دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته مجموعهی دوازده داستان کوتاه طنز است. میتوان با بعضی از داستانها بلند بلند خندید و بعضی دیگر طنزشان تلخ است. در این کتاب نویسنده با همه چیز شوخی میکند. از همان شروع و مقدمه ی کتاب تا موخرهای که در پایان نوشته است. در این کتاب نویسنده با همهچیز شوخی میکند: از همان شروع و مقدمهی کتاب تا موخرهای که در پایان نوشته است. برای فهمیدن اینکه این کتاب به دردتان میخورد یا خیر، بهتر است از قسمت توضیحات و مقدمه رد شوید و مستقیم بروید سراغ یکی از داستانهای کتاب. ده خط بهاش فرصت دهید و اگر دیدید جفنگ است کتاب را آرام سر جایش بگذارید و بروید سراغ کتاب دیگر.
وقتی کتاب اولم منتشر شد، یکی از تجربههای خوبی که داشتم، نظرهایی بود که آدمها در مورد کتاب میدادن. همین نظرها و پیشنهادها انگیزهای شد تا کتاب دومم رو بنویسم. چند روز پیش بعد از چند ماه گیر کردن کتاب توی ارشاد و تاخیر در چاپش برای شرایط کرونا، بالاخره کتاب دومم منتشر شد. در این کتاب هم تلاش کردم داستان طنز بنویسم. بزرگترین موفقیتش برای من میتونه لبخندها و خندههایی باشه که به لب میاره. خوشحال میشم باز هم نظرهای شما رو بخونم :) ......... پ.ن: نسخه الکترونیکی کتاب رو میتونید از اینجا تهیه کنید
گفتار اندر معرفی کتاب دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته، عنوان یک مجموعهی داستان کوتاه متشکل از ۱۲ داستان کوتاه است به نامهای: (ناخن، نان و ماست، چینو، ما دزد نیستیم، شادی، کچلهای دوستداشتنی، ببر تنها، یاماها، لذتهای کوچک، غاز زخمی و پسرش، بستان، درد پشتی کشیدهام که مپرس) به قلمِ آقای «محسن پوررمضانی» که توسط «نشر چشمه» چاپ و منتشر گردیده است.
طنز در فرهنگهای مختلف شکل و گونهی متفاوتی دارد و من همیشه عاشق خواندن طنز به اشکال گوناگون هستم اما این نخستین باری بود که کتابی میخواندم که هستهی داستانهایش از طنز ایرانی خودمان ساخته شده بود. اعتراف میکنم حقیقتا از خواندن تک تک داستانهای این کتاب لذت بردم و با برخی از داستانها قهقهه سر دادم. خواندن این کتاب را به تمام دوستانم پیشنهاد میکنم تا بلکه لحظاتی خنده را روی لبانتان بنشاند. نکته: اگر اهل خواندن مقدمه و موخرهی کتابها نیستید، در این کتاب سنتشکنی کنید و مقدمه و موخره را بخوانید تا بیشتر بخندید.
نقلقول نامه "آدم میتواند به چندشآورترین چیزها هم عادت کند، پس لازم است عادتهایش را مرور کند."
"زندگی داشت روی خوشش را نشانم میداد تا اینکه ... نمیدانم زندگی داشت کجایش را نشانم میداد و شوخیش گرفته بود انگار!"
"مشکل ایدهی احمقانه نبود، مشکل آدمهای احمقی بودن که اجراش کردن"
"ازدواج همهچیزم را دو برابر کرد. شادیها و غمهایم را و دردسرهایی که تا قبلش خیلی عادی بود!"
"اگه خودت نتونی شل کنی، زندگی شلت میکنه"
"بدن آدم بیشعورتر از اینهاست که شرایط را درک کند. نه شرم و حیا میفهمد و نه از مناسبات عقد و عروسی سر در میآورد."
کارنامه همانندِ تمامِ مجموعههای داستان کوتاهی که خواندهام، ابتدا برای هر داستان به شرح زیر امتیاز جداگانه دادهام: ناخن ۴ستاره، نان و ماست ۳ستاره، چینو ۲ستاره، ما دزد نیستیم ۴ستاره، شادی ۳ستاره، کچلهای دوستداشتنی ۴ستاره، ببر تنها ۵ستاره، یاماها ۴ستاره، لذتهای کوچک ۴ستاره، غاز زخمی و پسرش ۵ستاره، بستان ۵ستاره، درد پشتی کشیدهام که مپرس ۵ستاره.
سپس از مجموع امتیازات که ۴۸ستاره بود برای ۱۲ داستان، میانگین آن را برای کل کتاب یعنی ۴ستاره منظور نمودهام.
مقدمهی کتابو که خوندم احساس کردم این کتاب عالیه و خیلی دوسش خواهم داشت. مقدمهش خیلی بامزه بود! در واقع مقدمهش حتی از داستاناش بامزهتر بود!
من داستانهای «ناخن»، «یاماها» ، «ببر تنها» و «غاز زخمی و پسرش» رو دوست داشتم.
در کل کتاب طنز جالبی بود و حال و هوام رو عوض کرد. انقد جذاب بود که سریع خوندمش و یه شبه تموم شد اما اینجوری نبود که بگم قهقهه زدم. البته قبول دارم خندوندن مخاطب ایرانی، اونم تو این روزها، کار سختیه.😅
همون طور که رو جلد کتاب نوشته شده داستانهای این کتاب «در هم گوریده» هستن. به نظرم این سبک نوشتن داستانا خلاقانه بود.
اولین بار با کتاب " کتابفروش خیابان ادوارد براون " با نثر آقای پوررمضانی آشنا شدم و آنقدر با خواندنش کیف کردم که تصمیم گرفتم هر چه نوشتند بخوانم. این کتاب هم از طنز خوبی برخوردار بود و در جایجایش مرا خنداند. یکی از ویژگیهای نگارش این کتاب - همانطور که روی جلد هم آمده- داستانهای به هم گوریده هستند ؛ از این جهت که شخصیتاصلی یک داستان میشود شخصیت فرعی داستانی دیگر. به نظر من " ببر تنها"، " غاز زخمی و پسرش" و " درد پشتی کشیدهام که مپرس" از سایر داستانهایش جالبتر بود.
مثل " کتابفروش خیابان ادوارد براون " خیلی دوستش داشتم. بیشتر داستانها طنز تلخی دارن و با بعضی از داستانها هم لبخند روی لبت میآد. از بین داستانهای کتاب، «شادی» و «ببر تنها» رو از بقیه بیشتر دوست داشتم. چیزی که باعث شد به این کتاب چهار بدم، خلاقیت نویسنده بود و باعث شد بیشتر از کتاب لذت ببرم. 😄✌️
من بهشخصه نمیتونم با داستانهای کوتاه ارتباط برقرار کنم، چون معتقدم که در داستان کوتاه به شخصیتپردازی کملطفی میشه و به همین خاطر سرگذشت کاراکترها اونطور که باید و شاید به تصویر کشیده نمیشه و سوالهای زیادی در مورد چرایی و علت رفتار کاراکترها در ذهن مخاطب به وجود میآد... اماااا این کتاب که شامل ۱۲داستان کوتاه طنزه، تجربهی جدید و جالبی برای منِ خواننده بود! تجربهای که در حین خوندنش، همزمان هم میخندیدم و هم غصهدار میشدم...
نوع و شیوهی نگارش جملات کتاب، علاوه بر طنز شیرینش، خیلی خلاقانه و دلنشینه! من قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم و مشتاق خوندن کتاب دیگرِ ایشون شدم! ^_^ این کتاب بهقدری دلچسب بود که مخاطب با اتمام داستان قبلی، بدون فوت وقت سراغ داستان بعدی میره و به قول معروف که میگن "سیگار رو با سیگار روشن میکنه"، اینجا داستان بعدی، جای سیگارِ بعد رو میگیره!
نویسنده تو هر داستان سعی داشته یکی از معضلات جامعه رو در قالب طنز بیان کنه. مشکلاتی مثل دخالتهای بیجا و فراوان خانواده در مسائل فرزندان، عدم آموزش صحیح جنسی در نوجوانان و جوانان، متلکها و مزاحمتهای خیابانی آزاردهنده، تنهایی، فقر، بیپولی و ... برای همینه که حین خوندن کتاب، تلفیقی از غم و شادی به ذهن مخاطب هجوم میآره و فکر رو درگیر میکنه!
ما میتونیم عینک طنز به چشم بزنیم و از این منظر به دنیا و مشکلاتش نگاه کنیم؛ حتی میتونیم به عمق این مشکلات پی ببریم و به سهم خودمون، برای رفعشون تلاش کنیم و به قولی فقط اکسیژن هدر ندیم، بلکه حرکتی هم انجام بدیم!
نظر شخصی: "دزد مو وزوزی و انسا فرهیخته"، کتابِ خیلی جمعوجور، مفرح و آگاهیبخشی بود. دوسش داشتم و با خوندنش تو فضای تکبهتک داستانهاش غرق شدم و داستانِ "شادی"، داستان موردعلاقهام از این کتاب بود. به نظرم "ما"یی که با هم، و در کنار هم در این جامعه زندگی میکنیم، خوبه که یکبار این کتاب رو بخونیم و ببینیم برای رفع کدومش میتونیم قدمی برداریم، به امیدِ ایجاد تغییری هرچند کوچک!
این کتاب به نویسندگی آقای محسن پوررمضانی، جزو کتابهای مجموعه طنز نشر چشمه با نام "جهان تازهدم" هست که این مجموعه، کتابهای دیگری رو هم در بر میگیره. امیدوارم ایشون به نوشتن ادامه بدن که این قلمِ زیبا و طناز، بیشتر از هر زمانی، نیازِ این روزهای سخت و طاقتفرسای م��ست. روزهایی که به معنای واقعی کلمه، محتاجیم و نیازمند، به دقایقی شاید فراغت و اندکی خنده!
انتخاب خوبی برای اینکه چند ساعتی رو همراه داستانها بشیم و اوقات رو سپری کنیم و گاهی در حین لبخند، غمگین هم باشیم:) بعضی از داستانها مثل ببر تنها، یاماها و کچلهای دوستداشتنی رو دوست داشتم و برعکس، خواندن چند تا از داستانها حس بدی بهم داد. در کل طنز ایرانی خوبی بود؛ کوتاه و مختصر و بدون مطلب حاشیهای.
روزهایی که تقریباً هیچکدام از کتابهای تازه و قدیمی کتابخانه آغوششان را به رویم باز نکردند، داستانهای محسن پوررمضانی اتصالی محکم میان من و کتابها بود. این شد که پوررمضانی شد اولین طنزنویس محبوبم و «شادی» شد داستانی که دستهایم را گرفته بود تا در تاریکی و ترس و تب و تنهایی غرق نشوم. حالا بعد از گذشت تقریبی سه ماه از آن روزها، «دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته» را توی دستهایم گرفتهام. چشمهایم را ریز میکنم و توی تاریکیای که سوغات قطع شدن برق است از صفحه فهرست دنبال «شادی» میگردم و پیدایش که میکنم میگویم:«بله، تو شادی زندگی من بودی.»
-قسمتی از یادداشت بلندتری که برای این کتاب نوشتم، اگر مایل بودید کاملش رو اینجا بخونید: https://t.me/miyanezaman/938
بخوام یه چیز دیگه هم اضافه کنم اینه که «کتابفروش خیابان ادوارد براون» رو بیشتر دوست داشتم. اما هر دوشون ارزش خوندن دارن، اگه نخوندی بخون، قول میدم کیف کنی.
مجموعه داستانى جذاب، خوش خوان كه ميشود يك روزه خواند و با بعضى از داستانها از ته دل خنديد. با وجود اينكه بعضى داستانها خيلى قويتر بودند و مشخص بود برايشان بيشتر فكر شده، از خواندنش بسيار راضى هستم
من دوست نداشتم این کتاب رو، اولا که طنزش یکم بنظر من کلیشه بود و چیز خاصی نداشت، دوما هم اینکه لحن و نثر کتاب یه کتاب نوجوانانه رو برام تداعی میکرد، در حالی که انگار نویسنده سعی کرده بود یه چیزایی رو به اثرش اضافه کنه که خط قرمز هستن. در کل من روی هوم پیج طاقچه میدیدمش هرروز و جزو کتابای پرطرفدار بود و منم اون دوره دنبال یه کتاب سبک بودم که واقعا سبک و روانه و یکی دو ساعته تموم میشه، اما من خیلی خوشم نیومد. و برام جالبه تابحال هرچی کتاب "جدیدتر" ایرانی خوندم، مخصوصا از نشر چشمه، چیزایی توش میخونم که همین رو برای کتابهای ترجمه شده سانسور میکنن!
کتاب مجموعه ای از داستانهای کوتاه طنز هست. از اونجایی که کتاب کوچیکی هست خوندنش خیلی راحت و سریعه. طنز یک قسمتهایی از داستانها بیشتر من باب چندش بودن فضا یا رفتار کاراکترها هست و از دید من وسواسی خنده دار نبود. البته که اگر وسواستون شدید باشه حتی ممکنه با خوندنشون اذیت شید. اما در کل کتاب خوبی برای گذروندن اوقات فراغته.
چند سال از تجربه لذت بخش "کتاب فروش خیابان ادوارد براون" میگذشت که از انتشار "دزد مو وزوزی..." با خبر شدم، به هر علتی کتاب در شهر ما پیدا نمیشد تا اینکه بعد از بیش يک سال از چاپ، کتاب به دستم رسید. به نظر من از کتاب اول نویسنده هم جذاب تر بود، طنزی پخته به دور از کلیشه و زوائد. خیلی منتظر کتاب جدید "محسن پوررمضانی" هستم.
قسمتی از مقدمه: هروقت داستان یا رمانی خواندی که مقدمه دارد،بدان نویسنده نتوانسته داستان خوبی بنویسید و تلاش میکند با آوردن توضیحاتی در مقدمه،اثر معمولیاش را شاهکار جا بزند.این کتاب نیز از این قاعده مستثنی نیست. 🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭🎭 تا حالا به مشکلات کوچیک و شاید احمقانه کسی خندیدین؟ تا حالا اطرافیانمون رو درک کردیم؟ ازشون دلیل کارهاشون و حرفاشون رو پرسیدیم یا از همون اول شروع کردیم به درمان و نصیحت طرف مقابل؟
این کتاب شامل۱۲داستان کوتاه #طنز_تلخ است چیزایی که هر روزه در جامعه عده ای باهاش دست و پنجه نرم میکنن و به خوبی قابل مشاهده است... 📌چیزهایی که شاید گذرا از کنارش رد میشیم 📌اتفاقاتی که باعث عوض شدن زندگی آدم میشه 📌آرزوها و هدف هایی که تباه میشن 📌ادم هایی ک شکست میخورن و و میبرن و دوباره شانس در خونه اشون رو میزنه 📌روزنه های امیدی که پخش میشه 📌خرافات هایی که هیچ دلیل منطقی ندارن 📌ابروهایی که ریخته میشه و.................. دلیل این امتیازم این بود برخلاف برخی از دوستان که با این کتاب خیلی خندیدن من نتونستم یه جاهایی خندیدم ولی در همون حال دلم برای شخصیت های داستان میسوخت:))
۱۲ داستانِ طنز تلخ و شیرین ایرونی و درست و حسابی. درهمگوریدگی داستانها اگرچه ابتکار جذابی است، ولی دست نویسنده را برای شخصیتپردازی میبندد. خصوصاً زمانی که همهی داستانها از زبان راوی است. مخاطب در هر داستان پای صحبت یک راوی است که مرز مشخصی با راوی داستانهای دیگر ندارد. بنابراین ممکن است به علت تشابه لحن و درهمگوریدگی، نتواند فضا و شخصیت متفاوتی را ببیند. بنابراین خبری از شخصیت، حتی از نوع رنگپریده و کمرنگش نیست. با این حال پیرنگ قصهها قرص و محکم است و گیرا. امتیاز دیگر آن است که شکلگیری طنز فقط متکی به بیان و کلام نیست و در بسیاری از جاها وامدار موقعیت است. موقعیتی که مدیون فضاسازی درست و متناسب است. از پسِ این فضاسازی و طنزهای برآمده از آن، میتوان به درستی نسبتِ شخصیت اصلی هر داستان را با پدیدهها حس کرد. علاوه بر مشخص بودن نسبت، نوعِ نسبت هم بامزه، دقیق و هوشمندانه است.
عالی بود. دلچسبیش به این بود که ابتدای امر طنز ماجرا فقط در ذهن راوی اتفاق میفتد و سایر شخصیتها متوجه موقعیت طنز نیستند. انگار فقط من خواننده و راوی با هم میخندیم و بقیه درگیر روزمره زندگیشان هستند، ولی چند تا داستان گوریده بعد متوجه میشویم که آنها هم به نوبه خود درگیر موقعیتهای خنده دار دیگری هستند.
نویسنده دغدغه های خیلی خصوصیش رو با بقیه به اشتراک گذاشته و به نظرم این حرکتش جالبه ولی در مجموع کتابش یه کتاب معمولی بود. سلیقه ای هستش ممکنه خوشتون بیاد ممکنه خوشتون نیاد.
من این کتاب رو تو نرم افزار طاقچه خوندم اگه شما هم میخواین با هزینه کمتر کتاب رو بخوانید میتونید از لینک زیر استفاده کنید: