Jump to ratings and reviews
Rate this book

پیراهنی برای کسب و کار

Rate this book
معرفی کتاب پیراهنی برای کسب و کار
کتاب پیراهنی برای کسب و کار نوشتۀ محمد ناگهی، مجموعه‌ای از سی و چهار داستان جهت آموزش نکته‌های مدیریتی به همراه نکات تحلیلی است.

مجموعه داستان‌های این کتاب لذت‌ یادگیری را افزایش داده و با ایجاد علاقه در تدریس و آموزش مباحث مدیریتی، کمک خوبی جهت به یادسپاری بهتر نکات برای معلمان، مربیان و علم آموزان خواهد بود. این‌گونه داستان‌ها باعث به وجود آمدن تفکر خلاق و استراتژیک در سازمان‌ها خواهد شد و در ایجاد تفکر مثبت و حرفه‌ای مدیران مؤثر است. همچنین روشی برای خلق ایده‌ها و درک مفاهیم به‌ یادماندنی نزد خوانندگان می‌باشد.

چند ماجرای اول برگرفته از روایت‌هایی به زبان‌های دیگر و در ادامه از موارد واقعی در کشورمان که توسط مؤلف به داستان تبدیل گشته و برخی دیگر داستان‌پردازی شده است. در پایان هر داستان کلمات کلیدی و نکاتی در زمینۀ بهبود دانش مدیریتی برای علاقمندان قرار داده شده است. کلیه داستان‌های این کتاب برای‌ اولین‌ بار منتشر می‌گردد.

در انتهای کتاب مطالبی جهت استفاده از ابزار داستان‌پردازی برای تبلیغ، ترویج و تصویرسازی برای تغییر رویکرد مخاطبین سازمان‌ یا برند ارائه شده است. می‌توان از این ابزار به عنوان روشی ارزان برای تبلیغ و بازاریابی که کمتر از آن توسط مدیران استفاده می‌شود، بهره‌برداری کرد.

در بخشی از کتاب پیراهنی برای کسب و کار می‌خوانیم:

پس از آنکه مدیر با تجربۀ فروش‌ یک شرکت معتبر با توجه به کهولت سن نتوانست فعالیت خود را در شرکت ادامه دهد، معاون جوان وی به عنوان جوان‌ترین مدیر در همان بخش منصوب شد. این انتصاب با مخالفت برخی اعضای هیأت مدیره که فاصله سنی آن‌ها با مدیر جوان بسیار زیاد بود روبرو شد.

مدیر جوان توانست ظرف 3 ماه سهم فروش شرکت در بازار را افزایش داده و نمایندگان فروش جدید و پر قدرتی را برای مجموعه جذب کند. اما اعضای هیات مدیره تنها خوش‌شانسی مدیر جوان را دلیل این اتفاق دانستند و مدیر عامل نیز حرف آن‌ها را به ناچار تأیید می‌کرد. مدیر جوان با تلاش بسیار بالایی و با برنامه‌ریزی دقیق توانست در مدت 7 ماه بیست درصد فروش را ارتقا داده و مجموعه خود را به عنوان برند اول بازار معرفی کند.

باز هم اعضای هیأت مدیره تنها خوش‌شانسی را دلیل این موفقیت عنوان کرده و مدیر عامل نیز به حرف آن‌ها را تصدیق می‌کرد. مدیر جوان نتوانست این وضعیت را تحمل کند و درخواست استعفا داد و بلافاصله در شرکت دیگری مشغول فعالیت شد. این در حالی بود که دیگر هیچ مدیری نتوانست موفقیت‌های وی را تکرار کند. وقتی مدیر عامل در جلسه‌ای به بررسی دلایل رفتن مدیر جوان پرداخت، تمام اعضای هیات مدیره تنها‌ یک دلیل را عنوان کردند: "ما بدشانس بودیم که وی را از دست دادیم!"

167 pages, رقعی (شومیز)

First published May 1, 2013

About the author

محمد ناگهی

2 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (66%)
4 stars
1 (33%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.