اینکه ایدهی شروع پدیدهی نت فلیکس یک ایدهی جذاب بوده هیچ جای شکی نیست ولی شکل تغییر ایدههای جالب در طول زمان و منطبق کردن خودشون با شرایط روز (مثلا آغاز عصر وب) یا اینکه خودشون شرایط جدیدی به وجود میارن، همیشه الهامبخش و درگیر کننده بوده. نتفلیکس الان یک غول خوش و آبرنگی هستش که گوشههای دنیای خیلی از ما رو خوشرنگ کرده (هر چند الان داره با مشکلات و رقیبهای خیلی بزرگی میجنگه و معلوم نیست آینده این غول چی میشه) ولی من نت فلیکس رو دوست دارم و برام جالبه که خیلی آدم اعم از مهندس نرفزار و مهندس رفتار! جمع شدن درون این غول و دارن همین دوست داشتن من و خیلیهای دیگه رو تحلیل و مدیریت میکنند (و این یکم ترسناکه؛ به ترسناکی و البته جذاب بودن یک "پنی دردفول") مارک رندولف نویسنده داستان خودش و آغاز نت فلیکس به نظر از اون آدمهای خوشمشرب و پرچونهای هستش که وقتی کنارشون میشینی به حرفت میگیرن و از هر چیزی باهاشون حرف میزنی و البته اونها خیلی بیشتر حرف میزنند و تو جذبشون میشی و خوندن این کتاب مثل شنیدن حرفهای جالب این آدم پرچونه است. و البته یه نگاه از درونِ استارتاپی و نوع روابط و کش و قوسهای اونها رو نشون میده و خلاصه با این نان فیکشن حال کردم :)
وقتی ۲۱ ساله بودم، تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم و می خواستم کارم را شروع کنم. پدرم فهرستی دستنویس از چند دستورالعمل به من داد. تمام آنچه در دستنویس های مرتبِ پدرِ مهندسم بود، کمتر از نصف صفحه بود. به این شکل: قوانین رندولف برای موفقیت ۱. حداقل ۱۰٪ از چیزی که از شما خاسته شده است انجام دهید. ۲. هرگز به هیچ کس درباره ی چیزهایی که نمی دانید نظری ندهید. بسیار مراقب و منظم باشید. ۳. همیشه در فراز و فرودها مؤدب و باملاحظه باشید. ۴. جر نزنید، شکایت نکنید و انتقادهای سازنده و جدی را بپذیرید. ۵. از تصمیم گیری درباره ی اموری که از آنها حقایقی می دانید نترسید. ۶. در صورت امکان، صلاحیت لازم را به دست بیاورید. ۷. ذهنی باز اما دیر باور داشته باشید. ۸. سریع باشید.
داستان شکل گیری و آغاز به کار نتفلیکس، در سالهای ابتدایی، از زبان بنیانگذار اون هست. برای کسانی که در شرف راهاندازی استارتاپ خودشون هستند یا به کارآفرینی و استارتاپ و سیلیکونولی علاقه دارند، خیلی جذاب خواهد بود. در کل برای کسانی که به مباحث کارآفرینی به شکل داستانی و آموختن از اون علاقه دارند، نکات زیادی داره.
کتاب قطعا برای کسانی که صرفا بیسوال میخوان بخوننش چیزی نداره خاصه اینکه در مورد نتفلیکس اجارهدهنده سیدی و دیویدی صحبت میکنه نه نتفلیکس فیلمساز امروزی! اما برای اونها که به دنبال نحوه تبدیل ایده به کسبوکارند، کتاب پر از نکتههای نابیه که درساموزه
کتاب باارزشیه، واسه کسایی که واقعا بهش احتیاج دارن درس های بدردبخور زیادی داره.من از خوندش کیف کردم.هیچی لذتبخش تر از دنبال کردن روند رسیدن از یه استارتاپ کوچیک به یکی از بزرگترین شرکتای فیلم دنیا نیست. تنها مشکلم ترجمه بود که بعضی جاهاش نامفهوم شده بود،اما جوری نبود که بخاطرش بگم باید بیخیال کتاب بشین.
اين كتاب رو بعد از كتاب بدون فيلتر ( داستان اينستاگرام) خوندم. و اصلا خوشم نيمد! انتهاى اين كتاب همش اين حس رو داشتم كه انگار نويسنده ميخواسته اسم خودش رو "مجددا" به نتفليكس بچسبونه.
و همونطورى كه تو يادداشت نويسنده اومده، كتاب مستند نيست. خاطرات هست كه از ٢٠ سال بازنويسى شدند، واسه همين، براي من اين كه شايد حماسى و جذاب و الكي بازنويسيش كرده باشن، خيلى دور از ذهن نيست.
توصيهش نميكنم. شايد اگر خواننده، خلاصهای از كتاب بخونه كافي باشه.
جمله آغازین کتاب: «این کتاب مستند نیست، بلکه خاطرات است.» بله، از زبان خود شخص ابله نویسنده هم آمده. از امروز به بعد خاطرات جزو مستند محسوب نمیشوند. فکر کنم خاطراتش را دستکاری کرده تا ایده و سیر ساخت شبکهی فاجعهوار و مزخرفش به چشم مردم جذاب بیاید.