در نیمهی اول کتاب، مترجم، مقالات و مصاحبههایی را میآورد از چپها پیرامون کرونا. در نیمهی دوم، نظرات خودش را میگوید و این نویسندگان را نقد میکند. اصل حرف قراگوزلو اینجاست که مارکسیسمِ جدید، رفته است به سوی دولت مداخلهگر و سوسیال-دموکرات شده است و از مارکسیسمِ ارتدکس و آموزههای مانیفست دور. مثال بارزش هم ژیژک است که همه را به رفتنْ زیرِ چتر سازمان جهانی بهداشت دعوت میکند و ابعاد طبقاتی ویروس را نمیبیند. در کل، بیشتر نویسندگان تاکید داشتند بر تاثیر نئولیبرالیسم در کاهش تختهای بیمارستانی در جهان و عدم حمایت از بیکاریهای ایجاد شده در طی بحران - بحرانی که بسیاری از چپها آن را مستقیما نتیجهی حملهی نظام سرمایهداری به طبیعت میدانند. کتاب را در اورژانسِ بیمارستان، در شبهایی خواندم که صدها مریض کرونایی مراجعه میکردند و بعضی در صفِ بخش کرونا ساعتها منتظر میماندند و بعضی میمردند و باقی را هم راهی خانه میکردیم. واضحترین نکته برای هر انسانی، این است که تمام بار بیماری بر دوش بیمارستانهای دولتی است (و کارگرانِ ارزانش: دانشجویان و پرستاران) و نیز اینکه این بیمارستانها حتا در روزهای پیش از کرونا هم با کمبود تخت، امکانات پزشکی و پرسنل مواجه بودند. در نتیجه حتا اگر انقلاب سوسیالیستیِ لنینیِ مدنظرِ قراگوزلو را هم به آیندگان موکول کنیم، راهحل سریع، اجاره یا اجتماعیسازیِ فوری بیمارستانهای خصوصی و کادر درمانی آنها است. کرونا یک بیماری سیاسی است و راهحل آن هم بیشتراز اینکه دارو باشد یا استفاده از ماسک، یک انقلابِ سیاسی (لااقل در عرصهی خدمات بهداشتی-درمانی) است. در نتیجه نظرات کلیگویانه و غیرانضمامی و حتا محافظهکارانهی بیشتر نویسندگان این کتاب، به شدت موجب سرخوردگی از چپِ (آکادمیک) است.