هنوز نمی توانست چشم هایش را بالا بکشد؛ حتّی وقتی انگشت کیهان چشم هایش را لمس کرد … برای مدرس زبانته یا مربی باشگاه؟ این چشم ها رو برای کی این رنگی کردی؟ … دست خودش نبود وقتی چشمهایش را بهم فشرد … مردش مرد گیر دادن های این چنینی نبود؛ مردش اصلا این مرد وحشتناکی که روبرویش ایستاده بود و بازخواست می کرد نبود … مردش اصلا …