راستی به کل یادم رفته بود خودم را معرفی کنم. من تاریخی هستم که مرا قوم شکست خورده نوشته است. تاریخی که هیتلرش هم اکنون با سروسبیل تراشیده، در روستایی سرسبز، در جنوب ویسبادن، صبح ها خمیرگیر است و عصرها در چشمه های آب معدنی دلاکی می کند و تن رنجور بی خانمان های جنگ را مشت و مال می دهد تا از دلشان دربیاورد... تاریخی که فتحعلی شاه قاجارش لحظه پذیرش ترکمنچای درحالی که از مطربان خواسته آواز محزون بخوانند، تاجش را بر زمین می کوبد و به عموی دیوانه آدمکشش فحش های ناموسی ناجور می دهد... تاریخی که ناپلئون را از سنت هلن به بعدش تعریف می کند... خلاصه تاریخی که با قلم های شکسته و لرزان نوشته اند؛ آن قدر کمرنگ و بی رمق که کسی حوصلۀ خواندنش را ندارد؛ گرچه بخوانند هم دردی از دردهای بشریت دوا نمی کند. حتی در اغلب موارد خدشه ای به نتیجه نیز وارد نمی دارد و فقط به کار معاشرت پای منقل می آید.
امیرعلی نبویان نویسنده، مجری و بازیگر ایرانی میباشد. وی فارغالتحصیل رشتهٔ مهندسی برق از دانشگاه مازندران بوده و شهرتش را از برنامهٔ تلویزیونی رادیو هفت بدست آورد. او علاوه بر اجرا در برنامههای تلویزیون، نویسندهٔ خوبی نیز میباشد و چهار کتاب از مجموعهٔ قصههای امیرعلی از وی منتشرشده و در بازار وجود دارد.
بعدن نوشت: حالا که ایران با چین قرارداد بسته، حتما این کتاب رو بخونید....
▪︎درباره کتاب: کان لم یکن، یک داستان تخیلیِ طنز در مورد وضع سیاسی جزیرهای خیالی به اسم "استرایک" هست که توسط دوبرادر دوقلو تام و جری (پادشاه تام و پرنس جری) اداره میشه.
▪︎چیزی که فکر میکردم: من اصلا نمیدونستم امیرعلی کتاب جدید نوشته! وقتی صفحه نشر خوب رو چک میکردم تصادفی دیدم یه پست هست که امیرعلی توشه و فهمیدم کتاب نوشته. سالها پیش مجموعه قصههای امیرعلی رو خونده بودم و خیلی دوست داشتم برای همین سریع کتاب رو گذاشتم تو سبد خریدم.
▪︎چیزی که تجربه کردم: این کتاب از نظر من قلعه حیوانات ایرانیه! چرا؟ چون این داستان خیلی تخیلی خیلی شبیه واقعیتهای کشور ماست. (و امیدوارم برای همین توقیف نشه)
▪︎ چیزی که یاد گرفتم: خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج!
▪︎نحوه نگارش: من اصلا از کتابای سیاسی خوشم نمیاد و وقتی فهمیدم این کتاب به سیاست مرتبطه یکم خورد توی ذوق و گفتم خوندنش قراره یه قرن طول بکشه. اما اصلا اینطور نیست! طنز و قلم و داستانپردازی همه در کنار هم باعث میشه کتاب خیلی سریع پیش بره و احتمالا در یک نشست بتونید بخونید. کتاب یک کمدی سیاهه، اشارات جالبی داره که لبخند به لبتون میاره. البته لبخند از سر تاسف!
▪︎دیگه چی: موقع خوندن کتاب یاد رادیو هفت افتادم که امیرعلی میومد داستانهاش رو میخوند. مدام صدا و لحن خوندنش موقع خوندن متن کتاب میپیچید تو ذهنم و حس نوستالژیِ بامزهای داشت.
مقدمه و متن پشت جلد تقریبا هیچ ربطی به داستان نداره، یعنی براساس اون قضاوتش نکنید. کتاب رو بخونید متوجه میشید داستانش چیه و اون متن چی میگه. ▪︎به کیا پیشنهاد میکنم: به نظرم هر ایرانیای، حداقل یکبار کتاب رو بخونه. نمیگم این کتاب خیلی خوبه ولی حرفِ دل یکی از مردمه و خب دقیقا وضع کشور ما...
▪︎سخن آخر از زبان کتاب: برای 'حال دل خوب' تعریف دقیقی در هیچ لغتنامهای موجود نیست اما اگر بخواهیم بهزور یک معنی مشخص برایش بتراشیم باید بگوییم: 'حالِ دلِ خوب' عبارت است از یک حالتی که وقتی در قلب واقع میشود، آدمی مرغِ 'خودش' را غاز میبیند، و همهچیز خورنگتر از همیشه، دماغش چاقتر، خودش لاغرتر و کلا زندگی بدون آنکه در واقع تغییر خاصی کرده باشد، دل انگیزتر به نظرش میرسد. به زبان دیگر، یک جور خریتیست که در معرض 'تعارف' تیتاپ در وجود آدمیزاد شکل میگیرد، در حالیکه هرگز قرار نیست تیتاپی از گلویش پایین برود.
*نکته مهم: مطالعه این کتاب احتیاطا محدودیت سنی دارد و برخی شوخیهای آن مناسب همگان نیست. اگرچه در این دوره و زمانه، همانهایی که نگرانشان هستیم، حرفهای اینچنینی را بهتر از بنده و شما بلدند!
خب خب خب چی بگم ؟ کتاب بامزه و جذاب و پر از استعاره های با نمک قلم طناز امیرعلی نبویان ممکنه شما رو به قهقهه نندازه اما قطعا باعث لبخندتون میشه و شاید گاهی بلند بخندین ! طنز تلخی که توو کل کتاب حس می شد رو شاید فقط من و شما که داریم توو ایران زندگی می کنیم درک کنیم. استرایک کشوری زاده ی تخیل که هیچ کس گردن نمی گیرتش کشوری که دوست داره روابط خوبی با چین و روسیه داشته باشه کشوری که با چین قرارداد می بنده کشوری که با آمریکا خصومت داره ! کشوری که برای پوشوندن گندکاری سردمدارانش یه حواس پرتی برای مردمش ایجاد می کنه تا یادشون بره چطور کشورشون به باد رفته کشوری که پادشاه بی عرضه شون رو با نقشه ی حکومت با رای انتخاب می کنن و راضی و خوشحالن که دموکراسی دارن! و ... به نظرم باید این کتاب رو خوند. و امیدوارم دنباله ش نوشته بشه . حجم کتاب کمه و خوشبختانه با صدای خود امیر علی نبویان صوتی شده که پیشنهاد می کنم حتما بشنوید . چون خود نویسنده کاملا تونسته حس رو منتقل کنه . دوستش داشتم هر چند نمیشه گفت شما با یه شاهکار ادبی طرفید اما موضوع بکر و طنزش دلنشین بود.
داستان جزیره ای دورافتاده که نه جایی اون رو به عنوان خاک خودش قبول داره و نه استقلالش رو به رسمیت میشناسه و نه حتی مستعمره ی جایی هست. شاه اونجا مرده و حالا پسرش تام که ولیعهد بود شاه شده و جری دیگر پسرش هم در امور کشورداری به تام کمک میکنه. داستان طنز سیاسی و بسیار آشنا برای ما. و در نهایت سیاست پدر نداره، سیاستمدار پدر و مادر
قصهی کانلمیکن ماجراهای " جزیرهی استرایک" از سال ۱۹۴۷- یعنی سه سال پس از جنگ - را روایت میکند. جزیرهای در جنوب دریای بالتیک که در جریان جنگ جهانی دوم، به عنوان یک منطقهی استراتژیک، پیوسته محل درگیریهای شدید و زیر آتش مهلک توپخانهی متحدین و متفقین بود اما چند هفته مانده به پایان جنگ، ناگهان تمام نیروهای متخاصم آن را ترک کردند و رفتند و از آن روز به بعد دیگر کسی سراغی از این جزیره نمیگیرد و آن را به هیچ جای ژئوپلتیک خود حساب نمیکند. یعنی هرگز هیچ کشوری نه استرایک را به عنوان خاک خود میپذیرد و نه استقلال آن را به رسمیت میشناسد. یک خرابهی بهجا مانده از آتش جنگ با مردمی آسیب دیده و فقیر و البته شرافتمند که در تلاشاند همه چیز را از زیر صفر بسازند. این جزیره که حکومت " پادشاهی غیرمشروطه" دارد، نه در جایی از جهان صاحب سفارتخانه است و نه هیچ کشوری در آن سفارتخانه دارد. بنابراین، مردمش نه گذرنامه دارند و نه امکان مهاجرت به جای دیگری از دنیا. دراین بین تمام سعی دربار و حکومت برقرار کردن ارتباط با دیگر کشورهای دنیاست. نام این جزیره در زبان دانمارکی و سوئدی و... به معنی "حمله" است. زیرا این جزیره قبل از اینکه اسمی داشته باشد، همواره مورد هجوم وایکینگها قرار میگرفت و مهاجمان که نام این جزیره را نمیدانستند از بس به آن حمله میکردند، همین اسم را روی آن گذاشتند: استرایک! بلافاصله بعد از پایان یافتن حملات وایکینگها، نوبت به جنگهای صلیبی رسید. با آنکه این جنگها صدها فرسنگ آنطرفتر و در آناتولی اتفاق میافتاد، طرفین به انگیزههای کاملا نامشخص گهگدار به این جزیره نیز یورش میآوردند، ویران میکردند وبیآنکه وقت بگذارند و حتی یک نفر را به دین خود دعوت کنند، همه جا را به گند میکشیدند و میرفتند...
خب من همیشه طرفدار نوشتههای امیرعلی بودم و از رادیو هفت و ایمان سرورپور متوجه شدم که کتاب جدید نوشته و تقریباً همون اوایل هم خریدمش😁
داستانش به نظر سیاسی و تاریخی میاد ولی اصلاً این جوری نیست :) یه داستان خیالیه که در واقع اصلاً از ذهن نویسنده برنیومده :)
پر از اشارات به اتفاقات سیاسی ایران و اصطلاحات عامیانهست و همین، باعث میشه دوستش داشتهباشید! و متعجب بشید که اصلاً چرا به این کتاب مجوز چاپ دادن!🙂
متن کتاب در عین روون بودن، یه سری پیچیدگی داره و نویسنده خواسته که شبیه کتابهای تاریخ قدیمی ایران باشه که قابل درکه. شاید مجبور شید چند بار از روی یه سری از جملهها بخونید ولی این کار باعث نمیشه که از متن زده بشید
طرح روی جلد رو خیلیییی دوست داشتم :> برام خیلی جالب بود که طرح روی جلد هم، اسم همون کتابه :) به نظرم خیلی قشنگ درش آوردهبودن🥲🤌🏻
کتاب یکمی غلط املایی هم داشت که امیدوارم توی چاپهای بعدی اصلاحش کنن
خوندن این کتاب برای من یکم طول کشید چون داشتم کتابهای دیگهای هم میخوندم ولی اگه یه سره بشینید پاش، احتمالاً میتونید توی یکی دو ساعت تمومش کنید چون کلاً ۸۳ صفحهست!
آخر کتاب اشاره به جلدهای بعدی میشه امیدوارم توفیق خوندن جلدهای بعدش رو هم داشتهباشیم!...
《هو الحق 》 و بالاخره تمام شد🥳 راستش وقتی فهمیدم آقای امیرعلی نبویان کتاب جدید نوشته ، خیلی کنجکاو شدم و دوست داشتم کتاب رو بخونم میدونستم یک کتاب طنز و تا حدودی سیاسیه ،اما اینکه دقیقا چه داستانی داره رو خبر نداشتم اگر فیلم سن پطرزبورگ رو دیده باشید میدونید که یک بخش هایی از فیلم ،به تعریف حقایق تاریخی میگذره و بعد نویسنده اون حقایق رو با تخیل خودش ترکیب میکنه و میرسه به ایده ی داستان . مثلا ، چه خواهد شد اگر میراث تزار در ایران پنهان شده باشد؟ 🤔 شروع این کتاب هم همینه اما در ادامه انگار نویسنده راهش رو گم کرده و مدام ماجراها و گره های جدید به داستان اضافه میکنه و بدون سر و سامان دادن بهشون میره سراغ گره ی بعدی ، و در آخر شما میمونید با یک دنیا علامت سوال ... من نپسندیدم 🌼🌱 https://vrgl.ir/fLUko توی وبلاگ بیشتر توضیح دادم
کتاب کان لم یکن از امیرعلی نبویان با طنزی سیاسی اجتماعی و جذاب داستان حکومتی بنام استرایک در جزیره ای دور افتاده ، بعد از جنگ جهانی دومه که با به قدرت رسیدن تام شروع میشه و اتفاقاتی که اتاق فکر پادشاه( برادرش جری )بوجود میاره که هم خنده داره هم تامل برانگیز... طرز فکر مردم و اقدامات خود حکومت هر چند تخیلی ولی بسیار آموزندس
یه حسی بهم میگه اشتباه کردم شروعش کردم.حس درستیه یا نه؟ . . . اشتباه نکرده بودم و لذت بردم از اثر.. به غیر از برخی شوخی ها که به سمت هرزگی حرکت می کنند و برخی مزه ها که زورشان نمی رسد مخاطب را قلقلک کنند (تام و جری) یه طنز سیاسی-اجتماعی ساده با نثر ساده، نوشته شده با واژگان ساده مناسبِ مملکتی که وضعش اینه و مردمش کتاب نمیخونند
بد نبود. حسهای آشنا، حرفهای آشنا، در قالب داستانی در یک سرزمین ناشناخته. روایت همهی اینها در یک داستان طنز جالب بود و داستان کوتاه بود، برای یک بار خوندن خوب بود به نظرم. ۳.۵ براش مناسبتره.
کتاب جالبی بود. یعنی آراء نویسنده فارغ از بار علمیاش، از مدخل جالبی بهاسم جزیره استرایک بیان میشود که خلاقانهست. اینکه بار علمی کتاب کم و زیاد است، حل شدهست؛ چون خود نویسنده با اظهار نظری طنز در مقدمه، اذعان دارد که محتوای کتاب، گردآوری گفتوگوهای تاریخی-اجتماعی تاکسیهاست. سرگرمکننده و جالب.
واقعا به نظرم بامزه اومد. اگرچه خیلی کوتاه بود و مشخصا پایانبندی قرص و محکمی نداشت. شوخیهای جنسیاش آنقدر در لفافه بود که هم مخاطب بزرگسال متوجه بشود و هم امکان چاپ داشته باشد. کنایههای سیاسیاش هم اگرچه خیلی زیادی ظریف بود ولی در این بیابان غنیمت است.
قلم امیرعلی همیشه برام جذاب بوده، طنز قاطی کلامش مخصوصِ خودشه و تکراری نیست اصلا. کانلمیکن، یک کتابِ طنزِ تلخِ سیاسی/تاریخی فوقالعادست که گوش دادنش با صدای خودِ نبویان جذابیتش رو برام چند برابر کرد. درنهایت، خوندن/گوش دادنش به هر ایرانی توصیه میشود.
کلا نوشته های امیرعلی برای من همیشه جالب بوده و طنز تلخی که تو نوشتههاش هست رو کاملا میتونم به طور کامل لمس کنم و ایده اینکه اسم شهر بشه استرایک هم خیلی جالب بود.
اگه یه روز داشتین تو چهارباغ عباسی قدم می زدین اگه تصادفی روی یکی از نیکمتای اون وسط چشمتون به یه کتاب خیلی لاغرِ جلد قهوه ای خورد که توی باد ورقاش داشت می رقصید اگه کنجکاو شدین که کدوم پخمه ای تو این گرونی کاغذ و چاپ، یه کتابو همین طوری به حال خودش رها کرده
اگه رفتین سمتش اگه برداشتین ش و روی جلدشو خوندین اگه عنوانش " کان لم یکن" بود
بدونید که اون پخمه من بودم که اون کتابو سپردم به دست باد
″ ...مهم این است که البور به اندازه جری نمیدانست ملت استرایک خیلی حوصلهٔ تحلیل یک پدیدۀ مستقل را ندارند. درعوض وقتی دو تا بشود، عاشق مقایسهاند؛ خواه این قیاس بین تام و جری باشد، یا میان سلطنت و حکومت دموکراتیک. این وسط قطعاً برنده کسیست که «میان مردم» پاهایش روی زمین بوده و هست؛ نه آن یکی که در رؤیای پرواز بین زمین و هوا تلوتلو میخورد و میخورَد."
خیلی حس و حال آشنایی برای ما ایرانیها بود اینکه نویسنده هم ایرانیه تاثیر داشت. طنز قوی ای داشت. البته به نظرم کمدی سیاه بود. شوخی های خوبی تو چنته داشت و بازی با کلماتش واقعا بانمک بود و معنی رو خوب میرسوند اما خیلی خندهدار نبود و طعم تلخ واقعیت بیشتر حس میشد تا کمدی.
نسخه صوتی اینکه کتاب رو با صدای خود امیرعلی نبویان گوش دادم، جدا از خوب بودن خود کتاب و سطح طنزش برای من بیشتر یادآور کتابهای «قصههای امیر علی» بود که سالهای ابتدایی دهه ۹۰ خونده بودم. از کتاب لذت بردم و خاطرات قدیم برام زنده شد …
فکر میکنم این کتاب نسبت به کتابهای قبلی امیرعلی نبویان(قصه های امیرعلی)کتاب پخته تر و به مراتب جذابتری بود.یاد استرایک،تام و جری تا مدتها تو ذهن من میمونه
طنز امیرعلی نبویان رو از زمان مجموعه ی قصه های امیرعلی دوست داشتم. موقع خوندن این کتابش اما انگار برمیگشتم به روزای رادیو هفت و داستان رو با صدای خودش توی سرم میخوندم. در کل برای خواننده ی ایرانی خوندن این کتاب و توجه به شباهت اوضاع شیر تو شیر استرایک با کشور خودمون خالی از لطف نیست. مثل همیشه قلم روونی داره و میتونید مثل من توی یک روز و یا کمتر بخونیدش. به نوعی ما هممون راویای قوم شکست خورده ی تاریخیم.
کتاب رو تا نصفه خوندم ولی واقعا حوصله تا آخر رفتن نداشتم نه که داستان و نثر بد باشد نثر که طنز خاص خود نبویان را دارد. ولی صبر و حوصله ام دیگر نمیکشد. حتی به طنز خواندن بی عدالتی و حقه بازی اعصابم رو خرد میکند کتاب میخونم که از این همه اتفاقات عجیب و ناگوار زندگی طبیعی فرار کنم بعد تو کتاب طنز هم باید غصه مردم خیالی سرزمین استرایک رو بخورم
کتاب جالبی بود، هر چیزی بخوام بگم یه جورایی ممکنه اسپویل شه و از جذابیت داستان کم کنه، خیلی نکات ریز داره هم در طنزش هم در اصل منظور نویسنده، واسه همین لازمه خودتون بخونین که هم با طنزش بخندین و هم با نکات ظریفش آه حسرت بکشین!
اولین کتابی بود که از امیرعلی نبویان میخوندم و میتونم بگم طنز بسیار جذاب و گیرایی داشت کان لم یکن کتابیه که قطعا حالتون رو خوب میکنه و با ظرافت تمام خیلی از مسائل رو به تصویر میکشه!