کتابِ حاضر اولاً تلاشی است برای محک زدنِ دیدگاههای مرسوم در مورد نقش سیاسی بازار از طریق طرح پرسشی ناظر بر فاعلیت پررنگ سیاسیِ بازار از اعتراض به قرارداد رژی تا انقلاب ۱۳۵۷، در مقایسه با نقش منفعل وی پس از آن. دوم تلاشی است برای پاسخ به همین پرسش از طریق مفهومپردازیِ بازار همچون مجموعهای از شبکهها که در کنشهای شخصی اعضایش حک شدهاند و در تعامل با دیگرِ همتایان، نمودی عینی مییابند. به این اعتبار، علاوه بر موشکافیهای بدیع در انواع ارتباطاتی که هویت بازار در ایران را میسازند، کتاب حاضر را میتوان تشریک مساعیِ جدّیای دانست در مبحث ناظر بر فاعلیت سیاسی گروههای اجتماعی و نهادهای سیاستگذاری که همواره هم از جذّابترین و هم از مناقشهانگیزترین مباحث معطوف به مطالعهٔ نظریهها و تجارب دورانهای گذار در جامعهشناسی سیاسی بودهاست.
A very good analysis of the Tehran Bazaar before and after the Islamic Revolution. It shows how both governments policies towards Bazaar have failed. One seeking to isolate Bazaar the other to patronage. In the former Bazaar became stronger in the latter became weaker. Bazaar’s internal networks have transformed from Cooperative relations to coercive relations after the Islamic Revolution according to the author.