? Will Harry be able to compete against students who are older than him? Or will he look like a fool in front of the others? I liked this book because it was really funny. I recommend it for people who enjoy reading fantasy novels.
هری پاتر و جام آتش واقعاً از جلدای قبلی برام جذابتر بود! فضای جادوییش، تلاشی که هری میکنه و احساسی که برای کمک به دیگران داره… همه چیزش فوقالعادهست. اون فینال قبرستانی و اتفاقاتی که تا آخر برملا میشن، واقعاً غیرقابل فراموشه. حس هری، شادی و هیجانش و حتی غمی که در لحظات حساس تجربه میکنه، کتابو خیلی واقعی و نفسگیر کرده. واقعاً وقتی میخونی، حس میکنی خودت هم توی ماجرا هستی، نه فقط یه تماشاچی
فیلم جام آتش در مقایسه با کتابش واقعاً نصفِ اون عظمت و جزئیات رو از دست داده 😩
کتاب اونقدر عمیق و پرجزئیاته از حس درونی هری، اضطرابش، تا رابطهاش با سدریک، کل فضای هاگوارتز، و مخصوصاً اون فینال قبرستانی که فیلم در مقایسه باهاش مثل خلاصهنویسی سریع یه رویاست.
جام آتش جایی است که رولینگ دیگر به ما رحم نمیکند.
اینجا دیگه خبری از «خیر در برابر شر» کودکانه نیست؛ شر برمیگردد، نه با جادو، بلکه با سیاست، دروغ و مرگِ بیمعنی.
سدریک دیگوری نمیمیرد چون «بد» بود؛ او میمیرد چون «اضافی» بود. یک انسان کاملاً معمولی، با آیندهای کاملاً معمولی، که فقط در جای اشتباه بود. این وحشتناکترین نوع مرگ در کل سری است: مرگِ بیدلیل، مرگِ تصادفی، مرگِ واقعی.
و هری که مجبور میشود جنازهی همکلاسیش رو با خودش برگردونه… اون لحظه دیگه هیچ پیشگوییای، هیچ «برگزیده بودن»ی، هیچ جادویی نمیتونه نجاتش بده. او فقط یک پسر ۱۴ ساله است که باید با چشمهای خودش ببینه دنیا چقدر بیرحم و بیمعناست.
جام آتش به ما نمیگوید «شجاع باش». به ما میگوید: شجاعت بیفایده است. حقیقت بیفایده است. حتی عشق هم گاهی کافی نیست. ولی با این همه، باید ادامه بدهی.
«ولدمورت برگشت» فقط بازگشت یک جادوگر سیاه نیست؛ بازگشتِ مرگ است. بازگشتِ پوچی است. بازگشتِ این واقعیتِ لعنتی که هیچکس، هیچوقت، واقعاً در امان نیست.
جام آتش، قصهی بزرگ شدن با زورِ مرگ است.
This entire review has been hidden because of spoilers.
و تِماااممممم عاقا نمیخوام به این زودی تموم شه🥲💔این جلدو به شدتتت به شدتتت دوست داشتم..حتی بیشتر از فیلمش🙂❤️فضای اخرش به شدت دارک بود..و چقدر قشنگ حال بد هری رو بیان کرده بود..چقدر قابل درک و لمس بود..🙂💔حتی وقتی توصیفش نمیکرد با یه اشاره یا با یه حرف توی دیالوگای هری، میفهمیدی حالشو🚶🏼♀ و مرگ سدریک تلخ بود..خیلی تلخ بود🚶🏼♀🖤 لحظات شاد و هیجانی زیادی هم داشت و جام جهانی کوییدیچ گاااادددددد.. زندگی قشنگی بود🙂❤️ و میدونم قراره دارک تر هم بشه(= ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
This entire review has been hidden because of spoilers.
کتاب هری پاتر و جام اتش ۲ از خانم جی کی رولینگ ترجمه ویدا اسلامیه ، این کتاب که ادامه کتاب جام آتش ۱ است همتا کتابی پر شر و شور و با استرس است که نمیدانید برای هیاهوی ایجاد شده در کتاب از چه واژه ای استفاده کنید ، باید از خانم رولینگ برای صنع این کتاب ..... هنگام خواندن کتاب ما در ذهن هری میرویم و داستانی را شروع میکنیم ، مانند زندگی هری