کتاب از یک ریشهایم
نوشتهی لادن صهبایی قدیمی
از نشر صدای معاصر
هونام،
پسری است که با پدر معتادش زندگی میکند
و این همنشینی سبب میشود که مجبور به تهیهی مواد برای پدرش باشد
از سوی دیگر، کابوسهایی بسیار واقعی از زنی میبیند که نیمهشبها در کنار اوست
و وجود شخصی که مدام او را تعقیب میکند،
باعث این تصور میشود که گیر پلیسها افتاده
اما این شخص برای کار دیگری اینجاست...
برای برادر دوقلوی هونام، هومن
که مادرشان را به قتل رسانده...
کتاب معمایی است و به شدت خوشساختار. معمای دقیقی که تا لحظهی آخر اجازهی پیشبینی به مخاطب را نمیدهد. داستان پر از فریبی که گاه مخاطب حتی به دانستههای خود شک میکند.
قلم قویست همراه با شخصیتپردازی صحیح، فضاسازی مناسب و مجموعهی تمامشان، باعث میشود که کتاب، روایت سطح بالایی باشد.
اگر قرار بر این بود که کتابی را معادل تعلیق و هیجان و کشش بدانم، این کتاب انتخاب من خواهد بود.
" گفت بعضی عشقا رو حتی اگه اشتباه باشن، باید تجربشون کنی، چون حسرتشون بیشتر میسوزونه."
" ریشه که نداشته باشی، هیزم آتیش اولین رهگذر خواهی شد!"
" برای روشن کردن آتش، سر شاخهها را جمع کن؛ ضعیفها بهتر میسوزند."