این رسالهای طولانی است که دو فصل پایانی درخشانی دارد. اثری انتزاعی که تلاش میکند وضعیت زیستی فرانسه در دههٔ ۱۹۶۰ را ترسیم کند. دونزولو در این مسیر از رویداد ۱۸۴۸ و کمون پاریس میگذرد، از ابداع بیمه و بهکارگیری آن در خدمت همبستگی سخن میگوید و نهایتاً به اختراع «امر اجتماعی»ای میرسد که مستقل از امر سیاسی و اقتصادی عمل میکند. روش او اما گزینشی است: تنها نخبگان را مرور میکند و ظاهراً جامعهٔ فرانسه را بهسان پیکرهای محصور و ارگانیک فرض میگیرد تا نهایتاً نشان دهد که بیثباتی دهههای ۱۹۵۰ تا میانهٔ ۱۹۷۰ امری ضروری و غیرقابل اجتناب بوده است. با این همه، او خیالپردازیای کامل، روشن و بیرودربایستی (در حد انتظار ما از آکادمیستهای مرد) از فردزداییها و خیانتها ارائه میکند؛ نقدی درونی از «دولت رفاه» که عمدهٔ اعتبارش را از تهی بودن وعدههای آن دولت میگیرد. از این حیث، جایی برای مخالفت هم باقی نمیگذارد: دولت ذاتا حیلهگر و پست است. از بخشهای مورد علاقهٔ من: دونزولو به خوبی یادآوری میکند که چگونه ادبیات فنی و بروکراسی تبدیل به حیلهای فرادستانه میشود تا مسیر پافشاری و مقاومت افراد را سست و بیمعنی کند و سرنوشت را از دستشان خارج سازد. اما سؤال اینجاست: وقتی ما در سال ۲۰۲۶ این کتاب را مرور میکنیم، چه چیزی را باید تغییر دهیم و بازنویسی کنیم؟ دونزولو احتمالاً حدس نمیزد که سیاستهای پوپولیستی و نئوفاشیستی در آمریکای شمالی و اروپا تا چه حد و اندازهای دوباره قدرت خواهند گرفت (صد البته هم فرانسه هم از این قاعده مستثنی نیست). او پیشبینی نمیکرد که دولتهای راستگرا چگونه سیاست جریان اصلی را از درون تهی میکنند، و نسلی به نام نسل زد متولد خواهد شد که ویژگیهای تمایزبخش آن سیاستستیزی و صنفگریزی است؛ نسلی مستعد پذیرش سیاستهای مقتدرانه در پسابحران مالی ۲۰۰۹، بحران فرهنگی ۲۰۱۵ و پاندمی کرونا. با این حال، بسیج اجتماعی و خودمختاری امر اجتماعی در چشماندازی نهچندان دور همچنان ممکن است. این هم بخشی از حاصل سیاستهای سی سال گذشته است که از پیش، به اصطلاح «عقلانیت حکمرانی» و رهیافتهای مدیریتی را بیمعنی کرده است. شهروندان از این چشمبند عقلانیت مستقل شدهاند، هرچند با غوطهوری در چیزی که سلیقه و میل من نیست. در پایان: از ترجمه و ادبیات این کتاب متنفرم. خودشیفتههای دانشگاهی هیچ زمان ادبیاتی بکار نخواهند گرفت که نزدیکیای با سوژهیشان داشته باشد، همچنین روان و احساس سیاسی مردم در این اثر تقریبا غایب بود و تنها به نتیجهی امور اتکا میشود. این یک رسالهی فنیست هم تراز همان نتیجهی تلاش کارمند دولتی که ناخودآگاه به ادبیاتی فنی روی میآورد.