کمیک مرز روایت نگارگری نازک دل است در پی حادثه ای روانه سفری پر مخاطره میشود. مزدک که شخصیت اصلی داستان است دل در گرو یاری دارد که این عشق، انگیزه پذیرش مخاطرات سفر میشود. در این سفر مزدک را غلامی به نام صبرا همراهی میکند. غلامی که برای آموختن به مزدک، چیزهای زیادی در خود دارد. کمیک مرز توسط صدف فقیهی و ماهور پورقدیم پدید آمده است. این دو نفر طرح اولیه مرز را در جایزه بین المللی کلیپ استودیو ژاپن شرکت دادند و موفق به کسب رتبه سوم از این رویداد مهم بین المللی شدند. کمیک در 3 دفتر روایت می شود که هم اکنون دفتر اول آن به بازار عرضه شده است.
اولین چیزی که باید بگم اینه که واقعا امیدوارم توی سریالی کردنش موفق باشن چون به شدت میخوام ادامه رو بخونم. . . آرت واقعا چشمنوازه و با داستان به شدت هماهنگه. جزئیات تمیز و اصیلش -که واقعا کیف کردم ازشون- حال و هوای داستان رو به خوبی منتقل میکنه. در مورد این دفتر بهطور خاص هم، از روند کلی لذت بردم به حد کافی. اما خیلی سریع میگذشت، میدونم که شرایط انتشار کمیک سریالی توی ایران خیلی فرق داره -ثانیههای بعدی غیرقابل پیشبینی ان حتی- و نمیدونم داستان قراره کجا باز بشه اما چیزی که دلم میخواست در شروع ببینم و به نظرم کم اومد مومنتهایی بودن که شخصیتها رو بیشتر به من بشناسونن، مزدک بزرگزادهِ بیخبر از همه جاییه و روبهرو شدنش با زندگی سخت و واقعی برای من به شدت جذابه اما واکنشش در برابر چیزهایی که میبینه به نظر کافی نمیاد، صبرا هم احتمالا همراه بودن با مزدک براش چالشهایی داره. نیلوفر و مه رویه هم میتونستن بیشتر در صحنه باشن و ارتباط های قویتری بینشون وجود داشته باشه. در نهایت واقعا کیف کردم و از خالقهاش که کاراشونو از مدتها پیش توی اینستا دنبال میکنم ممنونم. . . پ.ن. سلیقه من در بحث جذابیت بصری و ظرافت بصری شخصیتها خیلی مشخصه، مزدک هم توی تمام استانداردهای من نمره بالایی میگیره و البته خیلی وایب دیانشیا رو داره به خصوص با نوارهای سفید موهاش و من عاشق دیانشیام (づ ̄ ³ ̄)づ .
جذاب، هیجانانگیز و دوست داشتنی. نخستین کمیکِ ایرانی بود که خواندم و حقیقتا از تماشای نقاشیها و خواندن داستانش لذت بردم. کاش دفترهای بعدیش هم منتشر شده بود که ادامهاش را میخواندم و بلافاصله پس از اتمام دفتر نخست، خماریاش به جانم نمیافتاد.
داستان این کمیک شرح سفر طولانیِ «مزدک»(نگارگر دلنازک و عاشقپیشهی دربار صفوی) به همراه غلامی به نام «صبرا» که او را به جهت آزادسازی از اربابش خریداری کرده، از اصفهان به قندهار است. نکته: اول اینکه، دلیل سفر آنها را به جهت جلوگیری از اسپویل ذکر نمیکنم. دوم اینکه، در پایان دفتر نخست، آنها به «خاش» رسیدهاند، پس سفر و ماجراهای آنان در دفتر یا احیانا دفاتر بعدی ادامه خواهد داشت.
کارنامه داستایفسکی در کتاب بیچارگان میگه: چیزی که قشنگ است، قشنگ است. نه میتوان آن قشنگی را انکار کرد و نه میتوان گفت زشت است. بنابراین من ضمن ستایش و تقدیر از نویسنده و تصویرگر عزیز بابت خلق این کمیک قشنگ و دوستداشتنی، تنها یک ستاره بابت شروع گنگ داستان از کتاب کسر و نهایتا چهار ستاره برایش منظور مینمایم.
کیف کردم، طراحیها محشرن. تا حالا کمیک ایرانی نخوندم و این شروع خفنی بود.
شخصیتها جذاب و کاریزماتیک بودن، تروپها توی ذوق نزدن، و بذارین یک بار دیگه از نقاشیها تعریف کنم.
فقط میخوام یک ستاره کم کنم به خاطر آغاز و پایانش. پرولوگ خیلی گیج و ویجم کرد، مشتی جملههای تاریخی پر از اسمهایی که نمیشناختم... و پایان! حتی کلیفهنگر خوبی نبود، دقیقا وسط ماجرا ول کرد رفت. بابا من مرز میخوام. مرز بدین. بقیهش کو *به طرز دراماتیکی آه و ناله کردن
مرز کمیکیه که مدتی هایپ بزرگی اطرافش بود. برای همین گذاشتم هایپ کامل بخوابه و بعد بخونمش. آرت محشری داره. جزییات محیطیش گاهی نامشخصه ولی در کل آرتش عالیه. خود داستان قسمتی از تاریخ رو نشون میده که ایران در بخشی از شکننده ترین دوران خودش بوده. از تم تاریخی استفاده درستی شده و یک پلات نیمه مستقل خلق شده که روایت خوبی هم داره.هرچند کمی سرسری پیش رفته و هر بخش از داستان می تونست بیشتر پرداخته بشه. شخضیت پردازی دو بعد اصلی هم عالی بود. هر وقت نیاز می شد به موردی که در مرکز قرار گرفته بود پرداخت بیشتری می شد.
مرز هایپ بالایی داشت و دلیلش صرفا "کمیک ایرانی" بودنش نیست بلکه خوب بودنشه. می تونم بگم اولین کمیک ایرانی استانداردی بود که خوندم. به امید انتشار دفتر دوم
خب خب چطور میتونم از آرت خفنش تعریف کنم؟! واقعا نمیدونم برام جالب بود انقد تصویرگری خفنی داشت.... از آرتاش زیبایی میچکید🤌🏻خب اینکه درباره تاریخ و گذشته ایران بود برام قابل تحسین بود، ارتباط بین تصاویر و فرهنگ گذشته مشخص بود و همین تصاویر رو خفن کرده بود شخصیت پردازیش خوب بود درحد کمیک، طراحی لباس شخصیتا ک براساس هر شخصیت متفاوت و متمایز و براساس شخصیت اون کرکتر بود خیلی خوب بود و من رو خوشحال کرد ک انقدر قوی ظاهر شد اصن لباس هرشخصیت رو ببینید یا حتی تصویرش متوجه میشید ک اخلاقیات شخصیتی کرکتر چطوریه، کاملا مشخص بود نویسنده و تصویرگر هماهنگی خوبی داشتن، روند داستان اوکی بود و خب پایانش رو نپسندیدم ب جاهایی گنگ بود برام اما درکل قشنگ بود واقعا! بی صبرانه منتظر دفتر دومم و قطعا از این سری مجموعه حمایت میکنم! امیدوارم تو جلدهای بعدی موفق تر عمل کنن چون این جلدو واقعا دوست داشتم آمیزه فرهنگ و هنر ایران با تاریخ ترک برداشتن مرز های ایران چیز خفنی از آب دراومده مخصوصا برا منی ک عاشق تاریخم... بخونیدش لذت بخش و جالبه🌱🌿💚
گرافیکش جذابه و داستانش هم و خیلی ایرانیزه هم هست و سرجمع به نظر من خیلی خیلی خوب تونسته انتظارات رو برآورده کنه و به طور خلاصه به نظر من خوندنش سریع و لذت بخشه و امیده آثار بیشتری با این شکل ببینیم و بخونید https://taaghche.com/book/84694
خداوندگاراااا🥺 چقدر خوشگللل بود آخه🥲 آرتِ شدیدا جذابی داشت که پر از جزئیاتِ زیبا و اصالت و نگارگریهای قشنگ بود😌 خصوصا برای منی که عاشقِ آسمونم، صحنههای غروب و شبای پرستارهش محشر بود😇 امیدوارم که دفترهای بعدی هم به زودی منتشر بشه و سیرِ داستانیش صعودی بمونه😍 دمِ نگارگرهاش گرم (نمیدونم معادلِ فارسیِ "مانگاکا" چی میشه😅)
هم اکنون شصتمین کتاب من و پایان چالش سالانه با این کمیک ایرانی زیبا:) داستانش و نقاشی هاش خیلی خوب بود و همین طور پایانش که باعث شد مشتاق خوندن بقیش بشم فقط گاهی تو دیالوگ خوندنش به مشکل میخوردم که احتمالا بخاطر مهارت کمیک خوانیم هست که به مشکل خوردم
《هو الحق》 یک داستان مصور زیبا🌱🌼 تعریف مرز رو شنیده بودم ، یک داستان مصور ایرانی با آرتهای فوقالعاده داستانش جالب بود اما جای کار داشت ، کند پیش میرفت و خیلی از وقایعش در خدمت داستان نبودن اما تصاویرش واقعا عالی بود پ.ن : من تنها کسیم که جنسیت کاراکترها رو از روی تصاویر نمیتونستم درست تشخیص بدم؟😅😂 ۱۴دی ۱۴۰۰❄🫂
آرت و به طور کلی طراحی بدک نبود. جا داشت بهتر هم باشه ولی! داستان هم بد نبود. اینقدری خوب بود که هفتاد صفحه رو درجا بخونم و نندازم کنار. اولین حمایت رسمی من از یک اثر ایرانی. مرحله بعد میرم سراغ کوارتت نهایی که دو ساله داره خاک میخوره تو کتابخونهم.
بین این همه کمیک ایرانی که خوندم این یکی از همه بهتر بود! تصویرگری خیلی خیلی خوبی داشت و نوع و قواعد تصویرگری کمیک رو بهخوبی انجام داد! داستان خیلی جذاب بود(برخلاف کمیکهای ایرانی که خوندم) و واقعا بدجایی تموم شد🥲 من نیاز به جلد دومش دارم😭
دفتر اول به شدت برام جذاب بود! حتی میتونم بگم از کمیک های دیگهای که خوندم(ایرانی نبودند) بهتر بود!
گرافیکش واقعا عالی بود و چقدر به جزئیات دقت شده بود! لباس های به شدت زیبا بودن. تا حدی توی لباس ها دست بردن اما صرفا برای کنار اومدن مخاطبی که داره تو سال ۹۹ زندگی میکنه باهاشون. تصویرسازیش به شدت زیبا بود، تنها چیزیه که میتونم بگم!
موقعی که اومد من درجا توی حیاط نشستم و خوندمش! به شدت داستان جذابی بود و منتظرم که زودتر دفتر دوم هم بیاد.
داستانی عاشقانه و ماجراجویانه… سفری به پهنای ایران زمین با پیام صلح در دورانی که کشور از همه سو طعم جنگ و خونریزی را می چشد، و مسیری بس طولانی برای رسیدن به محبوب… این دومین تجربه من از کمیک ایرانی اولی با شکست روبه رو شد ولی این دومی یعنی مرز دوسش داشتم تگ تک شخصیت هاش خیلی به دلم نشست و یخورده دلم برای اون غلام سوخت ولی خوب مزدک باهاش مهربون بود یه چیزی بگم تا فراموش نکردم شخصیت مزدک با اون موهای بلندش نازو دوست داشتنیش کرده بود و امیدوارم تو جلد دیگه همین قدر موهاش بلند باشه*-*
داستانش خیلی عالیه گرافیک واقعا خیلی دقیق و با جزئیاته معلومه که روی داستان خیلی کار شده واقعا افتخار میکنم که این کمیک ایرانیه🥺❤ به شدت منتظر دفتر دومم😗❤
۲۵ اسفند ۱۴۰۲ بار سوم یا چهارمه که بازخوانیش میکنم و این اولینباره که اشکم رو درآورده. چقدر زیبایی تو! کاش شرایط جور دیگهای بود و میتونستیم شاهد انتشار جلدهای بعدی هم باشیم...
I enjoyed reading this excellent comic. I should congratulate its creators on this lovely story and beautiful art. I hope that I can read the rest of the story ASAP!
داستان پردازی، گرافیک و تصویر سازی عالی کار شدند؛ حتی اصول و قواعد هم به خوبی رعایت شده. عاشقش شدم! صمیمانه از خانم فقیهی و پورقدیم ممنونم بابت خلق این اثر و بی صبرانه منتظر جلد دوم هستم.
«تلألوِ درخشانِ کتابی کمنظیر.» نامی که به حق، شایستهی آنست. کتابی خوش آب و رنگ و خوش نوشت. اوّلین کتابی بود که درین سبک خواندم، اگر درست گفته باشم اوّلین مانگای(کمیک استریپ) ایرانی که به نوع خودش بسیار عالی و خوشساخت و خوشخوان است.
خوشساخت را از این منظر میگویم که رنگ بندی، چهره پردازی ها، ساختار داستان، پیرنگ و همه و همه خیلی خوب از آب درآمده است. همزمان با خوانش کتاب، میتوانستم بصورت انیمهوار خودم را در محیط داستان ببینم و چقدر هیجان انگیز بود و چقدددرررر ذوق داشتم موقع خوانشش و کِیف کردم🤩😍؛
بطور مثال صدای نفس کشیدن مزدک، صدای لِه شدن برف زیر پای صبرا، صدای شیههی هُدهُد که تیر خورد، آتش سوزی شهر، صدای بازاریان در کاروانسرا، صدای دختر بچهای که گفت: «یعنی بلاخره جنگاوری کرده؟!»، به خاک افتاده شدن قزلباش و و و...
از تصویر سازی نگویم سیِتان🤦🏻♂️😍🤩 از هیبت عمارتهای زیبای دوران صفویان هم نباید غافل شد که به زیبایی هر چه تمامتر کشیده شده بود.😍
و وقتی در کشوری همچون ژاپن که خود، مهدِ مانگاست؛ این کتاب اثر برگزیده شده باشد، منِ جوانِ ایرانی به خود میبالم که چنین کتابی نوشته شده است.🤩🤩
از طرفی سه نکته را باید توجه داشت: اوّل اینکه، منابعی که برای خلقِ این کتاب نوشته شده طبق گفتهی نویسنده در برنامهی رونماییِ کتاب، منابعی بسیار خوب و ارزشمند است که معلوم است نویسنده و تصویرگر برای خلق این کتاب، مطالعات بسیاری در زمینهی تاریخ صفویان و مغولان و عثمانیان داشتهاند.
و دوّم، کتابی این چنین و کُمیک گونه میطلبد که مورد حمایت اهالی کتاب قرار بگیرد.
سوّم اینکه، در یکی دو جای کتاب حس کردم که داستان پَرِش دارد و یک دفعه قصّه عوض میشود. البته شاید نویسنده از عمد اینکار را کرده تا در جلدِ بعدیِ کتاب این حفرههای داستان را پُر کند!🤷🏻♂️
🚧یادمان باشد که برای خلقِ اثری خوب زحمات و سختیها و شبنخوابیهای بسیاری کشیده شده است.💪🏻
پینوشت(۱): اگر صفحات کتاب گلاسه میبود قطعاً صحنه های طراحی شده، نُمود بیشتری پیدا میکرد😎 ولی از طرفی هم قیمت کتاب بسیار گران میشد!🤦🏻♂️
پینوشت(۲): از ناشر محترم درخواست میکنم که هرچه سریعتر دفترهای بعدی این مجموعه را چاپ کرده و در اختیار مای خواننده ��رار دهد و از طرفی هم، نسخهی انگلیسی زبانش را هم منتشر کند تا سایر دوستانِ کتابخوانِ خارجی زبان هم، از لذّت خوانش این کتاب بهره ببرند.
پینوشت(۳): خداقوّت میگویم به دو عزیز نویسنده و تصویرگر که خلّاقانه این کتاب تاریخی را در اختیار جوانان و نوجوانان ایرانی و غیر ایرانی قرار دادند. منتظر ادامهی این داستان هستم.🤩💪🏻