اولین کتاب ۲۰۲۶ را تمام کردم. «دختران تالی» را یک روز قبل از تبدیل سال شروع کرده بودم. شروع برایم چندان جذاب نبود، اما دانستم سرنوشت شخصیتها، باعث میشد پای داستان بمانم. ولی با اندوه تلخ و برزگ به پایان رسیدم این رومان تقریبا با همان زاویهدید سرزمین جمله دیده میشود. روایت از تهی دستان، زورمندان، تفنگدارن، بیقانونی، زنستیزی از جمله درونمایههای آقای هروی میباشد. از این لحاظ که سرزمین جمله و دختران تالی درنمایههای مشابه دارد برایم جالب نبود. چیزی که در نثر آقای هروی برایم خوشایند است. پرداختن به زن در مرکز داستان است نه حاشیه. دختران تالی داستان بسیاری از جغرافیا افغانستان است. فکر میکنم اگر بالای فرم داستان بشتر کار میشد چیزی بهتر از این می
اولین کتابی را که در سال ۲۰۲۶ تمام کردم، *«دختران تالی»* بود. آن را درست یک روز پیش از تحویل سال شروع کرده بودم. راستش آغاز داستان برایم چندان جذاب نبود، اما سرنوشت شخصیتها چنان مرا با خود کشاند که نتوانستم رهایش کنم. در نهایت، با اندوهی تلخ و سنگین، به پایانش رسیدم. این رمان، مانند *«سرزمین جمله»*، با همان زاویه دید و فضای آشنا روایت میشود. فقر، زورگویی، بیقانونی، زنستیزی و حضور تفنگداران، از جمله درونمایههای تکرارشونده در آثار آقای هروی است؛ و شاید همین شباهت زیاد با اثر قبلیاش، برایم تازگی کمتری داشت. با این حال، چیزی که همواره در نثر هروی برایم ستودنی است، *پرداختن به زن بهعنوان محور داستان* است، نه صرفاً حاشیهای در روایت. در «دختران تالی»، زنان نه فقط روایتشوندهاند، بلکه روایتساز هم هستند. این داستان، بازتاب دردها و واقعیتهای بسیاری از جغرافیای افغانستان است. با اینکه مضمون اثر عمیق و قابل تأمل است، فکر میکنم اگر روی *فرم داستان* بیشتر کار میشد، میتوانست اثری درخشانتر از این باشد.