Jump to ratings and reviews
Rate this book

‏‫ادریس و مترسک‌های تاری کُلا‮‬‏‫

Rate this book
شب‌های طولانی زمستان دورم جمع می‌شوند و می‌گویند قصه بگو. من هم چشم‌هایم را می‌بندم و با نوک انگشت‌هایم تصویرهای روی شنل را برای‌شان می‌خوانم. فکر می‌کنند هنوز به دیدن عادت نکرده‌ام و به دست‌هایم بیشتر از چشم‌هایم باور دارم. می‌پرسند حالا چرا چشم‌هایت را می‌بندی؟ جواب‌شان را نمی‌دهم، چون مطمئنم که باور نمی‌کنند، اما بعضی وقت‌ها آدم باید چشم‌هایش را ببندد تا بهتر ببیند.

سال ۵۳۳ هجری خورشیدی یعنی نه قرن پیش، در سهرورد، روستایی نزدیک شهر زنجان، پسری به دنیا آمد به اسم شهاب‌الدین؛ شهاب‌الدین سهروردی. سرنوشت شهاب‌الدین مثل اسمش بود: کوتاه و درخشان همچون شهاب‌های آسمانی و خوشبو و زیبا همچون سهرورد یا گل سرخ…
با سهروردی فلسفهٔ تازه‌ای زاده شد با نام فلسفهٔ اشراق. فلسفه‌ای که بیش از هر چیز از نور سخن می‌گوید؛ از نبرد نور و تاریکی؛ از فرشته‌ای نورانی که در هر چیز پنهان است؛ از اندیشه که شکلی از نور است؛ از لطیف‌تر شدن هر چیز به عنوان نورانی‌تر شدنش؛ مثلا این که گیاه از خاک نورانی‌تر است و انسان می‌تواند پی‌درپی نورانی‌تر شود.
او برای بیان افکارش، از داستان و تمثیل بهره برده و با زبانی شاعرانه و خیال‌انگیز از سیمرغ، عقل سرخ، هدهد و گوهر شب چراغ سخن می‌گوید.
این کتاب با الهام از رساله‌های صفیر سیمرغ، لغت موران، فی حاله الطفولیه و آواز پر جبرئیل سهروردی نوشته شده است.

162 pages, Paperback

First published January 1, 2020

6 people want to read

About the author

فاطمه سرمشقی

16 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
1 (20%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
2 (40%)
1 star
1 (20%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for شهرزاد.
46 reviews2 followers
April 27, 2025
این کتاب واقعا عجیب بود! خیلی عجیب. داستان راجع به روستایی بود که تمام اهالی اون، یک دفعه نابینا شدند؛ جز پسری به اسم ادریس. و همین باعث میشه که ادریس به سفری سخت و ماجراجویانه بره تا بینایی اون هارو برگردونه. جالبه نه؟ خب نه!
ایده جالب بود اما اجرا نه. دقیقا عین کابوس هایی بود که بعد از پرخوری میگیرم.
واقعا شخصیت پردازی درست انجام نشده بود. خواننده اصلا نمیتونست با شخصیت ها همزاد پنداری کنه.انگار اصلا برامون مهم نبود چه اتفاقی براشون میوفته. قهرمان داستان به شدت خنگ بازی درمیاورد. بعدم مگر ادریس قهرمان داستان نیست ؟ مگر قرار نیست مردم رو نجات بده؟؟ خب خودش هیچ کاری_ مطلقا هیچ کاری_ انجام نمیداد. در تمامی مراحل یک نفر نجاتش میده یا راه رو نشونش میده. عملا چه ادریس چه لنگه جوراب
هیچ کدوم از مراحل رو خودش پیش نبرد. چه قهرمانی اخه؟؟ بعد خیلی از مراحل سفر هم به نظرم از سربازکنی بودن. اژدها رو فراری دادیم در باز شد نجات پیدا کردیم دست و جیغ و هورا؟؟ هیجانی چیزی!!!! هیچی؟ یه سری از قسمت ها هم اصلا با عقل جور درنمیومدن. درسته که تخیلی بود ولی عقل هم مسئله مهمیه دیگه!خیلی جاها برام خسته کننده میشد طوری که کلا با داستان همراهی نمیکردم و باید یک پاراگراف رو دوباره بخونم تا یادم بیاد چی بود.
شخصیت منفی داستان چرا همچین بود؟ اون هم مثل شخصیت قهرمان، اصلا درست بهش پرداخته نشده بود. یکی از زیبایی های داستان ها میتونه نشون دادن درد شخصیت منفی باشه اما این بدبخت دردش که هیچی،خودش هم نشون داده نشده بود! بعد اصلا بدبخت این مدلی افریده شده بود.‌ به همه شون یه ویژگی گوگولی و مثبت داده شده جز حاکم بعد میگن عه چرا بقیه رو اذیت میکنه؟ به یکی گفتن تو بانوی دریایی یکی روشنایی یکی باد و.... بعد این بدبخت تاریکی؟؟؟ اصلا گیریم شخصیت منفی نمیشد. خب بعد باید به چه مسئولیتی مشغول میشد؟؟؟نه خداییش؟؟؟؟ اره نور و تاریکی مکمل ان ولی خب به هر کدوم از بقیه شخصیت ها مسئولیت اداره یک چیزی داده شده بعد این بیچاره تاریکی باشه؟؟؟ ببخشید ولی احمقانه بود!
پایان داستان
چرا پایانش همچین بود؟ پایان بد نبود ها. چرت بود. ببخشید خیلی گشتم جمله بهتری پیدا کنم نکردم .اصلا قابل فهم و درک نبود. مسخره بود مسخره.
درآخر جمله ای که پشت کتاب نوشته شده بود.‌اصلا تو کتاب نبود. کتاب رو معمولا با خوندن جمله پشتش انتخاب میکنیم. و این اصلا من درآوردی بود. به داستان مربوط بود اما ۵ درصد.
خلاصه که ۲ میدم از ۵
Profile Image for Payam Ebrahimi.
Author 71 books173 followers
February 17, 2021
فکرمی‌کنم نویسنده تقریباً به چیزی که می‌خواست رسیده بود و از این منظر ایراد زیادی به داستان وارد نیست
تنها مساله به‌نظرم قهرمان داستان بود که به هیچ وجه شخصیت‌پردازی نشده‌بود و در حد تیپ یک قهرمان باقی مونده بود. من هیــــچ جوره نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. به شخصیتش نزدیک نشدم و به هیچ وجه احساسی نسبت بهش نداشتم. شخصیت اصلی و قهرمان داستان به‌هیچ‌وجه رشد نمی‌کرد و چیزی بهش اضافه نمی‌شد. و تا شروع یک سوم پایانی داستان حتی نشانه‌هایی از خنگی به وضوح توش دیده می‌شد. قهرمان حتی دغدغه‌ی بزرگی هم نداشت و عموماً به فکر نجات یک نفر بود!

اما مشکل بزرگ من با کتاب تفکر و اندیشه‌ی پشت داستان بود که شاید سلیقه‌ای باشه
قهرمان و ناجی، اون هم قهرمان و ناجی‌ای که از لحظه‌ی تولد برگزیده شده، و در طول داستان هم هیچ کار مهمی انجام نمی‌ده برای من پذیرفته نیست(در نقطه‌ی مقابل این کتاب و این قهرمان می‌شه «هری پاتر» رو دید. هم شخصیت‌پردازی شده. هم رشد می‌کنه. و هم تنها ناجی و قهرمان داستان نیست. یک نمونه‌ی موفق و بی‌نقص). این‌که ناجیِ برگزیده پا به سفر بذاره و در تمام مراحل سفر در حل مشکلات بمونه و هربار یک نفر بیاد به کمکش و نجاتش بده و به مرحله‌ی بعد ببرتش رو نمي‌تونم درک کنم. بدتر این‌که نجات‌دهندگان ناجی، همون نجات‌دهندگان بزرگ و اولیه هستند. یعنی ناجی فقط یک وسیله‌ست. یک ابزار. و به جاش اگه یک سنگ هم می‌ذاشتیم همین اتفاق‌ها مي‌افتاد. فاجعه جایی کامل می‌شه که می‌بینیم ناجی‌های ناجی خودشون رو نتونستن نجات بدن. و حالا دست به دامنِ ناجی شدند تا خودشون بهش کمک کنن و ناجی همه رو (از جمله خود اونها رو) نجات بده. الله اکبر!
در کل از خوندن داستان به‌هیچ وجه لذت نبردم. با هیچ‌کدوم از شخصیت‌ها نمی‌تونستم ارتباط برقرار کنم. بعضی بحران‌ها رو اصلاً نمی فهمیدم -به‌عنوان مثال شهری که مردمش توی شهر نمی‌دیدن و بیرون شهر می‌دیدن و گویا از این دست شهرها بسیار بود- همه‌چیز برام قابل پیش‌بینی بود. هیچ چیز شگفت‌انگیزی توی داستان وجود نداشت. نشانه‌ها بسیار دم‌دستی و ساده بودند. هر کدوم از فصل‌ها رو می‌شد حذف کرد، بدون این‌که داستان آسیب ببینه. معماها و رازها هم اونقدر دم‌دستی و تکراری بودند که در لحظه می‌تونستم جوابشون رو حدس بزنم و البته به عقل قهرمانی که جواب به این سادگی رو بلد نیست شک کنم
در کل با وجود ایرادهای فنی جزئی و ضعف شخصیت‌پردازی به‌نظرم نویسنده به مقصدی که مدنظرش بود رسیده‌بود، اما در راهی به موفقیت رسیده‌بود که به نظرم راه باطلی میاد
Profile Image for Sahar.
217 reviews9 followers
March 25, 2021
داستان به شد تکراری و قابل حدس بود با توجه به اینکه این داستان برای رده سنی نوجوان نوشته شده اصلا مناسب این سن نیست حتی گروه سنی الف هم نمیتونند از داستان لذت ببرند.
خوب شروع میشه ولی توی یه دام تکرار گرفتار میشه که داستان رو واقعا ملال آور میکنه.
طرح جلد واقعا عالی هست دلیل اینکه من این کتاب رواز بین کتابها انتخاب کردم همین طرح جلدو البته توضیحی بود که کتاب بر اساس کتابهای سهروردی نوشته شده .
به غیر از روشنی و تاریکی و که بهش اشاره میشه متوجه نشدم دقیقا چطور بر اساس اون نوشته بود . فقط چندجا چنتا المان که در توضیحات نوشته شده رو بسیار نابجا توی داستان گنجونده بود .
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.