من سر قولم هستم هنوز سر جام ایستادم عین همیشه دلتنگتم و مدام زمزمه میشه اسمت.. میدونم که تو یه کوچیک رفتی از پیش من که با دست پر برگردی میدونم بالاخره این روزا تموم میشه تو منو خیلی دوست داشتی میدونم رفتی که اینو بفهمی رفتی به یه سفر چند ساله که بفهمی آدم چند سال قبلت چقدر خوب بود باهات چقدر دلت جدیدا براش تنگ میشه.. میدونم که با دست پر برمیگردی.. اصلا میدونم یه کوچیک رفتی که برگردی میدونم که تو هم هنوز سر جات ایستادی و فقط جات کنار من نیست، جات یکمی با کنار من عوض شده..
گه از من بپرسی «آدما چند بار تو زندگیشون عاشق میشن»، بهت میگم دو بار! اولین بار برمیگرده به سالهایی که از زندگی هیچ چیز نمیدونی. تو روزهای بین نوجوانی و جوونی، یکی میاد و بهت چیزی رو میده که هیچوقت نداشتیش. اگه از من بپرسی چی، بهت میگم: «دلتنگی». تو برای اولین بار، یک غریبه رو قد خانوادهات دوست داری.
دومین بار، مثل اولین بار نیست چون اینبار تصمیم تو تماماً قلبی نیست. تو بزرگ شدی و یاد گرفتی عاقلانهتر تصمیم بگیری. خوب میدونی دل بستن به آدم اشتباهی یعنی چی. سختتر اعتماد میکنی، سختتر عواطفت رو نشون میدی، چون قبلاً یک بار عمیقاً از احساساتت ضربه خوردی! از همینجا هم میشه اینطور برداشت کرد که آدما یه بار با قلبشون عاشق میشن و یک بار با عقلشون. پس اگه عشق دوم کسی شدی، باید بدونی که اعتماد کسی رو جلب کردی که اساساً اعتماد براش کار راحتی نیست. انتخاب معصومانهی کسی شدی که فکر میکنه بعد یک اشتباه، تو بهترین انتخاب ممکنی. برای همینه که اگر از من بپرسی کدوم عشق ارزشش بیشتره، بهت میگم عشق دوم، اگه ارزشش بیشتر نباشه، کمتر هم نیست.
🟡 داستان من من مدت تقریبا زیادیه امیر علی رو توی اینستاگرام و پادکست جافکری دنبال میکنم. چند وقت پیش پادکست تراس از امیر پارسا رو گوش میدادم که امیر علی مهمونش بود و تازه فهمیدم امیر علی کتاب داره. شخصا طرز فکرش نسبت به مسائل مختلف رو خیلی دوست دارم برای همین تصمیم گرفتم حتما بخونمش. این کتاب به معنای واقعی قلب و روح منو لمس کرد. گاها احساساتی دارم که از نظر خودم منطقی نیستن یا حس میکنم خیلی توی گذشته و اتفاقاتش گرفتار شدم. این که بدونم یک نفر حداقل توی یه بازه از زندگیش احساس منو تجربه کرده برام خیلی دلگرم کننده و زیبا بود. این کتاب نظرات منفی خیلی زیادی داره که شخصا دلیلش رو متوجه نمیشم. توی پادکست هم میگفت که بابت این کتاب مورد هجمه های زیادی قرار گرفته. به نظرم اینکه تصمیم گرفته دلنوشته هایی که ممکنه از نظر خیلیا "کپشن اینستاگرامی" به نظر بیان رو تبدیل به یه اثر موندگار تر از صفحه اینستاگرام کنه خیلی با ارزشه. . . 🟡 هایلایت ها کل کتاب رو میتونم به عنوان هایلایت منتشر کنم ولی فقط یک چیز مینویسم: ◼ من سر قولم هستم، هنوز سرجام ایستادم، عین همیشه …
یک دلنوشته ی نو. این کتاب قطعا تو شب هایی نوشته شده که نویسنده درد فراق یار رو میکشه. دقیقا روزی که بخوام کتاب بنويسم سعی میکنم که در دوران فراق از یار نباشم. اینطوری میتونم یک نوشته ی دور از غم و صرفا 《منطقی》 بنویسم. من موافق کتاب های دلنوشته نیستم چون *همه ی ما روزی درد نبودن رو چشیدیم دقیقا توی اون روزها حس نوشتن به ما غلبه کرده. من فکر میکنم چشیدن درد فراق باید برای همه ی ما عادی بشه. باید یک عادت باشه. ما باید رفتن هارو قبول کنیم. ببپذیریم که اگر انسانی تصمیم به رفتن داره، راه رو براش باز بزاریم تا تصمیمات مهمه زندگیش رو بگیره. وجود عشق در زندگی خیلی مهمه مثل نفس کشیدن چون اعتقاد دارم دوس داشتن و دوس داشته شدن، انسان رو به اوج میرسونه. همه ی ما هم تنهایی رو چشیدیم و هم عشق و تعلق رو. دقیقا تو دورانی که کسی هست که تو رو بفهمه و امیدی باشه برای ترقی، تو میتونی حس زیبایی رو تجربه کنی. این کتاب حس هایی رو به کاغذ آورده که خیلی طبیعی هستن. وقتی این کتاب رو میخونی یکی از خاطرات تلخ به یادت میاد و نویسنده رو از اعماق وجودت حس میکنی. دردی که حس کرده. شب هایی که گذرونده. عکس های جالبی داره و حس اینکه یک عشق اساطیری ایرانی هست رو درک میکنید. خوندنش ضرری برای قلب، روح و حال شما نداره.♡ امیدوارم لذت ببرید. •هدی دریغ
توی زمان دبیرستان خوندمش:) انقدر حس و حالش رو، تمام جملتاش رو دوست داشتم که با صدای خودم خوندمش و پادکستش کردم. بعدشم توی چنل کتابخونه ی مجازی دبیرستانمون منتشرش کردم. یادمه خیلی ام ازش استقبال شد و بچه ها دنبالش می کردن:)