Jump to ratings and reviews
Rate this book

بد خوب

Rate this book
رقابت میان دو شرکت واردکننده تجهیزات پزشکی، کار را به جایی می کشاند که شرکت قدیمی و اسم و رسم دار مدیکاب برای از دور خارج کردن رقیب، نفوذی اش را با هویت جعلی نگار ادیب فر روانه شرکت تازه نفس اما بسیار موفق پژوهان می کند. روئسای شرکت پژوهان، به فساد مالی و اخلاقی معروفند و نگار ادیب فر، برای به دست آوردن اطلاعات سری، راهی ندارد جز برخوردن با مردهایی که طبق پیش بینی هایش عمل نمی کنند

830 pages, Paperback

Published January 1, 2020

4 people are currently reading
46 people want to read

About the author

شقایق لامعی

9 books14 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
18 (31%)
4 stars
21 (36%)
3 stars
11 (19%)
2 stars
6 (10%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for shamim.
187 reviews130 followers
April 11, 2022
«قرار نبود خوب باشه؛ قرار بود تو این قصه همه بد باشن، قرار نبود کسی به کسی رحم کنه؛ قرار بود همه به فکر خودشون و آینده شون باشن اما اون زد زیر همه چیز؛ یه شبه زد زیر همه چیز و دیگه بد نبود و همین، بزرگ ترین ضربه ای بود که من خوردم و بعدش تمام معادلاتم بهم ریخت»
بدخوب داستان یک جاسوسی‌ست. شرکت واردکننده ی تجهیزات پزشکی به نام مدیکاب برای از بین بردن شرکت پژوهان،رقیب خود، دست به عملی نامتعارف می زند؛ آنها یکی از افراد خود را با هویت جعلی روانه ی شرکت رقیب می کنند تا با جمع کردن مدارک بتوانند آنها را زمین بزنند...
درست از لحظه ای که تصمیم به خواندن کتاب دارید خودتان را آماده کنید برای رویارویی با ماجراجویی غیرقابل پیش بینی. از لحظه ای که داستان شروع می شود تا اواسط داستان مخاطب با تعلیقی مناسب داستان را همراهی می کند اما درست از نصف کتاب به بعد داستان طوری اوج میگیرد که نمی توانید لحظه ای کتاب را رها کنید.
نقطه قوت کتاب قطعا سوژه متفاوت و جذاب آن است. اما نباید از قلم نویسنده و تفکری که پشت نوشتن این سوژه است گذشت. چرا که سوژه ی بکر و متفاوت نیازمند پرداخت مناسب و تفکری‌ست که باید پشت تک به تک اتفاقات باشد.
توی این کتاب انتظار کلیشه نداشته باشید چون تمام اتفاقات درست برخلاف پیش بینی هایی که کردید پیش می رود.
شخصیت های داستان کاملا متناسب با سنشان رفتار و صحبت می کنند. به کار بردن بعضی از الفاظ و کلماتی که مختص نسل جوان است همذات پنداری و ملموس بودن شخصیت ها را به مقدار قابل توجهی افزایش داده که بالطبع مبحث دندان گیری هم برای ارشاد به ارمغان آورده است.
سانسور کتاب به فهم داستان لطمه ای نزده اما به جذابیت داستان چرا؛ چرا که اگر دست نویسنده برای برخی مسائل باز بود به مراتب صحنه ها و اتفاقات خواندنی تری را شاهد بودیم و حتی شخصیت پردازی هایی که اگر در قید و بند سانسور نبودند بهتر می توانستند به ثمر بنشینند.
عاشقانه های داستان کم، اما به اندازه و به جاست؛ شما حتی اگر با دیدی عاشقانه سمت این کتاب بروید تمام فکرتان معطوف به سوژه می شود و تنها چیزی که میخواهید خواندن و پیش رفتن، و فهمیدن ماجرای اصلی داستان است طوری که بقیه موارد به حاشیه می روند.
و اما تنها قسمتی که از نظر من شاید کمی نیاز به پرداخت بیشتر داشت پایان ماجرای رقابت دو شرکت بود. هر چند که نقطه ابهامی برای مخاطب باقی نمیماند اما به شخصه دوست داشتم کمی شفاف تر توضیح داده و پرونده ی ماجرا بسته شود.
اگر حس می کنید این اواخر هیجان زندگیتان کم شده وطالب آدرنالین و استرس هستید این کتاب را بخوانید تا شما را با خود در ماجراجویی جذاب،هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی همراه کند.
Profile Image for Golbarg.
4 reviews6 followers
March 25, 2021
"بدتر از برآورده نشدنِ آرزوها،  اینه که وقتی برآورده شن که تو دیگه مطمئن نیستی تبدیل شدنشون به واقعیت تو رو خوشحال می‌کنه یا نه. بدتر از آرزوهایی که برآورده نمی‌شن ، آرزوهایی هستن که بد‌موقع برآورده می‌شن. الان من به آرزوم رسیدم ، اما مطمئن نیستم این دقیقا همون چیزیه که می‌خواستم یا نه."

"بدِخوب" داستان جاسوسی با هویت جعلی را روایت می‌کند که از طرف شرکت مدیکاب ماموریت پیدا کرده است تا اطلاعات مهمی از شرکت برادران پژوهان برای نابودیشان پیدا کند و این آغازی برای رقم خوردن داستانی جذاب است.

کتاب از همان ابتدا با تعلیق و جذابیت فراوانی آغاز می‌شود و نویسنده در ادامه ثابت می‌کند که توانایی قلم زدن داستانی معمایی با جذابیت بالا را دارد و براحتی مخاطب را با خود همراه می‌کند.
یقینا شخصیت پردازی این کار نقطه عطف داستان است. شخصیت‌هایی خاص در کنار سوژه‌ای جذاب قطعاً نتیجه‌ی بی‌نظیری خواهد داشت و "شقایق لامعی" به خوبی توانسته این کتاب را به رشته تحریر درآورد و آن را در ذهن خواننده حک کند.
شاید در ذهن اکثر خواننده‌های این کتاب شخصیت هومن جایگاه ویژه‌تری داشته باشد ولی برای من آذین فرد پررنگ داستان است. دختری که تلاش می‌کند و می‌جنگد، حتی گاهی به غلط اما دست از تلاش برنمی‌دارد.
هر زمان که چشمم به این کتاب بیفتد بدون شک تنها چیزی که در ابتدا به خاطر خواهم آورد این است که هرکس تنها خودش قهرمان زندگی‌اش است. خود فرد باید تصمیم بگیرد که چه جایگاهی داشته باشد‌ و باید برای آن تلاش کرد اما انسانیت را فراموش نکند و بداند برای برخی از تجربیات باید تاوان گزافی داد.
با توجه به تم معمایی_هیجانی و عاشقانه‌ای که کتاب دارد انتخاب آن برای جوان‌تر ها می‌تواند جذابیت دو چندانی داشته باشد.
Profile Image for Bahar.
1 review1 follower
March 6, 2021
#نقد‌کتاب‌بدخوب‌با‌بهار
#نقد_با_بهار

نام کتاب: بدخوب
نویسنده :شقایق لامعی
انتشارات: یوپا

❤️در نهایتِ بعد از خواندنِ این کتاب، چیزی که واضح و مشخصه، تفاوتِ فاحش شیوه‌ی نگارش این کتاب با کتاب‌هاییه که این مدت به وفور در حال چاپ و بررسی هستن! شقایق لامعی رو می‌شه نویسنده‌ای سوژه‌پردازِ شخصیت‌محور دونست که انتقالِ حس و فضای داستان‌هاش، برعهده‌‌ی کارکترهای مرکزی و فرعی‌اش هست؛ در نتیجه فضاسازی در اولویت دومِ پردازشش قرار می‌گیره. ریتم و سبک داستان، نه کند و کسل‌کننده، نه تند و شتاب‌زده است. شروعی جذاب و پرکشش داره که با شخصیت‌گردانی(استفاده از زبان بدن+میمیک صورت و جسم) مکمل شده! پس برای شروع امتیاز بالایی می‌گیره. در ادامه وقتی که داستان وارد فازهای بعدی می‌شه و شناخت کرکترها به حد کافی می‌رسه، اَکت‌ها و ری‌اَکت‌های منطبق با روحیاتِ شخصیت‌ها شروع می‌شه. و تبعاً نویسنده، مخاطب رو وارد گاردِ آنالیز می‌کنه تا سریعاً شخصیت‌ها رو بررسی کنه و سفیدی و سیاهی، خوبی و بدی و حتی خروجیِ رفتارهای اون‌ها رو پیش‌بینی کنه! اما اين‌جا نويسنده با زیرکیِ تمام، کرکترها رو در بُعد خاکستریِ رفتاری قرار می‌ده تا قضاوت و پیش‌داوریِ اون‌ها به حداقل میزان ممکن برسه! بنابراین هيچ‌کس به طور مطلق، بد یا خوب یا حتی سفید و سیاه نشان داده نمی‌شه. نقطه‌ی قوت داستان، شخصیت‌پردازیِ اصولیِ کرکتر دختر رمان است که در ۲ بُعد مجزا و متفاوت(آذین و نگار) بررسی می‌شود. آن‌چنان که در نیمه‌ی داستان، کمی شخصیت‌ها دچار تلفیق و ادغامِ درونی می‌شوند تا درکِ سردرگمی و پاسکاریِ آذین بین دو نقشش، خوب به مخاطب منتقل شود. ریسک‌پذیری و انعطافِ آذین در برخورد با سختی و حصارِ آدم‌های اطرافش، مورد تحسین است و به عنوان دختری مقاوم و بلندپرواز کاملاً درک می‌شود. در مقابل آذین، خلق شخصیت هومن، به عنوان لیدر یک کمپانیِ موفق، بسیار دقیق و رئال بود و شخصیتش به هیچ عنوان تزلزلی نداشت. شتاب‌زده و بی‌تمرکز نبود و نویسنده همه چیز را پلان‌بندی شده، وارد لایه‌های بعدی داستان می‌کرد. یکی از نقاط عطف داستان که به نظر من باید ذکر می‌شد، تزریق یک اضطراب گنگ حینِ نقش‌بازی کردنِ آذین، نمودِ هوشش و معماهای غیرقابل پیش‌بینیِ شرکت پژوهان، نبوغِ هومن و تیمش، استفاده از تکنیکِ «رسیدن به هدف به هر قیمتی» در آذین و جنگِ درونی‌اش با نگارِ بیرونی بود که در خطِ روایی داستان، یک حالت کشش و تعلیقِ قوی ایجاد می‌کرد. تکه‌های پازل معماهای داستان، قابل حدس نبودند و همین جذابیت‌شان را برای کشف حقیقت دوچندان می‌کرد. نیمه‌ی پایانیِ داستان، ملودرامی خفیف ایجاد کرده بود و لطافت داستان نسبت به ابتدای آن، بیشتر... و همین امر موجب فروکش‌شدن دلهره‌ها و استرس‌های اولیه می‌شد و آرامش، به عنوان حسِ غالبِ رمان، مخاطب را آرام می‌کرد. شخصیت آرمان، به عنوان مرز محتاط و جانب‌گرای داستان، بسیار دوست‌داشتنی و مورد توجه من بود. باربد و زبان طنازش، بُعد شادی و طنز داستان را نگه می‌داشت که البته پردازشش، نه خیلی اغراق‌آمیز و نه خیلی بی‌حس بود. 😊😍در نهایت، رمان از دسته‌ی رمان‌های قوی و پرمحتوا بود که تا صفحات آخر، مخاطب را پای داستان نگه می‌داشت. با آرزوی موفقیت‌های روزافزون برای شقایق لامعی عزیز❤️👌
Profile Image for Pardisnikkam.
93 reviews9 followers
March 15, 2021
دوستش نداشتم
اقتباس که چه عرض کنم
کپی مختصری از فصل اول سریال پیکی بلایندرز بود با تغییراتی که رمان رو از بی بند و باری های غربی فیلم به شکل و شمایل اسلامی در آورده بود😂😂😂
تامی شلبی هومن شده بود، جان شده بود باربد و آرتور همیشه خنگ هم بهروز داستان بود. آیدا مودب شده بود و شوهر کرد. انصافا جای خاله پالی خالی بود 🤣🤣🤣
از دزد بار و مشروب بین پلیس و مافیا هم به دوتا شرکت تجهیزات پزشکی شیفت داده بود.
گریس عزیز هم در رمان خیلی شسته رفته شده بود آذین زمانی چالشی رمان
انصافا تعریف های زیاد از این رمان رو درک نمیکنم
حس میکنم بهم توهین شده بعد خوندن این کتاب، کسایی که سریال رو دیدن میدونن من چی میگم!
چه بسا که نویسنده خیلی واضح در رمان اشاره به سریال پیکی بلایندرز و علاقه کارکتر هم اشاره میکنه و اوضاع رو غیر قابل تحمل تر کرد واسم چرا که با آگاهی کامل کپی کرده!
تاسف بر انگیزه واقعا...
لطفا .... لطفا.... لطفا
فیلم میبینید رمان ننویسید!
با تشکر...💜🤣
Profile Image for Aylin Hnb.
21 reviews2 followers
April 20, 2022
کتاب خیلی قشنگ و پرهیجانی بود طوری که اصلا دلم نمیخواست ثانیه ای کتاب رو زمین بزارم و واقعا تلعیق کار بالا بود.فقط کاش یکم بیشتر ادامه پیدا میکرد دوست داشتم بیشتر از هومن و آذین بخونم.
درکل خیلی دوستش داشتم😍😍
Profile Image for Hamide meraj.
208 reviews149 followers
November 1, 2020
از نویسندگان خوب ادبیات عامه پسند که میدونه چی باید بنویسد تا لذت خواندن یک قصه جذاب رو به مخاطب بده.
من کتاب رو از کانال خودشون و به صورت انلاین خواندم و برای اون دسته از کسانی که میخوان با ادبیات عامه پسند امروز ایران آش��ا بشن توصیه میکنم
چهار ستاره رو هم تو همین حوزه به این کتاب میدم
Profile Image for Sogol.
9 reviews9 followers
April 21, 2021
instagram: sogol.book
شقایق لامعی چهارمین روایت داستانی‌اش را با سوژه‌ای نه‌چندان نو اما با نگاه و پرداختی خاص از نشر یوپا به‌چاپ رسانده است.
شرکت <مدیکاب> برای زمین زدن رقیب کاری خود، دختری را با هویت جعلی <نگار ادیب‌فر> برای جاسوسی وارد شرکت تازه‌کار اما موفق <پژوهان> می‌کنند تا مدرکی علیه آنها پیدا کند. با رفتن او به شرکت پژوهان حقایقی آشکار می‌شود و دیدار او با روئسای شرکت پژوهان، باعث اتفاقاتی می شود که پیرنگ اصلی داستان را در بر می گیرد.
شاید مشابه این داستان یعنی قصه جاسوسی از یک شرکت را چندبار خوانده باشید، ولی سخت در اشتباهید اگر فکر می‌کنید در روایت این کتاب با صحنه‌های کلیشه‌ای روبه‌رو خواهید شد.
قلم نویسنده ساده و روان و به ویژه به دور از زیاده گویی است و قطعا زمان زیادی برای خواندن اثرش نیاز ندارید.
داستان از همان ابتدا ریتم پرتپشی دارد که نویسنده با مهارت کافی مخاطب را با خود می‌کشاند و تا انتها همراه می‌کند. نویسنده با پیرنگی قوی و یکدست، قطعات پازلی که چیده است را به مرور در جای خود قرار می‌دهد و گره‌های داستان به تدریج گشوده می‌شوند. از نیمه‌ی دوم کتاب، داستان چنان اوج می‌گیرد که خواننده دوست دارد آن را بی‌وقفه بخواند تا ببیند بعد چه می‌شود.
از نکات برجسته‌ی کتاب می‌توان به دیالوگ‌هایش اشاره کرد که تبحر نویسنده را در این زمینه نشان می‌دهد.
پرداخت به شخصیت‌ها و احساسات آنها به‌خوبی اتفاق افتاده است و سبب همذات پنداری مخاطب با غم و شادی شخصیت‌ها می‌شود. رفتاری که از شخصیت‌ها سر می‌زند کاملاً متناسب با سن و موقعیت‌شان است.
کارکتر <هومن> قابل تامل طراحی شده است و در سیر داستان توجه مخاطب به پردازش او جلب خواهد شد. هومن برای من به‌ دلیل جذابیت‌های اخلاقی‌اش صدرنشین است اما شخصیت آذین هم برایم دوست‌داشتنی بود.
بدِ خوب، با آگاهی زیاد در رابطه با ابزار آلات پزشکی نوشته شده و مشخص است که با تحقیق کامل، نگارش شده است.
کتاب چندان سالم از زیر تیغ ارشاد بیرون نیامده است. بخش پایانی داستان، فکر می‌کنم نیازمند پرداخت بیشتری بود و پرش زمانی اتفاق افتاده، کمی از جذابیت پایان بندی کاسته است.
شکل گرفتن عشقی در زیرلایه‌ی حوادث، به جذابیت داستان افزوده است، اما با این‌ حال جای یک عاشقانه‌ی بیشتر در بخش پایانی خالی است و بشخصه دوست داشتم بعد از تمام اتفاقات، عاشقانه‌ی بیشتری از شخصیت‌ها بخوانم.
وجود بیش از صد صفحه‌ی خالی، موضوع آزار دهنده‌ای برایم بود که قطعاً این ایراد تنها متوجه‌ی ناشر است.
در نهایت اگر طرفدار رمان‌های عاشقانه با پیرنگ قوی و غیر کلیشه‌ای و قلم پرکشش هستید، این رمان را به هیچ‌وجه از دست ندهید.
Profile Image for Ayeh.
79 reviews1 follower
December 3, 2021
کتاب بدی نبود؛قلم خوب،پردازش خوب ولی مشکل من این بود که کاملا احساس میکردم دارم رمان(peaky blinders) میخونم.دختری که برای جاسوسی وارد یه باند میشه که از قضا کاملا شبیه خاندان شلبی هستند و علاقه مند شدن بی‌دلیل و مقدمه رئیس گروه به دختر و بقیه روندش.
متاسفانه این کتاب برای من یک کپی پیست از فیلم و تبدیلش به ورژن ایرانی بود.بُعد عاشقانه داستان هم خیلی گنگ بود.
This entire review has been hidden because of spoilers.
19 reviews2 followers
May 23, 2021
کتاب فوق العاده بود
بشدت جذاب و پرکشش و هیجانی
اولای داستان روند آروم ولی خوب وجذابی داشت
و شخصیت ها به شدت جذبم کردن
و درست از وسط داستان طوری اتفاقا اوج گرفت که نمی تونستم یه دقیقه هم ول کنم کتابو
داستان جدیدی بود و هیچ کلیشه ایی وجود نداشت و هر لحظه‌ سورپرایز میشدم که بشدت لذت بخش بود برام

اطلاعات نویسنده خیلی خوب بود و کاملا مشخص بود تحقیق کردن رو موضوع داستان

و اما شخصیت ها
خیلی خوب بودن ؛ از لوس بازی دخترا خبری نبود
پسرای عصبی با غیرت های مسخره نداشتیم که هی داد بزنه دعوا کنه و رو اعصاب راه برن
همشون متناسب با سنشون رفتار میکردم و مسخره بازی نداشتن تو رفتارشون
دیالوگ های شخصیت هارو خیلی دوست داشتم و خیلی جالب و جذاب بود
بخش عاشقانه کتاب کم بود که از نظر من متناسب با موضوع کتاب بود و من بشدت راضی بودم
اگر خیلی دنبال روابط عاشقانه و من برات میمیرم تو برام بمیر حسودی کردن های مسخره و رقابت های عشقی زیاد هستید سمت این کتاب نرید
این کتاب از روابط ادمایی میگه که نه سفیدن نه سیاه
همه خاکسترین همهشون تو وجودشون هم خوبی دارن هم بدی اما یه جاهایی این بدی پررنگ میشه و خاکستری ادما تیره تر و یه جاهایی تبدیل میشن به یک بدی که خوبه و رنگشون میشد یه خاکستری روشن
پایان کتاب هم دوست داشتم و بشدت راضیم

خلاصه که یه کتاب پیشنهادی و جذابه
Profile Image for Nasrin.
10 reviews1 follower
February 8, 2022
شقایق لامعی از اون دسته نویسنده هاست که آدم مطمئه با علم کتاباشو استارت میزنه. این خیلی مهمه که نویسنده خواننده رو احمق فرض نکنه و قبل از نوشتن در مورد موضوع تحقیق کافی انجام داده باشه.
اما در مورد داستان، بدخوب یه داستان اجتماعی و تا حدی عاشقانه اس که واقعا از خوندنش لذت بردم شخصیت ها خاکستری بودن به همین دلیل اسم کتاب برازنده بود 👍🏻 شخصیت هومن و آذین هردو جذاب بودن
9 reviews
April 1, 2021
من دوستش داشتم یه چیز خاص بود
19 reviews1 follower
February 19, 2022
یکی از بهترین رمان ‌هایی که امسال خوندم. قلم قوی، شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی فوق‌العاده و صدالبته یه عاشقانه خیلی خیلی خاص
Displaying 1 - 12 of 12 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.