وقتی دریانوردان پرتغالی و اسپانیایی در آخرین سالهای قرن پانزدم میلادی راهی اقیانوسها شدند تا راههای جدیدی را برای رسیدن به هند کشف کنند هیچکس فکرش را نمیکرد با کشف قاره تازه، تنها در طول چند سال، جهانی که اروپایی میشناختند بیش از دو برابر بزگتر شود. گرگها با چشم باز میخوابند جلد دوم از مجموعه کتابهای سرگذشت استعمار است. این مجموعه قصد دارد تا درباره یکی از عبرتآمیزترین و دهشتناکترین ادوار تاریخی را با زبانی ساده و قابل فهم برای نوجوانان روایت کند. اشاره اسم این کتاب به رفتار وحشیانه استعمارگران است که حتی به خود هم رحم نمیکنند چه برسد به مردم کشورهای تحت استعمار.
بعد از ماجراجوییهای پرتغالیها و اسپانیاییها درمورد راهیابی به هند و قارهی آمریکا؛ کشورهای دیگه اروپایی مثل انگلستان، فرانسه و هلند هم وسوسه شدند که از این کشورگشاییها و غارتگریها عقب نمونند و این سرآغاز جدیدی بود برای جنگ بین کشورهای اروپایی برای تصاحب مستعمرات بیشتر و دست درازی به اموال کشورهای دیگه. در این بین مهاجرت انگلیسیها و فرانسویها به قارهی آمریکا برای مدیریت و بهرهبرداری بیشتر از سرزمینهای فتح شده، شروع شد. انگلیسیها حتی بخشی از زندانیان خودشون رو به این کشورها فرستادند، اون هم به اسم «تبعید» به عنوان مجازات و از اونها برای بهرهبرداری بیشتر از معادن و سرزمینهای آمریکا استفاده میکردند. اونها برای به دست آوردن سهم بیشتری در هند هم به تقابل رسیدند و جنگهایی رو توی هند شروع کردند. برای توصیف دقیق ورود انگلستان به صحنه و شروع استعمارش میشه به عبارت «دزد که به دزد بزنه، شاه دزده» اشاره کرد. «دزدی دریایی» از سمت اونها شروع شد، تا جایی رسمیت پیدا کرد که «دزدان دریایی» جایگاهی شبیه «تاجران» پیدا کردند.
این کتاب جلد دوم از مجموعه ۱۵ جلدی «سرگذشت استعمار»ه. قلم روان نویسنده و سادگی بیان اتفاقات بسیار جذابه.
جلد دوم مجموعه سرزمین استعمار در این جلد، به چگونگی افول پرتغال و اسپانیا در امر غارت سرزمینهای آمریکا، هند و شرق آسیا و جایگزینی فرانسه، هلند و در نهایت انگلیس پرداخته شده است. پس از توفیقات فراوان پرتغال و اسپانیا، بقیه کشورهای اروپایی که دیدند از قافله عقب افتادهاند، به فکر دستیابی به مناطق جدید و همچنین شکست پرتغال و اسپانیا افتادند. در میان همه این کشورها، انگلیس وحشیتر و به طبع آن موفقتر بود و توانست کشورهای مختلف را از میان بردارد و در بخشهای مختلف آمریکا و هند جای پای خودش را محکم کند.
این کتاب، برای رده سنی نوجوان بالای ۱۳ سال است. مطالب خوشخوان با زبانی ساده تا حدی داستان گونه است. این کتاب، ظهور انگلیس و فرانسه به صورت گستردهتر در رقابتهای استعماری که تا قبل از اون بیشتر در دست پرتغال و اسپانیا بوده رو طرح می کنه. اشاراتی هم به هلندی ها می کنه. میزان خشونت های طرح شده به نظرم کمتر از جلد اول بود و بیشتر مسائل سیاسی بین استعمارگران مطرح شده بود. نبود تاریخ برای خیلی از ماجراها کمی ناراحت کننده و خواننده رو گیج می کنن، مثلا همزمانی وقایع شاید خیلی مشخص نباشه. همین طور نامها فقط به فارسی ذکر شده که جستجو و تحقیق رو سخت کرده و منابع هم اصلا ذکر نشده بودند. اطلاعات نسبتا خوبی به مخاطب خودش میده. در حدی نتیجهگیری محقق و نویسنده رو هم بیان میکنه که از زاویهای، می تونه مفید باشه. نکتهای که توجهام رو جلب کرد، این بود که انگار ظهور انگلستان قدرتمند و مطرح، در این زمان استعمارگری بوده و تا قبل اون چندان مطرح نبوده. نکته جالب دیگه که البته قبلا هم در کتاب «دختر بخت» با اون روبرو شدم نوع ساکنین اولیه مهاجر از انگلیس به آمریکاست. جز فرقه کواکرها، اغلب مجرمان و فراریان و ... البته قبلا فکر می کردم دلیلش دوری از کشور اصلی و نبود قوانین چفت و بست دار در مستعمرات هست ولی بعد متوجه شدم که این، سیاست انگلیس در بازه ای از زمان بوده و بعدها، سیاست فراگیری شده تا زمان جنگ جهانی دوم که آمریکا میزبان دانشمندان و بزرگان اروپایی جنگ زده و فراری شد. در مجموع برای مخاطب خودش، یعنی نوجوانان، گزینه مفید و اگر به تاریخ علاقه مند باشند گزینه جذابیه.
گرگ ها در بسیاری از اوقات گروهی به شکار می روند و همین رفتار آنها باعث شده مردم فکر کنند آنها هنگام استراحت و خواب نیز در کنار هم هستند. خشونت و خونریز بودن این حیوان باورهایی را درباره آنها پراکنده کرده است. میگویند گرگ ها در حلقه ای روی زمین دراز میکشند و با چشم های باز می خوابند. چشم هایشان باز است چون نگرانند گرگهای دیگر آنها را پاره پاره کنند. هنگامی که اروپایی ها قاره های جدیدی را کشف کردند و ثروت های افسانه ای این قاره ها چشم هایشان را خیره کرد به رقابت با یکدیگر برخاستند تا هریک بیشتر از دیگران از منافع و دارایی های این سرزمین ها بهره برداری کنند. آنها برعکس گرگ ها دسته جمعی به شکار نمی رفتند، اما مانند گرگها با چشم هایی باز مراقب هم بودند...
با دوران اسعتماگری مشترک اسپانیا و پرتغال شروع میشه. طی یک ازدواج فامیلی، پرتغال به اسپانیا به ارث میرسه و مدتی اسپانیا یکهتاز میشه. کم کم فرانسه و هلند و انگلستان هم وارد رقابت برای غارت جهان میشن. مدتی فرانسه با دو کمپانی هند شرقی و غربی قدرت اول استعمار هند و آمریکا میشه ولی بزودی انگلیسی ها توی جنگ ۷ ساله شکستش میدن و قدرت اول میشن. دردهای دریایی انگلیسی یک کشتی پر از طلا رو از اسپانیا می دزدن و این میشه سرمایهی ملکه الیزابت برای شروع استعمار هند و راه اندازی کمپانی هند شرقی.
خلاصهی داستان یک عده گرگ وحشی دسته جمعی به جان مردم جهان افتادن تا هرچه بیشتر ثروت و منابع کشورها و مردم بیگناه رو چپاول کنن و از هر حیله و روشی در این راه استفاده کردن. لعنت به کشوری و حکومتی که با غارت و خوردن خون بقیه مردم جهان به ابرقدرت تبدیل شده. انشاءالله روزی میاد که انتقام همهی مردم بیگناه و مستعفین جهان از گذشته تا امروز رو از این خونخوارها میگیریم و حکومت عدل جهانی رو به رهبری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوجود میاریم تا مردم بتونن یه نفس راحت بکشن از دست این شیاطین.
کتاب دوم از مجموعه سرگذشت استعمار ، بسیار جالب بود و خیلی لذت بردم ، اطلاعات زیاد و لازمی رو به خواننده میده به همراه داستان های جالب ، از مثال گرگ هاش خیلی خوشم اومد . میتونید این کتاب رو از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/audiobook/140962
جلد دوم مجموعهی سرگذشت استعمار دورهای را روایت میکند که استعمار از انحصار پرتغال و اسپانیا خارج میشود و کشورهای اروپایی دیگری نظیر هلند، فرانسه، و انگلیس به میدان رقابت وارد میشوند. انگلیس با تکیه بر دزدان دریایی و غارت ثروت کشتیهای اسپانیایی و سپس با خدعه و فریب عقبماندگیاش از رقبا را جبران میکند و پس از جنگهای پی در پی اسپانیا و پرتغال را از صحنهی قدرت کنار میزند و مستعمرات آنها را تصاحب میکند. در همین حین، شاهد نزاع فرانسه و انگلیس در هند و سپس در آمریکا هستیم. این رقابت بعد از جنگهای هفتساله به اوج میرسد و در نهایت به شکست فرانسه میانجامد و جای پای انگلیس را برای چند قرن محکم میکند. یکی از نکات جالب و کمترگفتهشده ترکیب جمعیتی مهاجران اولیهٔ آمریکاست. موج نخست مهاجران انگلیسی، نه «افراد متمدن»، بلکه زندانیان، بدهکاران، خلافکاران و گروههای مذهبی تندرویی بودند که به عنوان نیروی کار اجباری به این سرزمینها اعزام میشدند. ممنوعیت تحصیل و حقوق محدود مهاجران تازهوارد و فشار کاری شدید زمینهی شورش این افراد را در سالهای بعد فراهم میکند که در نهایت با حمایت فرانسه و تا حدی اسپانیا به استقلال آمریکا از انگلیس منجر میشود. مخلص کلام اینکه دور گردون همیشه به کام یک نفر یا یک ملت نمیچرخد و قدرت در تاریخ هیچوقت پایدار نیست. پرتغال و اسپانیا در کمتر از یک قرن از اوج افتادند، فرانسه سهم بزرگی را از دست داد، و انگلیس که عقبتر بود، با ترکیبی از خشونت، هوشمندی، دریانوردی و سیاستهای بیرحمانه از همه پیشی گرفت. اما همین انگلیس هم در نهایت رو به افول گذاشت.