What do you think?
Rate this book


400 pages, Paperback
First published February 21, 2019
در صد سال گذشته، بیش از ۲۴ بار برای ساختن جامعهای سوسیالیست تلاش شد. همهی این تلاشها با درجههای گوناگونی از شکست به پایان رسیدند. چگونه یک ایده که به این تعداد و در این همه متغیرهای متعدد و با این همه تنظیماتِ از ریشه متفاوت با شکست مواجه شده است، هنوز میتواند این همه محبوب و پرطرفدار باشد؟
اقتصادهای شمال اروپا با مالیاتهای بالا و سطوح بالای هزینههای عمومی مشخص میشوند، اما در سایر مسائل اقتصاد بازار نسبتا لیبرال هستند.
آنان ادعا میکنند که سوسیالیسم حقیقی، از اساس سوسیالیسم دموکراتیک است، سوسیالیسمی که زندگی اقتصادی را وجههای دموکراتیک میبخشد و تضمین میکند که ثروت و قدرت به طور یکسان به اشتراک گذاشته شود. آنها ادعا میکنند که سوسیالیسم دموکراتیک میتواند از نظر اقتصادی کارکرد خوبی داشته باشد.
دموکراسی بسیاری از چیزها را بهبود میبخشد و به دلایل بسیار متعددی مطلوب است، اما بالذات هیچ تمایلی برای ثروتمند کردن یک کشور ندارد و دموکراسیهای ثروتمند، بسیار پایدارتر از دموکراسیهای فقیر هستند.
در یک جامعهی سوسیالیستی زندگی اقتصادی یک تلاش دستهجمعی است. بنابراین، محدودیتهایی که برای آزادی فردی به وجود میآیند اجتنابناپذیرند و این محدودیتها در منطق سیستم توجیه پذیر هستند.
تا زمانی که یک تجربهی سوسیالیستی در اوجش باشد، به هویت سوسیالیستیاش هیچوقت شک نمیکنند. تا زمانی که سوسیالیسم جواب بدهد، سوسیالیسم واقعی است. تنها زمانی که شکست میخورد و تبدیل به لکهی ننگ برای آرمان سوسیالیستی میشود به عنوان سوسیالیسم «غیرواقعی» دستهبندی میشود.
جستجو برای بهانهها شروع میشود و مقصر معمولا «خرابکاران» تخیلی و تلاشهای نامشخص برای «تضعیف» کشور معرفی میشود.
Luise Rinser sees a child in Pyongyang smile at her, and attributes this child's happiness to socialism, and the genius of Kim Il Sung. Carla Stea sees a North Korean woman wearing high heels, and marvels about how 'a woman's shoes, especially high heels, are very often an expression of her self-esteem'. Seumas Milne and George Galloway marvel about how East Germany offered free healthcare and free schooling, even though this was equally true of West Germany.