اینجا آغاز زمان است، پانصد و سی و دو سال قبل از تولد شیگانهوس! جهان برای تغییراتی بزرگ آماده میشود. خطراتی بزرگ در کمین دنیای پریان نشسته است، روز نهایی سخت، امتحانی سختتر و انتخابی به شرط خون روبهروی پریاموس است. همگان خود را آماده میکنند تا آن پدیده نجاتبخشی که مقرر شده در برابر سیاهی مطلق بایستد را بیابند. آیا در پس تاریکی مطلق امیدی به رهایی خواهد بود؟ راهی طولانی تا یافتن این پاسخ باقی مانده است. بسیار بسیار طولانی...
خوب، اینم از این😁 نکتهی مهمی که من راجع به کتاب خیلی دوست داشتم، شروع جالبش بود؛ استفادهی کتاب از داستانها و خرافههای ایرانی به عنوان عناصر فانتزی، حالت تصنعی نداشت و خیلی خوب توی داستان جا گرفته بود👌 اما بریم سراغ نقد تک به تک:
طرح داستان: ⭐⭐⭐⭐ برخلاف جلد قبلی )شیگانهوس( که طرح داستان پراکنده به نظر میرسه، اینجا یه مقدار متمرکزه و ما شاهد پدیدهای هستیم که در داستانهای ایرانی و تألیفی خیلی کم به چشم میخوره!! سرنخ دادن!! معما!! Foreshadowing!! داستان رفته رفته جلو میره، ذهن رو درگیر میکنه و باعث میشه که آدم هی حدسای مختلف بزنه )چیزی که من توی کتابای تألیفی کم دیدم( و کمکم اصل داستان خودش رو نشون میده! طرح داستان توی جلد دوم که همین جلد باشه قدرت واقعی خودش رو نشون میده👌
شخصیتپردازی: ⭐⭐ یکی از مشکلاتی که من با کتاب داشتم شخصیتپردازیها بود، شخصیتهای مونث داستان مصداق این اصطلاح انگلیسی damsel in distress بودن! کاملا وابسته به شخصیتهای مذکر و ظریف و نحیف و ازین صحبتا! فقط یک شخصیت مونث قوی توی داستان وجود داشت که این مسئله خیلی من رو اذیت میکرد. نکتهی دیگه راجع به دیالوگهایی بود که از زبان شخصیتها گفته میشد؛ من نحوهی گفته شدن دیالوگها رو دوست نداشتم، به نظرم یه مقدار زیادی ساده بودن و عمق شخصیت و کاراکتر رو نشون نمیدادن! و البته یک مشکل بزرگی که وجود داشت و به خاطرش من مطمئنا دیگه از این نشر کتاب نمیگیرم، ایرادهای ویراستاری بود که تغییر لحن نویسنده رو در داستان اصلاح نمیکرد! مسئلهی دیگه حقیقتها یا شاخصههای اخلاقیای بودن که ما یهو شاهد تغییر یا بروزشون در کاراکتر میشدیم...
زاویهدید:⭐⭐⭐ زاویه دید کتاب به صورت کلی دانای کله، اما گاهی توی بعضی فصلها به دانای کل محدود تغییر کاربری میده و هر فصل از جایگاه یه کاراکتر متفاوت روایت میشه! این مسئله برای من یه مقدار گیجکننده بود اما دوست داشتن یا نداشتنش کاملا سلیقهایه )گیمافترونز هم همینطوری بود و گیجم میکرد(...
درونمایه و محتوا و قلم: ⭐⭐⭐⭐ داستان کتاب داستان خیلی خوبیه، یه ایدهی خوب پشتشه و یه نویسنده که حسابی اطلاعات بالایی داره، یه عالمه رمز و راز توی این جلد هست و اگ جلد قبل رو خوب یادتون باشه و خونده باشید توی این جلد زیاد پیش میاد که بگید )عههههه!( من قلم خانم نوربخش رو در کل دوست داشتم، گرچه یه جاهایی یه سری از توصیفات برام غریب بودن و باهاشون ارتباط برقرار نمیکردم! مشکلی که با کتاب داشتم این بود که من خوانندهای با درصد بالایی از مازوخیسم! هستم که ترجیح میدم ته کتاب انقدر درگیر کاراکترها شده باشم که با بود و نبود هر کدوم زااار بزنم و این کتاب انقد من رو از نظر احساسی درگیر نکرد...از نظر ذهنی؟ چرا! از نظر احساسی؟ نه! داستان عمق مفهومی زیادی داره، اما عمق احساسی قضیه یکم کمه! اما از شروع و پایان کتاب نگم براتون! جفتش کوبنده بود! جفتش!!!
نظر کلی:⭐⭐⭐⭐ کتاب کتابیه که ارزش خوندن داره، از فانتزیهای خوب تألیفیه و با اینکه جای بهتر شدن هست، اما جای بهتر شدن همیشه و برای همه چیز هست! خوندن این کتاب که برای کسایی که بیشتر آثار ترجمه رو خوندن کمی سخت خواهد بود، چون به سبک فانتزیهای غربی نیست، توصیفات متفاوتن و کلمات اونچه که ما انتظارش رو داریم نیستن؛ اما این به معنای ضعف نیست، بلکه تفاوته!
پ.ن: هیچوقت نمیدونم چطور یه ریویو رو تموم کنم! پ.ن: اولین ریویوی کتاااب! هووورااا👌