Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیوار ۱۳۵۸

Rate this book
فرصت های تاریخی از ساده ترین آدم ها قهرمان های جاودانه می سازد. احسان هم هیچ گاه فکر نمیکرد حرف های سر کلاس زبانش رنگ واقعیت بگیرد؛ روزی برسد که از پوست روزمرگی بیرون بزند و از دیواری در قلب تهران ۱۳۵۸ سر در بیاورد.
احسان فرصتی می یابد که زمان و زمانه را به چالش بکشد و از تجربه ی عشقی دلگرم کننده تا جدال با قاتل زنجیره ای تا نجات رئیس جمهور از تروری وحشتناک. همه در فرصتی تاریخی که برای احسان پیش آمده؛ ان هم از دل دیوار!

348 pages, Paperback

First published November 20, 2020

1 person is currently reading
54 people want to read

About the author

Amirhosein Ghazi

11 books82 followers
Horror fiction author and translator of Stephen King's works. An avid reader and also the father of my cats.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
37 (42%)
4 stars
20 (22%)
3 stars
15 (17%)
2 stars
12 (13%)
1 star
4 (4%)
Displaying 1 - 30 of 42 reviews
Profile Image for Ali Mohebianfar.
132 reviews157 followers
September 13, 2023
احسان، مرد جوونیه که بنا بر اتفاقی، به سال ۱۳۵۸ سفر می کنه تا مانع ترور رجایی و باهنر بشه. اما این سفر، وجود اونو با احساسات و تجارب نویی گره می زنه که پیش از این، و در زمانه خودش، هیچوقت باهاشون آشنا نبوده...
احسان نه تنها باید تاریخ رو عوض کنه، که مقابل یک دشمن سرسخت و انعطاف ناپذیر بایسته. دشمنی که از جنس پوست و گوشت و استخون نیست. بلکه از جنس زمانه!
بعد از مدت ها، کتابی خوندم که متنش شدیدا برام روون و خوش خوان بود و تقریبا دو سه روزه تموم شد. با اینکه سرم خلوت نبود!
قلم نویسنده در نخستین کار خودش، تمیز و با جزئیاته. درسته که در جاهایی ایراداتی بهش وارده اما، به عنوان یه «کار اولی» اونقدری خوبه که به راحتی می شه روی اندک نقاط ضعفش چشم بست.
قصه، آمیخته ای از تاریخ، عشق و فانتزیه. رومنس این داستان، یکی از دلنشین ترین عاشقانه هاییه که خوندم و ناخودآگاه، بی هیچ دلیلی، منو یاد عشق میون استاد ماکان و فرنگیس از رمان «چشمهایش» بزرگ علوی می نداخت. خوب می دونم که زوج احسان و مهری جزو اون زوج هاییه که تا ابد یه گوشه از ذهنم ثبت می شه.
توصیفات تهران قدیم و حال و هوای سال های ۵۸ و ۵۹ دلچسب و دوست داشتنی بود. خوندن از اتوبوس های دو طبقه، سینماهای اون زمان، اشخاص برجسته تاریخی و وقایعی که از سر گذروندن، و پلاسکو.
اونقد داستان و قلم نویسنده خوش خوان بود و ضرباهنگ جذابی داشت که دلم می خواست تعداد صفحاتش بیشتر می بود. شاید حتی دو برابر حجم فعلی کتاب!
پایان کتاب رو دوست داشتم. ترکیبی از تلخی و شیرینی، احساس و منطق. یکم شاید شتاب زده به نظرم رسید و اگه تعداد صفحاتی اضافه تر می شد، درک و هضمش راحت تر می بود.
Profile Image for نیما اکبرخانی.
Author 3 books151 followers
June 9, 2021
بسم الله
رمان ایرانی انگار می‌خواهد به فهرست تفریحات مردم برگردد.
داستان دیوار 1358 از همان‌هایی ست که می‌توان با دلی آرام و خرسند خواند و خواند تا به آخر.
از همان‌هایی ست که باید باشد. از همان‌هایی که روان است، موضوع جدید دارد و صد البته از ابتدا تا انتها از ریتم نمی‌افتد با ضرب آهنگی مناسب پیش می‌رود.
خوب است که نویسنده‌ی جوانی پیدا شده تا خود را در قامت خلق داستانی ببیند که در ادبیات داستانی فارسی تا به امروز شبیه‌اش نبوده و نیست و از آن بهتر ناشری هم پیدا شده که جرات می‌کند تا نوقلمی‌که دنبال ایده‌های نو راه افتاده را چاپ می‌کند. کلی بگویم این کارها فقط از جوان‌ها بر می‌آید و این هم یکی از فواید بی‌شمار جوان‌گرایی ست.
من از آدم‌هایی هستم که باور دارم کارکرد اصلی هنر ایجاد لذت است. ( کلا تعریف قطعی یا وحی منزلی در این حدود نداریم. نظرات مختلف است.)
دیوار 1358 همین کار را خوب انجام می‌دهد. شاید بتوان گفت این ایجاد لذت در سال‌های اخیر گمشده‌ی ادبیات ما هم هست. ادبیاتی که یا آنقدر فخیم و معظم و هنری تشریف دارد که عموم مردم درکش نمی‌کنند و طبیعتا پولی هم بابتش خرج نمی‌کنند یا آنقدر زرد و آلوده است که همه‌ی اهالی ادبیات از وجودش از همان صرف بودنش هم شرم می‌کنند.
البته که بنده معتقدم همه اینطور نیستند و این وسط تا دلتان بخواهد اثر خوب هم داریم. اما متاسفانه بسیاری از آثار تالیفی ما در همین دو گروه جای می‌گیرند و یکی از دلایلی که کمیت فروش کتاب‌های تالیفی لنگ می‌زند هم همین است.
اما آقای نویسنده جوان آمده تا این سد را بشکند. کلیشه‌های کهنه را دور بریزد و داستان خودش را برای مردم خودش روایت کند. داستانی که در یک کلام «قشنگ» است.
جذاب است. خوب پیش می‌رود. اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عاشقانه است.
درست مثل زندگی همه‌ی ما که از هرکدام این‌ها کمی ‌داخلش دارد.
قهرمان داستان جوانی ست از طبقه‌ی متوسط. معلم زاده‌ی تحصیل کرده‌ای که آنقدر پول ندارد که خیلی کارهایی را که باید و حق‌اش است بکند. جوانی که «انسان» است. مثل اغلب جوان‌های مملکت ما، با آرمان‌ها، افکار، اعتقادات و صد البته «نیاز»هایی که این روزها کسی به هیچ جایش هم نیست. قهرمان داستان از آن آدم‌هایی ست که این روزها کسی داخل آدم حسابش نمی‌کند که بخواهد حرفش را بشنود چه برسد به اینکه بخواهد یا بخواهند حقوقش را به رسمیت بشناسند.
قرمان داستان از آن آدم‌هایی ست که در روزگار سیل و زلزله و کرونا «جهادی» ست و به روزگار جنگ و خونریزی «خط‌شکن» است ولی در روزهای صلح و صفا و خوش و خرم حتی موجودیتش هم فراموش می‌شود.
این قهرمان داستان نه تا کمر که تا گردن در روزگار ما و فرهنگ ما فرو رفته و قابل باور است. حتی اگر در متن داستانی فانتزی یا علمی-تخیلی قرار گیرد. حتی اگر پرتش کنیم وسط داستانی که اصل و ریشه اش‌ هالیوودی است.
من خیلی سعی کردم چیزی از داستان را لو ندهم چون خودم هم دوست ندارم داستان‌های لو رفته را بخوانم. در حدود چهار ساعت می‌توانید داستان را بخوانید و در طول داستان هم قدری به اطلاعات تاریخ معاصرتان اضافه می‌شود.
این را هم حیفم آمد از قلم خوب نویسنده عینا نقل نکنم : «البته پدرم خیلی در خانه نماند. پس از اینکه نمازش را خواند و از نهاری که محصول مشترک راضیه و مهری بود خورد، تشکر کرد، بیرون رفت و تا سال شصت و هفت که در بیمارستان به دنیا آمدم، پسرش را ندید.»
خلاصه که بخوانید هم فال است و هم تماشا. اگر توانسته باشم قانع‌تان کنم این‌ها را هم باید بگویم. کتاب را انتشارات «کتابستان» منتشر کرده و به راحتی و با یک جستجوی ساده روی تمام فروشگاه‌های اینترنتی پیدایش می‌کنید. نسخه‌ی الکترونیک هم دارد که روی کتابخوان «طاقچه» می‌توانید بخوانید.
پی نوشت: به نظر حقیر گرته برداری از آثار بزرگان کار بدی نیست به شرط اینکه خیلی خوب و درست و حسابی بومی‌سازی شود و این به نظرم کاری ست که جناب آقای قاضی توانسته انجام دهد.
Profile Image for Fariba.
72 reviews20 followers
July 9, 2025
ازش خوشم اومد :)
اوایل میگفتم این چیه چرا اینقدر کنده چقدر ایده‌ش تکراریه،
فانتزیه؟ تاریخیه؟ رمنسه؟ ولی خب نیمه دوم کتاب جذاب‌تر شد و سرعت خوندنم بالا رفت. اینکه یه نویسنده بیاد یکی از شخصیت‌های نازنین رو بکشه باعث میشه دیگه هرچی بنویسه دلم بخواد بخونم :)
(سالمم؟ فکر نکنم)
1 review
December 2, 2020
خب من کتاب رو دیروز شروع کردم و چندساعت پیش تمومش کردم و حالا میخوام نظرمو بگم... اسمشو نمیذارم نقد و بررسی چون خودمو در اون سطح بالا نمیبینم که بخوام قضاوت کنم پس بیشتر میشه گفت نظر یه علاقمند به ادبیات... از زیاده گویی و بحث های خیلی تخصصی هم دوری میکنم☺️

اول از همه باید درباره ایده ی داستان بگم که به نظرم جالب اومد و تا حدی ایده ی تازه ای بود خصوصا توی ژانر فانتزی ایران و معلوم بود خوب روش کار و تحقیق شده و وقایع و مکان و زمان خیلی خوب و دقیق توصیف شدن بودن و البته باید توجه کرد که ایده ی سفر در زمان کلا چالش برانگیزه و هرکسی تعریف و برداشت خودش رو داره از ای بحث و خیلی کلا روش بحث هست ولی من این رویکرد توی این قصه رو تا حد زیادی دوست داشتم.

نکته ی مهم دیگه برام اول شخص بودن داستان بود و معمولا داستانهایی که راوی اول شخص دارن، بعد از اینکه یه کم قصه پیش میره (حداقل برای من) کسل کننده میشن چون قصه توی فاز اول شخص، یه خط مستقیم داره و نمیشه به گوشه و کنار و افکار شخصیتای دیگه رفت و دست نویسنده از این نظر باز نیست؛ با این وجود، این کتاب برام اینجوری نبود، که اگر بود، هیچوقت یک روز و نیمه تمومش نمیکردم.

خط سیر داستان هم خوب بود و سرعت پیشرفت و فراز و نشیب قصه هم مناسب بود؛ البته بعضی جاها به نظرم میتونست به جزئیات و بعضی وقایع بیشتر پرداخته بشه و یه کمی طول و درازتر میشد، بد نبود مخصوصا قسمت های نزدیک به آخر و آخر داستان.
توصیفات کتاب واقعا خوب بودن. نه اونقدر زیاد که حوصله خواننده رو سرببره و نه اونقدر کم که اصلا برای مخاطبش فضاسازی نشه... راحت بگم جوری بود که انگار همه چیز جلوی چشماتون دارن اتفاق میفتن و این تسلط نویسنده رو روی زبان نشون میده (از نویسنده خواهش داریم حالا انقدر مغرور نشه دیگه مارو تحویل نگیره🤣😅).

بحث بعدی این بود که نویسنده داستان رو پرنکرده بود از شخصیت های زیاد که گیج کننده باشه. خیلی از نویسنده ها اونقدر کارکتر اضافه میکنن که البته خیلیاشونم ربطی به داستان اصلی ندارن و اونقدر روی اون شخصیتا کار میکنن و قصه توی قصه میشه که یهو چشم باز میکنین میبینین وسط داستان «تفنگ حسن موسی» وایستادی و مسائل حاشیه ای بیشتر از اصل قصه شدند؛ توی این داستان ولی نویسنده کاملا شاخ وبرگ اضافی رو چیده و دقیقا مثل یه درخت بن سای بود که خوب پرورش پیدا کرده.

و آخر داستان که خب نمیتونم بگم چون اسپویل میشه، به نظرم کاملا بستگی به دید خواننده نه تنها به این داستان، بلکه کلا به زندگی و سرنوشت و قوانین طبیعت وخیلی چیزهای دیگه داره و من با شناختی که از نویسنده دارم فقط ازش ممنونم که اتفاقات وحشتناک و دهشتناکی که من ازش انتظار داشتم بنویسه و روح و روانمو داغون کنه رو ننوشته بود و اجازه داد در آرامش از کتاب لذت ببرم😅🤦🏻‍♀️

در آخر اینکه کسایی که من رو خوب میشناسن، میدونن توی کتاب خوندن حساسم و از هر کتابی خوشم نمیاد به ویژه وقتی نویسنده ایرانی باشه یا کتاب ترجمه شده باشه و کسایی که منو حتی بهتر و بیشتر میشناسن میدونن که اصولا توی مسائل جدی و تخصصی، آدم مهربون و ساده گیر و بارحم و مروتی نیستم ( کلا اینجور مواقع بداخلاقم) که بخوام بگم چون نویسنده دوستمه پس کتاب خوبیه... نه! واقعا خیلی جدی پیشنهاد میکنم کتاب رو تهیه کنید و توی دنیاش غرق بشین و خیالتون راحت نه اونقدر فانتزیه که طرفدارای رئالیسم اعتراض کنن که بیش از حد تخیلی و فانتزی و خلاف واقع هست و نه اونقدر رئاله که دوست داران فانتزی رو ناامید کنه.

بخرین و بخونین.
Profile Image for Mohammad.Bookworm.
84 reviews21 followers
July 31, 2022
حرف خاصی ندارم. در همین حد که من از نوشتن داستان عاشقانه در قالب ادبیات ژانر متنفرم فکر کنم
خیلی لوس میشه و داستان میره تو حاشیه کلا
چقدر میشد بیشتر و بهتر نوشت این رو و عاشقی رو ببره توی حاشیه
ایده اصلی که مشخصا از 11 22 63 کینگ بوده ولی خب من نخوندم:دی
به هر حال پرداخت به ایده مناسب بود و همینم باعث میشه لذت کافی رو ببرم
Profile Image for Elias.
14 reviews7 followers
March 16, 2022
یکی از مزخرف ترین کتاب هایی که میشد خوند و کپی مسخره از ۱۱.۲۲.۶۳ استیون کینگ
امتیاز این صفحه هم که همش الکیه
یه ستاره زیاده
Profile Image for Paris.
102 reviews57 followers
December 4, 2020
به نظرم اثر خیلی قوی ای بود و کتابی قدرتمنده که خواننده رو میخکوب حوادثش کنه. خوندنش نه تنها بار علمیتونو بالا میبره حسابی با احساساتتونم بازی میکنه. یکی از ویژگی های برجسته ش تصویرسازی عالیش بود که این قدرت رو به خواننده میداد تا داستان رو بصورت فیلمی هیجان انگیز لابلای ورق های کتاب تماشا کنه. پایانش برای کسانی که قدرت تخیلشون سرکشه میتونه یه پایان باز محسوب بشه❤
Profile Image for TT.
105 reviews19 followers
January 4, 2021
اولین‌ کتاب ۲۰۲۱من, کتاب رو در ۵ساعت و ۴۵ دقیقه خوندم، امیدوارم رکوردش رو زده باشم.
وقتی خوب فکر کردم دربارش مینویسم.
Profile Image for sara.
159 reviews7 followers
December 19, 2021
ایده داستان سفر در زمان بود
بخاطر همین ایرادات زمانی که توش بود ب چشمم اومد
از طرفی شخصیت اصلی خشک بود بسیار ادبی و بچه مثبتی رفتار میکرد ولی یهو مث مریض های جنسی می شد بنظرم و و رومنس داستان تکراری بود
اول کتاب هدف و نتیجه رو اعلام می کرد بخاطر همین از هیجان داستان گرفته می شد
هیجان داستان ۱۰۰ صفحه آخر بود
1 review
December 6, 2020
هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب ایرانی اینقدر پر کشش باشه، من بی‌نهایت لذت بردم از کتاب، اولین کتاب ایرانی بود که در ژانر علمی تخیلی میخونم، از قدم زدم توی سال ۱۳۵۸ خیلی هیحان زده شدم،، تمام مسیر رو با احسان قدم زدم و تصویرسازی کتاب اینقدر قوی بود که انگار فیلم دیدم، عالی بود، ممنون از نویسنده خوب کشورمون.🤩
1 review
December 2, 2020
کتاب جذاب و بسیار گیرایی بود. مهم ترین نکتش از ریتم نیفتادن داستان و حفظ جذابیتش تا انتهای کتاب بود.فضا سازی ها و شخصیت ها بسیار باور پذیر بود و به جرات می تونم بگم یکی از بهترین کتاب های ژانر تخیلی ایران تا به امروز بود
Profile Image for Mehdi STR.
77 reviews16 followers
December 31, 2024
به طور کلی هر کتاب داستانی رو می‌شه از دو منظر بررسی کرد، یکی قلم و دومی خود داستان.

درمورد قلم و تسلطی که نویسنده به توصیفات داشت کوچیکترین ایرادی از نظر من وجود نداشت. به خصوص اینکه دیوار ۱۳۵۸ اولین کار آقای قاضی بود.
نویسنده توی نیمه ی اول کتاب دقت زیادی روی جزئیات و حتی صداهای داستان داشت، چیزی که حوصله می‌خواد و توی خیلی از کتاب ها رعایت نمی‌شه(توجه به اصوات)

از منظر داستان، شروع خوب و متعادلی داشت اما در میانه کمی منحرف شد و ماجرای قاتل سریالی به نظرم اضاف بود.
رومنسی که داشت رو دوست داشتم، خوشبختانه رومنس داستان تر و تمیز، به دور از اغراق و افراط و زیاده روی های مخاطب پسند بود. (خودمونی بگم روی مخ نبود)

اما نقطه ی قوت داستان پایان بندی خیلی خوبش بود، پایان بندی کامل، منطقی و همون چیزیه که باعث شد دیوار ۱۳۵۸ رو به عنوان یک اثر خوب به یاد داشته باشم، پرسش های مهم داستان از جمله منطق سفر در زمان، اونجا به خوبی پاسخ داده شد و نویسنده به خوبی تونست از عهده ی پیام های نهایی و پایان دادن به پرونده ی این داستان بر بیاد.
Profile Image for Emir M Noble.
1 review
December 8, 2020
-میخ‌کوب‌کننده، خاطره انگیز و پر از احساس- از بهترین های علمی‌تخیلی فارسی که پیشنهاد میکنم دو نسخه ازش تهیه کنید چرا که قطعا بعدا دوست ندارید کتاب خودتون رو قرض بدین!
Profile Image for Melika Kalhor.
148 reviews50 followers
June 24, 2022
امتیاز من: ۳

فرض کن یه روز داری با کیسه ی خریدات توی دستت از همون مسیر همیشگی میری خونه که یهو نایلون گوجه ها پاره میشه و یه دونه گوجه همینجوری قل میخوره میره جلو. جلوتر یه دیواره و خب تو توقع داری گوجه بره جلو و بخوره به دیوار و وایسه و منتظری همین اتفاق بیفته اما... میبینی گوجه از تو دیوار رد میشه! این دقیقا همون اتفاقیه که برای احسان میفته. کنجکاوی، احسان رو پای اون دیوار میکشونه و ازش رد میشه و دیوار اون رو از تابستون سال ۹۸ وارد زمستون سال ۱۳۵۸ میکنه! دیوار ۱۳۵۸ اثر آقای امیرحسین قاضی، داستان ماجراهاییه که احسان با سفر به گذشته پشت سر میذاره.

خوندن دیوار ۱۳۵۸ قطعا تجربه ی دلچسبی بود. کتاب پر از توصیف های زنده و جذابه و شما رو می‌بره تو دل تهران اوایل انقلاب. تهرانی که هنوز آسمونش پر از ستاره و هواش عاری از دود و دم بود.

با اشاره ی کتاب به قیمت‌های الان و اون موقع، خیابون ها، ماشین ها و غیره خوندن این کتاب مثل این میمونه که تو تونل زمان قدم گذاشته باشین. واقعا توصیف هاش باعث می‌شه دلتون بخواد تو یه روز ابری و زمستونی برید تهران گردی. این چیزیه که من بیشتر از همه در مورد این کتاب دوست داشتم. یعنی فضا سازی.

ولی یه چيزی که دلم میخواست پررنگ تر باشه، شناخت ما از کاراکترها بود‌‌. یعنی کاش همون توجهی که تو فضاسازی کتاب دیده میشه توی شخصیت پردازی و دیالوگ ها هم بود. کاش ما بیشتر باهاشون درگیر میشدیم. درواقع ارتباط حسی ای که بین من به عنوان خواننده با کاراکترها برقرار می‌شه میتونست پررنگ تر باشه.

یه قانونی که همیشه در مورد نویسندگی میگن اینه که "show, don't tell" یعنی نشون بده به جای اینکه بگی. این چیزیه که از نظر من این کتاب بیشتر لازم داشت. چون یه جاهایی انگار دیوار ۱۳۵۸ رو یکی (احسان) داره براتون تعریف میکنه، نه اینکه کتاب رو زندگی کنید. خیلی جاها کامل تو کتاب حل نمیشی بلکه نظاره گری.

پیرو این موضوع، بیشترین پیوند من با کتاب دقیقا توصیفاتش بود که واقعا واقعااااا قشنگ بودن‌. واقعا فضاسازی نقطه ی قوت قلم آقای قاضی هست که آدم رو تو خودش غرق میکنه. مثلا یه جایی از داستان احسان تو یه خیابون شلوغ زیر برف وایساده بود و توصیفش انقدر قشنگ بود که الانم با یادآوریش لبخند زدم :)

هر چقدر فضاسازی خوبه، شخصیت پردازی ضعیف تره. توصیفات نویسنده خوب فضا رو به ما نشون می‌دن ولی نمیتونن توی شناسوندن کاراکترها به ما موفق عمل کنن. یه چیزایی از داستان هم میتونست منطقی تر پیش بره.

خلااااااصه من خیلی تالیفی نمیخونم اما خوندن این کتاب تجربه‌ی بدی نبود.
Profile Image for Maede.
1 review
September 16, 2023

بعد از مدتها فهمیدم این کتاب کپی یک نمونه ی خارجی هست و‌متاسفم برای نویسنده که حق کپی رایت هیچ اهمیتی در ایران نداره و هیچ خلاقیتی هم نداره جز اینکه جان اف کندی ور تبدیل به رجایی کرده
Profile Image for muhammadhusein.
102 reviews13 followers
January 5, 2025
برعکس معرفی های گوناگونی که خوانده بودم
و علاقه ای که به نویسنده دارم نتونستم کتاب رو تموم کنم و در صفحه 110 دراپ شد...
در ایران رسم نیست این ها گفته بشه پس من اینو نه در اینستا نه در هیچ جای دیگه ای منتشر نمیکنم
ولی حس کردم کوتاهی کردم اگر در گودریدز ننویسم و نگویم.
کتاب داستان جذابی را بهمراه دارد، با اینکه به گفته دوستانم ایده اقتباسی از ایده استفن کینگ هست و نویسنده به تازگی کتاب استفن کینگ را ترجمه کرده است ولی پرداخت شخصیتی خوبی نداشت.
اول شخص بودن داستان خوب در نیامده بود بنظرم
چیزی که زیاد بود فضاسازی داستان بود و نسبت به شخصیت پردازی خیلی بیشتر بود.
هنوز نمیدانم اخرش دقیقا چه میشود ولی تا اینجا که من خواندم یعنی صفحه 110 بنظرم 40 یا 50 صفحه داستان اضافی بود.
شخصیت پردازی بنظرم خیلی کم است.
چیزی که بنظزم باید دیده شود بالانس بین فضا و شخصیت است.
متاسفانه از کتاب لذت نبردم و حداقل الان یعنی اسفند 1400 نمیتونم داستان رو ادامه بدم و موکول میکنم به زمانی دیگر.
امیدوارم نویسنده داستان همیشه سربلند، موفق و پیروز باشد و امیدوارم از من ناراحت نباشد.
د�� آخر اینکه من یک نوجوان 18 ساله هستم و خیلی کتاب باید بخوانم تا بگویم نقد! و این تحلیل یک پسر هجده ساله هست که تا جایی که توانسته کتاب خوانده است.
محمدحسین راه نورد
اسفند 1400
پایان.
Profile Image for Hanieh.
311 reviews13 followers
February 9, 2022
۴/۵

خوشخوان و روان!
کلمات در متن این کتاب طوری جاری می‌شدن که گذر زمان اصلا حس نمی‌شد آدم توش غرق می‌شد. یه داستان خیلی خلاقانه و یه موضوع خیلی جالب بود. احسان معلم زبان جوانی که درگیر عجیب ترین ماجرای زندگیش می‌شه.

توصیف های کتاب عالین. من عاشق توصیف های تهران قدیم شدم. کتابم پر از نوشته هایی شد که سر احسان برای قدم قدم تغییر ها غر زدم، سعی کردم آرومش کنم، حتی باهاش گریه کردم. کتاب پر از احساسات قشنگ و تلخ و شیرین بود. یه جورایی با آدم گره می‌خورد.
من در کل پایان تلخ و شیرین داستان رو دوست داشتم. اون چند خط آخر خیلی برام جالب بود.

رومنس داستان یه کم تند برای من پیش رفت و کلا عشق در یک نگاه یه کم سخته برای من و پایان داستان اگر کتاب طولانی تر بود شاید بیشتر می‌شد باهاش درگیر شد.

تبریک می‌گم به امیر حسین قاضی عزیز که در اولین تجربه‌ی حرفه‌ای همچین داستان دلنشین و جذابی نوشته.
امیدوارم جوهر قلمت هیچ وقت تموم نشه ⁦✧◝(⁰▿⁰)◜✧⁩
Profile Image for Kim.
3 reviews1 follower
December 7, 2020
درود.این کتاب فوق العاده بود‌. در واقع انسجام این همه ژانر مختلف داخل یه کتاب اونم انقدر ملموس واقعا هنر وکاملا حرفه ایه‌ این اثر فوق العاده بار معنایی داره و از تک تک سطری که خونده میشه کلی هم حس خوب و درس می‌گیری.سفر به گذشته،فیزیک کوانتم،عشق،تاریخ،راوی گری عالی،روح بزرگ راوی و نویسنده،هر چی بگم کم‌ گفتم.بخونید حتما
31 reviews
March 22, 2023
داستان تخیلی قشنگیه
نمیشه زیاد باهاش همراه بود ولی در کل خوبه
Profile Image for Mohammad Alanjani.
188 reviews5 followers
February 17, 2021
سوژه عالی، شخصیت پردازی مناسب و پایان بندی مطلوب
اما توضیحات شدیدا اضافی و غیر ضرور که فقط باعث اعصاب خردی می شود و هم چنین غلط های فراوان نگارشی، ادبی و حتی املایی به شدت توی ذوق می زند...
Profile Image for Hanie Hadadnia.
40 reviews
January 16, 2022
دیوار یه کتاب معمولی نیست ، کتابی هست که آخرش مغز شمارو یه جوری در هم می پیچونه که چهار ساعت به دیوار خیره میشی و میگی ها ؟ چیشد؟🙂
این کتاب حس و حال خیلی قشنگی داشت ، از توصیفات قشنگش از خیابون انقلاب و پلاسکوی قدیم گرفته تا لاله زار ؛ توصیفاتی که در مورد رایحه های مختلف میشد ، همه و همه میتونستن اون حس رو به راحتی به مخاطب القا بکنن . کتاب شخصیت سازی خیلی خوبی داشت ، درسته یکم شخصیت اصلی داستان یعنی احسان یه خورده و انقدره 🤌 فوضول بود اما خب به راحتی میشد باهاش ارتباط برقرار کرد ، امااا نگم براتون از شخصیت مهری ؛ ماه بود و انقدر مهرش به دلم نشست که خدا میدونه .. 🤧💔 . دیوار ۱۳۵۸ فضاسازی خیلی خوبی داشت و من تونستم راحت به همراه احسان به اون زمان برم و باهاش ارتباط برقرار بکنم . دیوار متن روون و خوبی داشت و از نظر من کتابِ قوی بود . در مورد رمنس های کتاب هم باید بگم که خب من دوست داشتم اما این بخش خیلیییی سلیقه ای هست و کاملا نظرات باهم فرق میکنن 😁 .
Profile Image for Amin Houshmand.
166 reviews57 followers
January 2, 2021
وقتی به بخش چهاردهم از فصل دوم کتاب رسیدم، به امیر پیام دادم و حس مشترک خودم رو از اون اتفاق بهش گفتم. رابطه من با کتاب از همون اول یک رابطه «عشق و نفرت» ناشناخته بود. نه به خاطر ایده داستانی و به عاریه گرفته شده اون از #استفن_کینگ، که هم من و هم نویسنده آگاهانه بهش مطلع بودیم و با علم به اون داستان شکل میگرفت و پیش میرفت. رابطه «عاشقانه» به دلیل ملموس بودن روایت رمانتیک و پرداخت شخصیت به جای اون، به خاطر دیدن خودم در جای شخصیت احسان که هم همسن بودیم و هم همکار و هم هم‌سرشت و هم عاقبت رفتار عاشقانه یکسانی داشتیم.

دوست ندارم این کتاب رو نقد کنم. نه به دلیلی که گفتم، بلکه به خاطر دلایل ناگفته که میشه بدون در نظر گرفتن اونها، اثر رو قلع و قمع کرد ولی با دونستن‌شون میشه زبان به کام گرفت و چیزی نگفت. کاری به نقد ندارم.

این روایت عاشقانه در پس رویکرد تاریخی و ژانر علمی‌تخیلیش من رو عاشق خودش کرد. نسخه اصلی این روایت رو به قلم استفن کینگ خونده بودم. ولی کتاب #112263 هیچ نزدیکی عاطفی و حسی با منِ شرقی نداشت. #دیوار۱۳۵۸ ولی این حس مشترک رو ایجاد کرد و باعث شد خودم رو در جایگاه قهرمان کتاب ببینم. قطعاً هم روایت، هم قصه و خم بافتار و ساختار ایرادات بزرگ و کوچیک داشتن ولی نمیخوام بهشون بپردازم. هرچی بود این کتاب به من تجربه دلنشین چند ساعت بی‌وقفه خوندن و تجربه کردن رو هدیه داد. بابت همین ازت ممنون امیرحسین قاضی عزیز.

و در انتها یک توصیه؛ کتاب‌ها و قصه‌ها و حتی خودتون رو از یوغ موجوداتی که اسم #ویراستار_ادبی رو یدک میکشن رها کنید! اونها نه به خودشون رحم میکنن نه به شما و نه به داستان شما. مشکل اصلی این کتاب هم همین بود!
Profile Image for Negar.
32 reviews1 follower
January 31, 2025
(شایدم 2.5) موضوع این کتاب سفر به تهران قدیم از طریق یه دیوار برای من خیلی جذاب و جدید بود. داستان شروع خوبی داشت،خیلی روان بود، بسیار زیاد ملموس بود خیابون هایی که اشاره میشه یا مشکلاتی که توش بیان می شه رو همه مون یا به چشم دیدم، یا شنیدیم. و اینکه به طور کلی ادم و با خودش همراه می کرد. ولی متاسفانه همه چیز خیلی معمولی بود حتی داستان عاشقانه ای که اتفاق می افته بسیار زیاد سطحیه. با وجود توضیحاتی که از حال و هوای اون دوران داده شد به نظرم می تونست بیشتر و بهتر باشه می تونست روابط بیشتری شکل بگیره و در کل جای کار خیلی بیشتری داشت ولی خب یه داستان ساده بود که چند روزه تموم میشه و میشه ازش لذت برد.
Profile Image for Mobin.
6 reviews
February 11, 2022
فضای کتای و اینکه به گذشته بر میگرده به نوع خودش جدید و جالب بود ولی کاش نویسنده جزئیات و هیجان بیشتری اضافه میکرد حتی میتونست اتفاقات جذابت تری اضافه کنه. مثلا بعد از چند ماه زندگی در گذشته حتی یک بار دلش برای خانوادش تنگ نشد ؟؟
با جذابیتی که در بعضی قسمت های داستان داشت خیلی جاها فقط میخوندن که کتاب رو نیمه کاره رها نکنم .
Profile Image for N.a.f.a.s.
314 reviews33 followers
July 28, 2021
اتمام
۶/مرداد/۰۰
چهارشنبه
13:45
100 reviews2 followers
November 29, 2022
سوال: چگونه یک ایده خوب برای نوشتن یک رمان تاریخی را با تبدیلش به یک عاشقانه‌ی لوس به فنا دهیم؟
جواب: از نویسنده این کتاب بپرسید چطور به این مقام نائل آمده!

داستان از این قراره که "احسان" کشف می‌کنه که از طریق یه دیوار می‌تونه به سال ۵۸ بره، و به اندازه کافی وقت داره که جلوی ترور شهیدان بهشتی، رجایی و باهنر که در سال ۶۰ اتفاق می‌افته رو بگیره تا شاید با زنده موندن این آدم‌های کاربلد و دلسوز، آینده بهتری برای ایران رقم بخوره.

خب ما چه انتظاری داریم؟ اینکه به هزار بدبختی و تلاش بتونه بچه‌های اطلاعات و امنیت اون زمان رو قانع کنه که عامل ترور، همین آقای کشمیری ظاهرالصلاحه! بعد این وسط با مجاهدین خلق درگیر بشه... تعقیب و گریز... شکنجه... یه دوستی پیدا کنه بعد بفهمه طرف عضو مجاهدین بوده... که آخرش اگه موفق نشد تاریخ رو تغییر بده بگیم حداقل تلاششو کرده!
ولی تو کتاب چه اتفاقی می‌افته؟ آقا احسان قصه‌ی ما که برای یه هدف والا به گذشته رفته، عاشق مهری‌خانوم میشه، و دو سوم کتاب به رفتارهای عاشقانه‌ی لوس این دو نفر (که منو یاد رمانای انجمن نودهشتیا انداخت) و توصیف لب‌های سرخ و خرمن موهای خرمایی و لشکر مژگان معشوق می‌گذره!!! نویسنده و شخصیت‌ها کلا فراموش می‌کنن هدفشون چی بود! در ۵۰ صفحه پایانی کتاب ناگهان آلزایمرشون درمان میشه و با یه نقشه آبکی که به ذهن هر نویسنده دون‌پایه‌ای می‌رسه، میرن واسه جلوگیری از ترور رئیس‌جمهور!
آخرشم به همون نتیجه تکراری همیشگی می‌رسه که گذشته رو نمیشه تغییر داد و چیزی که مقدر شده، اتفاق می‌افته! و اگه چیزی رو در گذشته تغییر بدی، لزوما آینده اون جوری که انتظار داری رقم نمی‌خوره!
امیدوارم از این نویسنده جوان داستان‌های بهتری بخونیم. این یکی که پاک ناامیدم کرد! اصلا با شخصیت‌ها ارتباط برقرار نکردم و احساسی نسبت بهشون نداشتم!
1 review
December 20, 2020
سلام .
در بین تمامی کتاب های علمی تخیلی موجود در بازار ایران از نقاط مثبت بسیاری برخوردار است، به گونه ای که با خواندن کتاب احساس میکنید با یک بار خواندن کتاب حق مطلب ادا نشده است. تصویرسازی بسیار زیبا و دقیق باعث شد که، دیدی که نسب به علمی _تخیلی ایرانی داشتم تغییر کند و این موضوع در ذهنم شکل بگیرد که ((هنوز نویسنده هایی با پتانسیل های بالا در این ژانر در ایران هستند و میتوان به آنها افتخار کرد))
1 review
December 20, 2020
بیشتر هیجان داستان های علمی تخیلی به خاطر اتفاقات فانتزی اونه ولی این رمان با ترکیب چند ژانر مختلف نوع جدیدی از داستان های علمی تخیلی رو برای خواننده تداعی میکنه. اتفاقاتی توی داستان میفته که به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و هر فصل طوری تموم میشه که شور و اشتیاق برای خوندن فصل بعدی دو چندان میشه.
امیر حسین قاضی با این کارش روح تازه ای به رمان های فارسی دمیده و باعث شده که توجه به این ژانر بیش از پیش بشه.
1 review
December 20, 2020
خوندن این کتاب آدم رو به وجد میاره واقعا، اول از همه این برام بسیار جذاب بود که یک ایرانی انقدر زیبا دست روی ژانر فانتزی گذاشته و سفر در زمان رو چاشنی داستان کرده، علاوه بر اون واقعا میشه گفت که این کتاب رو نمیشد زمین گذاشت و هر فصل رو که میخونی یک حسی نمیگذاره کتاب رو بگذاری کنار و فصل بعد هم میخونی. امیدوارم از این نویسنده کتاب های بیشتری در اینده بخونیم
1 review
December 20, 2020
اولين بار هست كه كتابستان يه كتاب ميزنه كه حداقل مذهبي و ربطي به اعتقادات نداره
توي اين كتاب كه خوندم خيلي جالب بود
نويسنده تخيلات و عشق رو خيلي قشنگ تركيب كرده
شايد بشه گفت اولين نويسنده كه درباره اينده و سفر به زمان رو خيلي خوب به نمايش در اورده و نوشته
من واقعا لذت بردم و اين كتاب يكم طرز فكرم رو درباره كتاب ها و نويسندگان ايراني البته بعضي هاشون تغيير داد
Displaying 1 - 30 of 42 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.